نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات54-55سوره  انعام  :

 

«سلام»: اين واژه به چهار معنى آمده است:

1 - درود و سلام گفتن كه نوعى دعا براى سلامتى ديگرى است.

2 - به مفهوم سلامت و امنيت.

3 - به مفهوم درختى است پرتوان و نيرومند كه از آفتها سالم است.

4 - نامى از نامهاى مقدس خداست.

با اين بيان اين واژه در صورت نخست (مصدر)، در صورت دوّم جمع، و در صورت سوّم و چهارم اسم است.

«بيّنه»: به مفهوم دليل و سندى است كه ميان حق و باطل جدايى مى‏افكند و روشنگرى مى‏كند.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات72-73سوره  انعام  :

 

اعراب :

وَ أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ: ممكن است به تقدير «و امرنا لان نسلم و لان نقيم الصلاة» باشد، و ممكن است به تقدير «امرنا بالاسلام و باقامة الصلاة» باشد بنا بر اين در محل نصب است.

عالِمُ الْغَيْبِ: صفت براي «الَّذِي خَلَقَ ...»

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات71سوره  انعام  :

 

استهوته: او را پرتاب به بيراهه كرد.

حيران: سرگردان. كسي كه راه بجايي نمي‌برد. اين كلمه صفت مشبهه است.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات70سوره  انعام  :

 

ابسال: گرفتار كردن و كيفر دادن.

عدل: فدا

حميم: آب جوش

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات68-69سوره  انعام  :

 

شان نزول

امام باقر ع فرمود: هنگامي كه خداوند فرمود: پس از يادآوري با قوم ستمكار منشين (آيه 68) مسلمانان گفتند: اگر بايد هر جا كه مشركين به استهزاي قرآن پرداختند، ننشينيم، بايد از داخل شدن مسجد الحرام و طواف بيت اللَّه هم خودداري كنيم. از اينرو خداوند فرمود: وَ ما عَلَي الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ ... يعني حساب آنها بگردن اهل تقوي نيست. بدينترتيب آنها را امر كرد كه تا مي‌توانند به ارشاد و هدايت مشركين بپردازند.

در اين آيه، خداوند مسلمانان را دستور مي‌دهد كه از مجالست با مشركين هنگام استهزاي قرآن خودداري كنند. مي‌فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات65-67سوره  انعام  :

 

لبس: اختلاط و در هم آميختن كار يا سخن.

شيع: جمع شيعه. يعني فرقه‌ها. تشيّع عبارت از اين است كه از لحاظ ديني از كسي پيروي كنند و او را دوست دارند. در عرف مسلمين به كسي شيعه گفته ميشود كه به امامت و خلافت بلا فصل علي (ع) بعد از پيامبر، معتقد باشد، اعم از اماميه و زيديه و ...

به همين جهت است كه بديگران شيعه گفته نميشود. مگر اينكه بدون الف و لام بكار رود و اضافه شود مثل: «شيعة بني العباس».

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات63-64سوره  انعام  :

 

اعراب

تدعونه: حال

 لَئِنْ أَنْجانا: حال

تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً: حال.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات61-62سوره  انعام  :

 

اقتدار و شكوه او

در اين آيه شريفه نيز سخن از قدرت بى‏همانند و بى‏كرانه آفريدگار هستى و علم بى پايان او است كه مى‏فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات61-62سوره  انعام  :

 

اقتدار و شكوه او

در اين آيه شريفه نيز سخن از قدرت بى‏همانند و بى‏كرانه آفريدگار هستى و علم بى پايان او است كه مى‏فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات59-60سوره  انعام  :

 

مفاتح: جمع مفتح بكسر ميم يعني كليد و جمع مفتح بفتح ميم يعني خزانه.

توفي: گرفتن و استيفاي چيزي بطور كامل.

جرح: كاري كه با اعضاي تن انجام گيرد.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات56-58سوره  انعام  :

 

اعراب

مِنْ دُونِ اللَّهِ: مقصود اضافه دعا به غير خداوند و دعا كردن به ساحت فاقد اثر بتهاست.

اذا: اين كلمه، معناي جزا مي‌دهد. يعني اگر بتها را پرستش كنم، جزاي من گمراهي است.

اكنون خداوند، پيامبر خود را مأمور مي‌كند كه از بتهاي آنها تبري جويد.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات52-53سوره  انعام  :

 

شأن نزول

  در داستان فرود نخستين آيه مورد بحث از «عبداللَّه بن مسعود» آورده‏اند كه: روزى گروهى از سركردگان قريش بر پيامبر گرامى گذشتند كه گروهى از ياران آن حضرت، همچون: «بلال»، «عمّار»، «خبّاب»، «صهيب» و... بر گرد وجود خورشيد جهان افروز رسالت گردآمده و به پيام خدا گوش جان سپرده بودند.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات50-51سوره  انعام  :

 

خزائن: جمع خزانه، جايي كه چيزي در آن نگهداري شود.

اكنون به پيامبر خود دستور ميدهد كه بدنبال خواهش‌هاي ابلهانه آنها نسبت به نازل شدن آيات عذاب، به آنها بگويد كه ادعاي خدايي ندارد بلكه مدعي پيامبري است. مي‌فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات46-49سوره  انعام  :

 

صدوف: منحرف شدن. صدف و صدفه يعني جانب. همچنين صدف يعني بناي مرتفع. در حديث است كه

«كان (ص) اذا مر بصدف مايل اسرع المشي»

هر گاه از ديوار يا بنايي كه مايل شده بود مي‌گذشت، به سرعت مي‌رفت.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات42-45سوره  انعام  :

 

باساء: اين كلمه از «باس» يعني خوف و ترس.

ضراء: اين كلمه از «ضرّ» يعني زيان.

تضرع: اظهار خواري

 مبلس: كسي كه دچار حسرت شديد است. فراء گويد: يعني كسي كه دليلي ندارد و بيچاره شده است.

دابر: پشت سر و دنباله. بازماندگان.

برخي گفته‌اند: دابر يعني آخر.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات40-41سوره  انعام  :

 

اكنون به پيامبر خود دستور مي‌دهد كه با كفار، به استدلال پردازد. مي‌فرمايد:

قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات35-36سوره  انعام  :

 

نفق: نقب و پناهگاه در زير زمين. اصل اين كلمه به معناي خارج شدن است.

منافق يعني كسي كه خارج از ايمان است. نفقه يعني چيزي كه از دست انسان خارج مي‌شود.

سلّم: نردبان وسيله سالمي براي بالا رفتن.

استجابت: فرق آن با اجابت اين است كه در استجابت، معناي قبول است ولي اجابت، اعم از رد و قبول است. برخي هر دو را بيك معني دانسته‌اند.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات33-34سوره  انعام  :

 

((اين آيات رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) را در لغزشهائى كه مشركين در باره امر دعوت وى داشتند تسليت داده و با وعده حتمى نصرتش ، دلخوش مى سازد، و بيان مى كند كه دعوت دينى دعوتى است كه بايد در محيط آزاد و با حفظ اختيار اشخاص صورت گيرد، تا هر كه مى خواهد ايمان آورد و هر كه مى خواهد كفر ورزد، و چون دعوت دينى اساسش بر اختيار است ، قدرت و مشيت حتمى الهى در آن دخالت نمى كند، و اشخاص را مجبور به قبول نمى سازد، و گرنه خداوند مى توانست تمامى افراد بشر را بر هدايت مجتمع سازد.المیزان ))

ادامه نوشته