نگرشى بر واژه‏ های آیات  204-206 سوره اعراف :

آداب شنيدن قرآن

 

انصات: سكوت براي گوش دادن.

آصال: جمع «اصل» و «اصل» جمع «اصيل» ميان عصر و غروب خورشيد.

اعراب:

تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً: مصدرهايي هستند كه جايگزين صفت شده و حال مي‌باشند.

دُونَ الْجَهْرِ: عطف بر «تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً» يعني «غير رافعين اصواتكم»

((به هنگام شنيدن تلاوت قرآن خاموش باشيد

اين سوره (سوره اعراف ) با بيان عظمت قرآن آغاز شده ، و با آيات مورد بحث كه آنهم از قرآن سخن مى گويد، پايان مى پذيرد، هر چند بعضى از مفسران براى نزول نخستين آيه مورد بحث ، شاءن نزولهائى ذكر كرده اند از جمله اينكه ابن عباس و جمع ديگرى گفته اند، مسلمانان در آغاز كار گاهى در نماز صحبت مى كردند، و گاهى شخص تازه وارد، به هنگامى كه نماز را شروع مى كرد، از ديگران سؤ ال مى كرد، چند ركعت نماز خوانده ايد،؟ آنها هم جواب مى دادند فلان مقدار، آيه بالا نازل شد و آنها را از اين كار نهى كرد. و نيز از زهرى نقل شده : هنگامى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تلاوت قرآن مى كرد، جوانى از انصار همراه او بلند قرآن مى خواند ، آيه نازل شد و از اين كار نهى كرد. تفسير نمونه جلد 7 صفحه 70))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  201-203 سوره اعراف :

پرواپيشگان و راه پيكار با وسوسه شيطان

 

ممسوس: جن زده. كسي كه جن زده شده باشد.

اجتباء: برگزيدن و انتخاب نمودن. جبايه: جمع آوري خراج.

بصائر: برهان‏ها و بينش‏ها. براهين. جمع بصيرة اين كلمه در سوره انعام ذيل آيه 104 مورد بحث واقع شده است.ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌10، ص: 148

اعراب:

اذا: اولي ظرف زمان و از أدات شرط و دومي ظرف مكان و براي مناجات است.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  199-200 سوره اعراف :

چهار دستور انسانساز به پيامبر

 

عفو: اين واژه به مفهوم مقدار اضافى يك چيز، حدّ وسط و ميانه، آسان گرفتن كارها و گذشت از لغزش و خطا آمده است.(69)

عرف: شناخته شده، پسنديده، شايسته و هر وصف نيكو؛ درست در برابر ناشناخته و «نُكر».

نزغ: فريفتن و از جاى خود حركت دادن. پاره‏اى نيز آن را به وسوسه و تباهى و تبهكارى معنى كرده‏اند و برخى نيز بر آنند كه به مفهوم ورود دركارى به منظور پديد آوردن تباهى است.

((اين آيات آخر سوره است ، و در آنها مجددا غرضى را كه سوره بخاطر ايفاء آن نازل شده ذكر نموده يعنى به پيغمبرش دستور مى دهد به اينكه سيره حسنه و رفتار ملايمى را اتخاذ كند كه دلها را متوجه آن سازد تا نفوس بدان بگرايند، و نيز تذكر، و در آخر ذكر را هم توصيه مى كند. ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 497))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  196-198 سوره اعراف :

سالار و معبود شايسته كرداران

 

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  194-195 سوره اعراف :

روشنگرى و اتمام حجّت

 

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  189-193 سوره اعراف :

تفسير يكتايى و قدرت شگرف آفريدگار انسان و جهان

 

((كفران يك نعمت بزرگ

در اين آيات به گوشه ديگرى از حالات مشركان و طرز تفكر آنها و پاسخ به اشتباهاتشان اشاره شده است و از آنجا كه آيه گذشته سود و زيان و آگاهى از علم غيب را منحصر به خدا معرفى مى كرد، و در حقيقت اشاره به توحيد افعالى خدا بود، اين آيات مكمل آنها محسوب مى شود، زيرا اينها نيز اشاره به توحيد افعالى خدا است . تفسير نمونه جلد 7 صفحه 50))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  188 سوره اعراف :

تنها او از ژرفاى دل‏ها آگاه است

 

شاءن نزول :        

((بعضى از مفسران (مانند مرحوم طبرسى در مجمع البيان ) نقل كرده اند كه اهل مكه به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) گفتند تو اگر با خدا ارتباط دارى آيا پروردگار تو را از گرانى و ارزانى اجناس در آينده با خبر نمى سازد كه از اين طريق بتوانى آنچه به سود و منفعت است تهيه كنى و آنچه به زيان است كنار بگذارى و يا از خشكسالى ، و يا پر آبى مناطق مختلف آگاه سازد تا به موقع از مناطق خشك به سرزمينهاى پر بركت كوچ كنى ؟! در اين هنگام آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت .تفسير نمونه جلد 7 صفحه 44))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  187 سوره اعراف

چه زمانى فراخواهد رسيد؟

 

إِيّان: چه زمانى؟ در پرسش از هنگام تحقّق و رويداد پديده‏اى به كار مى‏رود. ايان: سؤال از وقت و ظرف براي فعل

ساعة: رستاخيز.

ارساء: اثبات يا تحقق چيزى را مى‏گويند.

حفّى: كنجكاو و جستجوگر.

اعراب:

يَسْئَلُونَكَ: كاف مفعول اول و «عَنِ السَّاعَةِ» در محل مفعول دوم

أَيَّانَ مُرْساها: بتقدير «قائلين ايان  » مبتدا و خبر

 بغتة: مصدر و در محل حال از ضمير «تاتيكم»

شأن نزول

 در شأن نزول و داستان فرود نهمين آيه مورد بحث، «ابن عباس» آورده است كه گروهى از يهود نزد پيامبرگرامى آمدند و گفتند: اگر تو به راستى پيامبر خدا هستى بگو كه رستاخيز چه زمانى فراخواهد رسيد؟ و آن گاه بود كه اين آيه شريفه بر قلب پاك پيامبر گرامى فرود آمد:

يسئلونك عن السّاعة....

و پاره‏اى از جمله «قتاده» آورده‏اند كه گروهى از قريش اين پرسش را نمودند كه آيه شريفه فرود آمد.

ادامه نوشته

تجمیع عرفان و سیاست در وجود امام علی (ع)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  184-186 سوره اعراف :

 

 

جِنّة: جنون و ديوانگى؛

ملكوت: فرمانروايى حقيقى و واقعى بر هستى.

شاءن نزول

((مفسران اسلامى چنين نقل كرده اند كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) هنگامى كه در مكه بود، شبى بر كوه صفا بر آمد و مردم را به سوى توحيد و يكتا پرستى دعوت نمود، مخصوصا تمامى طوائف قريش را صدا زد و آنها را از مجازات الهى برحذر داشت ، تا مقدار زيادى از شب گذشت ، بت پرستان مكه گفتند: ان صاحبهم قد جن بات ليلا يصوت الى الصباح !: «رفيق ما ديوانه شده ، از شب تا صبح نعره مى كشيد»! در اين موقع آيه فوق نازل شد و به آنها در اين زمينه پاسخ دندانشكنى داد.

با اينكه آيه شاءن نزول خاصى دارد، در عين حال چون دعوت به شناخت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و هدف آفرينش و آمادگى براى زندگى ديگر مى كند، با بحثهاى گذشته كه پيرامون «گروه دوزخى و بهشتى» سخن مى گفت ، پيوند روشنى دارد. تفسير نمونه جلد 7 صفحه 37))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  182-183 سوره اعراف :

عذاب مرحله به مرحله و تدريجى

 

استدراج: گرفتن تدريجى.

املاء: تأخير و مهلت دادن.

متين: استوار، سخت.

كيد: تدبير، مكر.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  180-181  سوره اعراف :

نيكوترين نام‏ها تنها از آن خداست

 

اسم: نام و واژه‏اى كه به طور اشاره بر مفهومى دلالت نمايد.(( كلمه « اسم » بحسب لغت چيزى را گويند كه بوسيله آن انسان بسوى چيزى راه پيدا كند، چه اينكه علاوه بر اين دلالت ، معناى وصفى اى را هم افاده بكند مانند لفظى كه حكايت كند از معناى موجود در آن چيز، و يا صرف اشاره به ذات آن چيز باشد مانند زيد و عمرو و مخصوصا اسم هاى مرتجل كه قبلا سابقه وصفى نداشته و تنها اشاره به ذات دارد.المیزان ))

الحاد: انحراف از راه راست. لحد قبر هم بهمين مناسبت است كه در كنار قبر است.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های آیات  175-179  سوره اعراف :

فرجام ننگبار دانشمندان توجيه‏گر ستم

 

نبا: خبر از حادثه‌اي بزرگ. نبوت نيز از همين كلمه مشتق است. نبي كسي است كه خداوند به او  خبر داده است.

اخلاد: سكون دائم «اخلاد به ارض» چسبيدن بزمين.

لهث: اين است كه سگ زبان خود را از تشنگي بيرون آورد. «لهاث» سوزش عطش. در حديث  سعيد بن جبير است كه:

«المراة اللهثي انما تفطر رمضان»

زني كه عطش دارد، روزه رمضان را افطار مي‌كند. برخي گفته‌اند: لهث يعني نفس زدن شديد.

ذرء: انشاء و خلق اسم: كلمه‌اي است كه دلالت بر معني كند بطور اشاره و فعل كلمه‌اي است كه دلالت بر معني كند بطور افاده و صفت كلمه‌اي است كه از يك اصل گرفته شده و تابع اسمم است.

اعراب:

مثلا: تفسير ضمير «ساء» كه به معناي «بئس» است. بنا بر اين فعل ماضي غير متصرف و تقدير آن «ساء المثل مثلا» است. در اين كلام يك حذف ديگر هم هست و آن اين است كه «الْقَوْمُ الَّذِينَ»» به تقدير «مثل القوم  » است. اين حذفها بخاطر قرينه است.

لجهنم: لام عاقبت. مثل «فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا» (قصص 8) يعني او را گرفتند و سر انجام دشمنشان شد. در حالي كه او را گرفته بودند كه نور چشمشان باشد. چنان كه زن فرعونن گفت: «قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ» (قصص 9).

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌10، ص: 120

علي بن عيسي گويد: اين لام براي اضافه است كه گاهي مفيد علت و گاهي مفيد شبه علت است.

ادامه نوشته