نشانههاى يكتايى آفريدگار هستى
«استواء»: اين واژه در فرهنگ عرب در اصل به مفهوم برابر شدن، يكسان گرديدن، برابرى و يكسانى، راست و درست، معتدل، ميانه، پايدارى و پايدار شدن (278) آمده است، امّا در آيهه شريفه به مفهوم پرداختن به تدبير جهان هستى مناسب به نظر مىرسد. ((« استواء« به معناى تسلط و استقرار بر چيزى است ، و گاهى هم در معناى تساوى استعمال مى شود، مثلا گفته مى شود: « استوى زيد و عمرو زيد و عمرو با هم برابرند« ، در جمله « لا يستوون عند الله « از قرآن كريم نيز به اين معنا است .المیزان ))
«عرش»: به چند معنى آمده است:
1 - تخت؛ «ولها عرش عظيم»(279) و براى آن بانو تخت پرشكوهى بود.
2 - فرمانروايى؛ هنگامى كه گفته مىشود: «ثلّ عرشه» يعنى فرمانروايى و اقتدارش نابود شد.
3 - سقف؛ «خاويةٌ على عروشها»(280)... كه سقفها و بامهايش يكسره فروريخته بود.
«حثيث»: شتاب، سرعت و تندروى.
«بركت»: در اصل به مفهوم پايدارى و جاودانگى است.