نگرشى بر واژه‏ هایآیات  101-102    سوره توبه :

ما آنان را خوب مى‏شناسيم!

 

حول: اطراف چيزي كه بدان احاطه دارد.

مرد (در مردوا): اصل آن بمعناي چيز صاف است، و از اينرو بجواني كه مو در صورت ندارد «امرد» گويند، و برخي گفته‌اند: بمعناي ظهور است. و مارد بكسي گويند كه شرّ و بدي او ظاهر گردد. و «مرد الرجل» يعني سركشي كرد و از فرمان سرپيچي نمود.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  100-    سوره توبه :

پيشگامان در اسلام و ايمان

 

قرآن پس از اشاره به گروه هاى نفاقگرا و نيز تقسيم صحرانشينان به دو گروه بى‏فرهنگ و با فرهنگ، اينك در اين آيه شريفه در اشاره به گروه‏هاى توحيدگرا و با ايمان مى‏فرمايد:

«وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ»

و آن كسانى كه در گرايش به اسلام و ايمان و فرمانبردارى خدا پيشى گرفتند و در نتيجه پيشگام در ايمان و جهاد و هجرت شدند... خدا از آنان خشنود است و آنان نيز از خدا خشنود.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  97- 99   سوره توبه :

صحرانشينان بى‏فرهنگ و حق ستيز - صحرانشينان بافرهنگ و خداجو

 

«اعراب»: باديه نشين.

«أَجدر»: سزاوارتر و اساسى‏تر. اين واژه از «جَدْر» - كه به مفهوم پايه و اساس ديوار است، برگرفته شده است.

در ادامه سخن از آفت نفاق و خصلت هاى نكوهيده نفاقگرايان، قرآن در اين آيات ضمن اشاره به منافقان باديه نشين و تقسيم آنان به دو گروه سنگدل ونادان و آگاه و با ايمان، مى‏فرمايد:

«الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً»

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  94- 96   سوره توبه :

به سوگندشان بها ندهيد

 

شان نزول :

((بعضى از مفسران مى گويند اين آيات درباره گروهى از منافقان كه تعدادشان بالغ بر هشتاد نفر مى شد نازل گرديد زيرا به هنگامى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از تبوك بازگشت دستور داد هيچكس با آنها مجالست نكند و سخن نگويد و آنها كه خود را در فشار شديد اجتماعى ديدند در مقام عذر خواهى برآمدند، آيات فوق نازل شد و وضع آنها را مشخص ساخت تفسير نمونه جلد 8 صفحه 89))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  91- 93   سوره توبه :

گروههاى چهارگانه كه از جهاد معافند

 

((شاءن نزول :

در مورد آيه اول چنين نقل شده كه يكى از ياران با اخلاص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) عرض كرد: اى پيامبر خدا! من پير مردى نابينا و ناتوانم ، حتى كسى كه دست مرا بگيرد و به ميدان جهاد بياورد، ندارم ، آيا اگر در جهاد شركت نكنم معذورم ؟ پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) سكوت كرد، سپس آيه نخست نازل شد و به اينگونه افراد اجازه داد.

از اين شان نزول چنين استفاده مى شود كه حتى نابينايان به خود اجازه نمى دادند كه بدون اطلاع پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از شركت در جهاد سر باز زنند، و به اين احتمال كه شايد وجودشان با همين حالت براى تشويق مجاهدان و يا حداقل سياهى لشكر، مفيد واقع شود از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كسب تكليف مى كردند. تفسير نمونه جلد 8 صفحه 81))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  90-    سوره توبه :

مقايسه بين فقراء و تهيدستان و دروغگويان منافق

 

((مقايسه بين فقراء و تهيدستان كه آمادگى خود را براى جهاد اعلام نمودند، و دروغگويان منافق

ظاهرا منظور از « معذرون » پوزش طلبانى است كه مانند اشخاص بى بضاعت و امثال آنها به نداشتن اسلحه عذر مى خواستند، چون مى فرمايد: « و قعد الذين كذبوا» و سياق كلام دلالت دارد بر اينكه مى خواهد يكى از دو طائفه را با ديگرى قياس كند تا پستى و دنائت منافقين و فساد دلها و شقاوت قلبهايشان روشنتر نمايان شود، زيرا فريضه دينى جهاد و يارى خدا و رسول ، همه تهيدستان عرب را به هيجان درآورد، و به نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) آمدند و از نداشتن اسلحه عذر خواسته و دستور طلبيدند، و اما در اين دروغگويان هيچ اثرى نگذاشت . ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 490))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  86-89    سوره توبه :

دنياپرستى و فرومايگى

 

در اين آيه با اشاره به فرومايگى و دنيا پرستى نفاقگرايان مى‏فرمايد:

«وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ»

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  86-89    سوره توبه :

دنياپرستى و فرومايگى

 

در اين آيه با اشاره به فرومايگى و دنيا پرستى نفاقگرايان مى‏فرمايد:

«وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ»

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  84-85    سوره توبه :

خدا پيامبرش را از نماز گزاردن بر مردگان منافقان باز داشته

 

((اين آيه نهى مى كند رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) را از اينكه نماز ميت بخواند بر كسى كه منافق بوده ، و از اينكه كنار قبر منافقى بايستد، و اين نهى را تعليل كرده است به اينكه چون كفر ورزيدند و فاسق شدند و بر همين فسق خود مردند، و اين تعليل تنها در اين آيه نيامده ، بلكه در هر جا كه گفتگو از لغويت استغفار به ميان آمده همين تعليل ذكر شده است ، مانند آيه « 80» از همين سوره ، و آيه ششم از سوره منافقين كه مى فرمايد: « سواء عليهم استغفرت لهم ام لم تستغفر لهم لن يغفر الله لهم ان الله لا يهدى القوم الفاسقين » .

و از همه اين موارد كه ذكر شد برمى آيد كسى كه بخاطر احاطه و استيلاى كفر در دلش فاقد ايمان به خدا گشته ديگر راهى به سوى نجات ندارد، و نيز برمى آيد كه استغفار جهت منافقين و همچنين نماز خواندن بر جنازه هاى ايشان و ايستادن كنار قبور ايشان و طلب مغفرت كردن ، لغو و بى نتيجه است .

و در اين آيه اشاره است به اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) بر جنازه مؤ منين نماز مى خوانده و در كنار قبور ايشان مى ايستاده و طلب مغفرت و دعا مى كرده است . ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 488))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  81-83    سوره توبه :

وسوسه‏ها و بازيگرى‏ها براى دلسرد ساختن مجاهدان

 

مخلّف: وامانده را گويند چنانچه مؤخر نيز بهمين معنا است.

فرخ: ضد اندوه، و آن لذتي است كه با رسيدن بخواسته دل در قلب حاصل گردد، مانند سرور. و آنان كه در بصره بر عقيده معتزله ميزيسته‌اند، گفته‌اند: سرور و غم دو صفت هستند كه بازگشت آنها باعتقاد است. و سرور اعتقاد به وصول منفعت يا دفع ضرر در آينده است، و غم و اندوه نيز در مقابل آن اعتقاد برسيدن ضرر يا از دست رفتن منفعتي در آينده است، و مرحوم سيد مرتضي قدس اللَّه روحه نيز همين گفتار را اختيار فرموده.

خلاف: بمعناي مخالفت است، و ابو عبيده معتقد است كه بمعناي دور شدن ميباشد

اين آيات نيز بسان آيات گذشته در مورد پيكار تبوك و وسوسه‏ها و بازيگرى‏هاى نفاقگرايان براى دلسرد ساختن مجاهدان راه حق و فضيلت از حركت به سوى ميدان و همراهى پيامبر است،

خداي تعالي در اين آيات خبر دهد كه جمعي از منافقان كه پيغمبر- صلي اللَّه عليه و آله- آنان را با خود به تبوك نبرد و براي ماندن كسب اجازه كردند از اين تخلف خود خوشحال و شادمان بودند و بهمين منظور فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  79-80    سوره توبه :

عيب‏جويى و بهانه‏تراشى

 

مطوّع: اين واژه در اصل «متطوع» بوده و از ريشه «طوع» بر گرفته شده وبه مفهوم فرمانبردارى از خداست، امّا در آيه شريفه منظور كسى است كه افزون بر پرداخت صدقات واجب، صدقات مستحبّ نيز مى‏پردازد، چرا كه «تطوّع» كارى است كه انسان با انجام آن در خور پاداش و ستايش مى‏شود، امّا با ترك آن در خور كيفر نمى‏گردد.

جهد: وادار ساختن خويشتن به كارهاى سخت و دشوار.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  75- 78   سوره توبه :

حق ناشناسى و ناسپاسى

((اين آيات طائفه ديگر از منافقين را يادآور ميشود كه از حكم صدقات تخلف ورزيده و از دادن زكات سرپيچيدند، با اينكه قبلا مردمى تهى دست بودند و با خدا عهد كرده بودند كه اگر خداى تعالى به فضل خود بى نيازشان سازد حتما تصدق دهند و از صالحان باشند، ولى بعد از آنكه خداى تعالى توانگرشان ساخت بخل ورزيده و از دادن زكات دريغ نمودند. ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 473))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  74-    سوره توبه :

نقشه‏اى شوم بر ضد پيامبر خدا

 

همّ: آهنگ مقارن با انجام فعل است، و به آهنگ تنها «همّ» نگويند مگر آنكه بحد نهايي قوت در نفس برسد (يعني تصميم قطعي).

نيل: رسيدن بكار است.

نقم: ناخوش داشت.

فضل: فزوني در خير و نيكي است. و تفضل آن فزوني در خيري را گويند كه قادر بر آن ميتواند بكند و ميتواند نكند.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  73-    سوره توبه :

ايستادگى در برابر كفر آشكار و نهان

 

((« جهاد» و « مجاهدت » به معناى سعى و بذل نهايت درجه كوشش در مقاومت است - چه به زبان باشد و چه به دست - تا آنجا كه منتهى به كارزار شود.

و ليكن در قرآن كريم بيشتر در معناى كارزار استعمال شده ، هر چند در غير قتال نيز استعمال شده مانند آيه « و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا...» ، ليكن در آن معنا شايع است .

ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه : 457

و هر جا كه اين كلمه در قتال استعمال شده تنها كفار منظورند كه تظاهر به مخالفت و دشمنى دارند،))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  71-  72  سوره توبه :

تفسير پرتوى از ويژگى‏هاى ايمان آوردگان

 

در آيات گذشته سخن در مورد خصلت‏هاى نكوهيده نفاقگرايان بود. روند بحث و تناسب و حكمت كلام ايجاب مى‏نمود كه پرتوى از اساسى‏ترين ويژگى‏ها و اوصاف ايمان آوردگان نيز ترسيم گردد؛ به همين جهت آفريدگار هستى در اين مورد مى‏فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  67-  70  سوره توبه :

برخى از خصلت‏هاى زشت نفاقگرايان

 

((نشانه هاى منافقان

در اين آيات نيز بحث همچنان درباره منافقان و رفتار و نشانه هاى آنها است . اما در نخستين آيه مورد بحث اشاره به يك مطلب كلى مى كند و آن اينكه ممكن است روح نفاق به اشكال مختلف ظاهر شود، و در چهرههاى متفاوت خودنمائى كند كه در ابتدا جلب توجه نكند، مخصوصا خودنمائى روح نفاق در يك مرد با يك زن ممكن است متفاوت باشد، اما نبايد فريب تغيير چهره هاى نفاق را در ميان منافقان خورد، بلكه با دقت روشن مى شود كه همه در يك سلسله صفات كه قدر مشترك آنان محسوب مى شود شرى كند، لذا مى گويد:

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  64-  66  سوره توبه :

تفسير نقشه شيطانى بدانديشان بر ضد پيامبر

 

((بيان اين دسته از آيات مربوط به منافقين و توطئه آنها براى قتل پيامبر (ص ) در راه تبوك

اين آيات به ذكر يك خصوصيت ديگرى از خصوصيات منافقين و زشتى ديگرى از زشتيها و جرائم آنان مى پردازد كه همواره سعى داشتند با پرده نفاق آن را بپوشانند. آنان كمال مراقبت را داشتند كه مبادا آن زشتى از پرده بيرون بيفتد و سوره اى از قرآن در باره آن نازل شود و نقشه شوم آنان را نقش بر آب كند.

اين آيات خبر مى دهد از اينكه منافقين جمعيتى معتنابهى بوده اند، چون مى فرمايد: « ان نعف عن طائفه منكم نعذب طائفه : اگر ما از طائفه اى از شما بگذريم طائفه ديگرى از شما را عذاب خواهيم كرد» . و نيز دلالت دارد بر اينكه منافقين با يك باند ديگرى از منافقين ارتباط داشته اند، چون مى فرمايد: « المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض : مردان و زنان منافق با يكديگر ارتباط دارند» و نيز دلالت دارد بر اينكه همه ادعاى مسلمانى و ايمان داشتند، حتى آن روزى كه زبان به كلمه كفر باز كردند و كفر درونى خود را بيرون ريختند، چون آيه « قد كفرتم بعد ايمانكم » بخوبى بر اين معنا دلالت دارد.

و نيز برمى آيد همه براى پياده كردن نقشه اى كه با هم ريخته بودند فعاليت مى كردند و در موقع طرح آن به كفر خود تصريح كرده و تصميم بر امر بزرگى گرفته بودند، كه خداى تعالى ميان آنان و انجام تصميمشان حائل شد و اميدشان نااميد و نقشه ها و فعاليتهايشان خنثى گرديد، و اين معنا را از آيه « و لقد قالوا كلمه الكفر و كفروا بعد اسلامهم و هموا بما لم ينالوا» بخوبى مى توان فهميد.

و نيز برمى آيد كه پاره اى از حركات و عمليات كه از تصميم خطرناك آنها حكايت كند از ايشان سرزده بود، كه وقتى بازخواست شدند اين چه كارى بوده كه كرديد بهانه آورده اند به عذرى كه بدتر از گناه بوده و اين معانى را از آيه « ولئن سالتهم ليقولن انما كنا نخوض و نلعب » مى توان استفاده كرد:

ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 439

آيات بعد از اين آيه در يك سياق متصل و مربوط بهم ، دلالت دارند بر اينكه اين واقعه در ايامى اتفاق افتاده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) براى رفتن به جنگ تبوك از مدينه خارج شده و هنوز برنگشته بود، اين معنا را از آيه « فان رجعك الله الى طائفه منهم » و آيه « سيحلفون بالله لكم اذا انقلبتم اليهم » مى توان فهميد.

پس خلاصه آيات اين مى شود: جماعتى از كسانى كه با رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) بيرون آمدند توطئه چيدند كه آسيبى به آن حضرت برسانند، و در همين موقع بود كه به كلمات كفرآميزى كه كفر ايشان را بعد از آنكه اسلام آورده بودند ثابت مى كرد، سخن گفته ، آن را مخفى داشتند، آنگاه تصميم گرفتند نقشه اى كه براى كشتن رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) چيده اند پياده كنند، يا بدون خبر بر سرش بريزند، و يا بنحوى ديگر آن حضرت را به قتل برسانند، خداوند كيد ايشان را باطل نمود و رسواشان كرد، و پرده از روى اسرار خطرناكشان برداشت ، بعد از آنكه مورد بازجوئى قرار گرفتند گفتند: ما داشتيم آهسته با هم صحبت و بازى مى كرديم ، خداى تعالى به زبان پيغمبرش مورد عتابشان قرار داد كه شما خدا را مسخره و آيات او و پيغمبرش را استهزاء مى كنيد، آنگاه تهديدشان مى كند به اينكه اگر توبه نكنند عذاب خواهند شد و پيغمبرش ‍ را امر مى كند تا به جهاد عليه ايشان و عليه كفار قيام كند.))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  64-  66  سوره توبه :

تفسير نقشه شيطانى بدانديشان بر ضد پيامبر

 

((بيان اين دسته از آيات مربوط به منافقين و توطئه آنها براى قتل پيامبر (ص ) در راه تبوك

اين آيات به ذكر يك خصوصيت ديگرى از خصوصيات منافقين و زشتى ديگرى از زشتيها و جرائم آنان مى پردازد كه همواره سعى داشتند با پرده نفاق آن را بپوشانند. آنان كمال مراقبت را داشتند كه مبادا آن زشتى از پرده بيرون بيفتد و سوره اى از قرآن در باره آن نازل شود و نقشه شوم آنان را نقش بر آب كند.

اين آيات خبر مى دهد از اينكه منافقين جمعيتى معتنابهى بوده اند، چون مى فرمايد: « ان نعف عن طائفه منكم نعذب طائفه : اگر ما از طائفه اى از شما بگذريم طائفه ديگرى از شما را عذاب خواهيم كرد» . و نيز دلالت دارد بر اينكه منافقين با يك باند ديگرى از منافقين ارتباط داشته اند، چون مى فرمايد: « المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض : مردان و زنان منافق با يكديگر ارتباط دارند» و نيز دلالت دارد بر اينكه همه ادعاى مسلمانى و ايمان داشتند، حتى آن روزى كه زبان به كلمه كفر باز كردند و كفر درونى خود را بيرون ريختند، چون آيه « قد كفرتم بعد ايمانكم » بخوبى بر اين معنا دلالت دارد.

و نيز برمى آيد همه براى پياده كردن نقشه اى كه با هم ريخته بودند فعاليت مى كردند و در موقع طرح آن به كفر خود تصريح كرده و تصميم بر امر بزرگى گرفته بودند، كه خداى تعالى ميان آنان و انجام تصميمشان حائل شد و اميدشان نااميد و نقشه ها و فعاليتهايشان خنثى گرديد، و اين معنا را از آيه « و لقد قالوا كلمه الكفر و كفروا بعد اسلامهم و هموا بما لم ينالوا» بخوبى مى توان فهميد.

و نيز برمى آيد كه پاره اى از حركات و عمليات كه از تصميم خطرناك آنها حكايت كند از ايشان سرزده بود، كه وقتى بازخواست شدند اين چه كارى بوده كه كرديد بهانه آورده اند به عذرى كه بدتر از گناه بوده و اين معانى را از آيه « ولئن سالتهم ليقولن انما كنا نخوض و نلعب » مى توان استفاده كرد:

ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 439

آيات بعد از اين آيه در يك سياق متصل و مربوط بهم ، دلالت دارند بر اينكه اين واقعه در ايامى اتفاق افتاده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) براى رفتن به جنگ تبوك از مدينه خارج شده و هنوز برنگشته بود، اين معنا را از آيه « فان رجعك الله الى طائفه منهم » و آيه « سيحلفون بالله لكم اذا انقلبتم اليهم » مى توان فهميد.

پس خلاصه آيات اين مى شود: جماعتى از كسانى كه با رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) بيرون آمدند توطئه چيدند كه آسيبى به آن حضرت برسانند، و در همين موقع بود كه به كلمات كفرآميزى كه كفر ايشان را بعد از آنكه اسلام آورده بودند ثابت مى كرد، سخن گفته ، آن را مخفى داشتند، آنگاه تصميم گرفتند نقشه اى كه براى كشتن رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) چيده اند پياده كنند، يا بدون خبر بر سرش بريزند، و يا بنحوى ديگر آن حضرت را به قتل برسانند، خداوند كيد ايشان را باطل نمود و رسواشان كرد، و پرده از روى اسرار خطرناكشان برداشت ، بعد از آنكه مورد بازجوئى قرار گرفتند گفتند: ما داشتيم آهسته با هم صحبت و بازى مى كرديم ، خداى تعالى به زبان پيغمبرش مورد عتابشان قرار داد كه شما خدا را مسخره و آيات او و پيغمبرش را استهزاء مى كنيد، آنگاه تهديدشان مى كند به اينكه اگر توبه نكنند عذاب خواهند شد و پيغمبرش ‍ را امر مى كند تا به جهاد عليه ايشان و عليه كفار قيام كند.))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  62-  63  سوره توبه :

سوگند دروغ براى رسيدن به هدف

 

احق: سزاوارتر. فرق بين «أحق» (سزاوارتر) و «اصلح» (شايسته‌تر) آن است كه «احق» گاهي از غير صفات فعل است مانند آنكه گويي «زيد أحق بالمال» (زيد سزاوارتر بمال است) ولي «أصلح» مخصوص صفات فعل است، و از اينرو گفته ميشود: «اللَّه أحق بأن يطاع» (خدا سزاوارتر است كه فرمانبرداريش شود) ولي در اينمورد «اصلح» گفته نمي‌شود.

((خداى تعالى در اين آيه خطابى را كه قبلا به پيغمبرش داشت به مؤ منين برگردانيده ، و به اصطلاح التفات بكار برده . و گويا وجه اين التفات اين است كه اشاره كند به آن حكمى كه در جمله « و الله و رسوله احق ان يرضوه ان كانوا مومنين » بود، و آن اين بود كه بر هر مومنى واجب است كه رضاى خدا و پيغمبرش را بدست بياورد، و در مقام سرپيچى و نافرمانى خدا و رسول برنيايد كه در اين عمل ، نكبتى بزرگ و دوزخى جاودانه است . ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 428))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  61-    سوره توبه :

پاسخى درس آموز به عيبجويان

 

((شان نزول

در تفسير قمى در ذيل اين آيه آمده است كه : سبب نزول اين آيه اين بود كه عبد الله بن نبتل (يكى از منافقين ) همواره نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مى آمد و فرمايشات آنجناب را مى شنيد و براى منافقين نقل مى كرد، و به اصطلاح سخن چينى مى كرد، خداوند جبرئيل را فرستاد و به آنجناب گفت : اى محمد! مردى از منافقين نمامى مى كند و مطالب تو را براى منافقين مى برد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) پرسيد او كيست ؟ گفت : مرد سياه چهره اى است كه سرش پر مو است ، با دو چشمى نگاه مى كند كه گوئى دو تا ديگ است ، و با زبان شيطان حرف مى زند.

ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 434

رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) او را صدا زد و او قسم خورد كه من چنين كارى نكرده ام . حضرت فرمود: من از تو قبول كردم ، ولى تو ديگر اينكار را مكن . آن مرد دوباره نزد رفقاى خود برگشت و گفت : محمد مردى دهن بين است ، خدا به او خبر داده بود كه من عليه او سخن چينى مى كنم و اخبار او را براى شماها مى آورم و او از خدايش قبول كرده بود، ولى وقتى من گفتم كه من چنين كارى را نكرده ام ، از من هم قبول كرد.

و بدين جهت خداوند اين آيه را نازل كرد: « و منهم الذين يوذون النبى و يقولون هو اذن قل اذن خير لكم يومن بالله و يومن للمومنين » يعنى خدا را در آنچه به او مى گويد تصديق مى كند و حرفهاى شما را هم در آنچه عذر مى آوريد مى پذيرد، ولى در باطن تصديق ندارد، و براى مؤ منين ايمان مى آورد و از آن مؤ منين آن كسانى هستند كه به زبان اقرار به ايمان مى كنند و ليكن اعتقادى به گفته خود ندارند.))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  60-    سوره توبه :

محورهاى هشتگانه مصرف زكات

 

((اين آيه مواردى را برمى شمارد كه بايد صدقات واجب (زكوات ) در آن موارد مصرف شود، به دليل اينكه در آخر آيه مى فرمايد: « فريضه من الله » . و آن موارد بطورى كه از ظاهر سياق آيه برمى آيد هشت مورد است ، و لازمه آن اين است كه فقير و مسكين هر يك موردى جداگانه بحساب آيند.ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 417))

ادامه نوشته