نگرشى بر واژه های آیات31-32 سوره اعراف :
نگرشى بر واژه های آیات31-32 سوره اعراف :
زيبايى درون و برون
سرف :راغب مى گويد: كلمه سرف به معناى تجاوز از حد است در هر عملى كه انسان انجام مى دهد و ليكن اين معنا در انفاق مشهورتر است .ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 99
«تحريم»: حرام كردن و هشدار دادن از انجام كارى، و در برابر آن روا و حلال ساختن است.
در آيات گذشته قرآن يادآور گرديد كه آفريدگار هستى به شما انسانها رزق و روزيهاى گوناگون ارزانى داشته و لباس و پوشش مناسب پديد آورده است، اينك در اين آيه روشنگرى مىكند كه خويشتن را به نعمتها و زيورها و ارزشهاى معنوى بيارايند و در همه ميدانها از اسرافكارى بپرهيزند و رعايت اعتدال و ميانهروى را فراموش نسازند.
يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ
هان اى فرزندان انسان، لباسهاى فاخر و زيباى خود را در عبادتهاى گروهى جمعه و عيد بپوشيد.
اين تفسير براى آيه شريفه از حضرت باقرعليه السلام روايت شده است، امّا به باور برخى منظور اين است كه در تمام نمازها لباسهاى زيبا و خوب خود را بپوشيد.
((((معناى « به همراه برداشتن زينت در موقع رفتن به سوى مسجد« آرايش ظاهرى نيست ، بلكه آرايشى است معنوى كه مناسب با نماز و طواف و ساير عبادات باشد. پس معناى آيه بر مى گردد به امر به زينت كردن نيكو براى نماز و غير آن و اطلاق آن شامل نماز اعياد و جماعات و نمازهاى يوميه و ساير وجوه عبادت و ذكر مى شود. ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه :100))
«عياشى» در تفسير خود آورده است كه حضرت مجتبىعليه السلام هرگاه به نماز برمىخاست، بهترين لباسهاى خود را مىپوشيد، و هنگامى كه دليل كارش را مىپرسيدند مىفرمود: خدا زيباست و زيبايى را دوست دارد و من خود را براى ورود به بارگاه پروردگار خويش آراسته مىسازم؛ خداى من مىفرمايد: به هنگام حضور در هر مسجد و هر نمازى زينتهاى خويش را برگيريد، و من دوست مىدارم كه در اين فرصتها بهترين لباس خود را بپوشم.
انّ اللَّه جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هويقول: خذوا زينتكم عند كل مسجد فاحب أَنْ ألبس اجود ثيابى.(260)
از ديدگاه گروهى از مفسّران منظور اين است كه: به هنگام نماز فراز و نشيبهاى بدن خويش را بپوشانيد. و اين دستور بدان جهت فرود آمد كه شرك گرايان به هنگام طواف برگرد كعبه، برهنه مىشدند و مردها در روز روشن و زنها در طول شب برهنه و عريان به طواف مىپرداختند؛ از اين رو به توحيد گرايان فرمان رسيد كه به هنگام طواف و نماز، سراسربدن خويش، بويژه اندامهاى جنسى خود را بپوشانيد.
و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه منظور شانه و گردن است.
وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا
بر شما رواست كه از آنچه برايتان حلال شده است بخوريد و بنوشيد، امّا هشدار تان باد كه اسراف نكنيد كه از حلال خدا به حرام مىرسيد.
((((« و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا...« - در اين جمله دو امر اباحى و يك نهى تحريمى است كه جمله « انه لا يحب المسرفين « نهى تحريمى مزبور را تعليل مى كند. و همان طورى كه قبلا هم اشاره كرديم اين امر و نهى و علتى كه براى آن ذكر شده همه از متفرعات داستان بهشت آدم است ، و خطاب اين جمله مانند خطاب هاى آن داستان عمومى است و اختصاص به يك دين و يك صنف ندارد. پس اينكه بعضى از مفسرين گفته اند آيه « يا بنى آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد« دلالت دارد بر اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مبعوث به جميع امم دنيا است . و همچنين اينكه گفته اند خطاب در اين آيه به حسب لغت زنان را شامل نمى شود وليكن به حسب شرع آنان را به تبع مردها شامل مى شود، صحيح نيست ، زيرا همانطورى كه گفتيم اين خطاب اختصاص به امت اسلام ندارد و شمولش نسبت به زنان از ناحيه تغليب و وجود قرينه عقلى است نه به حسب شرع . ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه :100))
«مجاهد» مىگويد: اگر در راه خدا به اندازه كوه «اُحد» هم انفاق گردد اسراف نخواهد بود، امّا اگر به اندازه يك درهم در راه گناه هزينه گردد، اسراف و گزافكارى است.
يك داستان جالب در اين مورد آوردهاند كه «هارون» پزشكى داشت كه مسيحى بود روزى او به يكى از چهرههاى علمى آن روزگار «على بن الحسين» گفت: آيا در قرآن شما چيزى در مورد دانش پزشكى نيامده است؟ به باور من دانش بر دو بخش است: دانش پزشكى كه از جسم انسان و بهزيستى و بهداشت و سلامت آن سخن مىگويد، و ديگر دانش دين كه از بهروزى و سلامت جان و آراستگى روان و اخلاق شايسته بحث مىكند.
آن شخصيت علمى در پاسخ پزشك مسيحى گفت: چرا، در قرآن همه دانش پزشكى در يك آيه آمده است.
پرسيد كدام آيه؟
گفت: قرآن مىفرمايد: بخوريد و بياشاميد امّا زياده روى نكنيد: كلوا واشربوا و لا تسرفوا...
و افزود پيامبر ما نيز همه دانش پزشكى را در يك روايت كوتاه آورده است: المعدةُ بيت كلّ داء و الحميةُ رأس كلّ دواء و اعط كلّ بدن ما عودته.(261)
معده مركز و خاستگاه هر بيمارى است و رژيم شايسته غذايى اصل و اساس هر نسخه پزشكى و دارو است و بهوش باشيد كه جسم را از آنچه عادت داده و او را پروردهايد محروم نسازيد.
پزشك مسيحى بهت زده شد و گفت: ما ترك كتابكم ولا نبيكم لجالينوس طبا!
واقعيت اين است كه قرآن و پيامبر شما در رشته پزشكى چيزى را براى دانشوران نامدار اين علم بسان «جالينوس» فروگذار نكردهاند.
به هر حال در تفسير آيه مورد بحث برخى نيز بر آنند كه منظور از «اسراف» حرامخوارگى و خوردن مال ديگران به ناروا و ظالمانه است و آيه شريفه از اين كار هشدار مىدهد؛ چرا كه خوردن حرام گرچه ناچيز هم باشد اسراف و تجاوز است.و نيز هر آنچه را خردمندان زشت شمارند و براى سلامت و شخصيت انسان زيانبار باشد، چهره ديگرى از اسراف است، بسان تهيدستى كه ديگ خانهاش را با مشك و گلاب بجوشاند و خود را با انواع عطرهاى گرانقيمت عطر آگين سازد و بى آنكه نيازهاى اساسى خانه و خانواده اش را در نظر داشته باشد، در آمد خود را در هزينههاى بى مورد هزينه كند.
إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (31)
خدا اسرافكاران را دوست نمىدارد؛ چرا كه آنان را زيرباران نكوهش گرفته است.
فولادوند: اى فرزندان آدم، جامه خود را در هر نمازى برگيريد، و بخوريد و بياشاميد و[لى] زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد.
در آيه گذشته آفريدگار هستى رهنمود مىدهد كه به هنگام فرارسيدن وقت نماز و عبادت خدا، لباسهاى خوب و زيورهاى خويش را برگيريد، و بدون فرورفتن به زياده روى و اسراف، در زندگى خويش از نعمتهاى او بخوريد و بنوشيد و بهره بريد، امّا از آنجايى كه گروهى از مردم عصر جاهليت بسيارى از اين كارها را ناروا مىشمردند و در حال احرام خوردن شير و روغن را روا نمىدانستند، و شترانى را كه ده بار بچه آورده بودند، و نيز شترانى كه گوششان را شكاف زده بودند، بهرهورى از آنها را ناروا قلمداد مىكردند، آفريدگار هستى در راه زدودن اين فرهنگ خرافى و جاهلى در اين آيه مىفرمايد:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ
هان اى پيامبر: به اينان بگو: لباسهايى كه مردم خود را به وسيله آنها آراسته مىسازند و نيز روزيهاى پاكيزه و حلال و عادلانه را چه كسى بر بندگان او تحريم كرده است؟ همه اينها را خدا براى بندگانش آفريده است، چرابرخى بهرهورى از آنها را برخويشتن حرام ساخته و خود را محروم مىسازند؟
((كلمه « الزين « در مقابل معناى « الشين « است ، و به معناى كارها و چيزهايى است كه عيب و نقص را از بين ببرد و « الشين « به معناى هر چيزى است كه مايه رسوايى و نقص انسان و نفرت اشخاص از او بوده باشد. ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه :100))
((معناى اخراج زينت در طيبات رزق (در ذيل آيه :قل من حرم زينة الله ...)
« اخراج زينت « استعاره اى است تخييلى و كنايه است از اظهار آن . آرى ، اين خداى سبحان است كه به الهام و هدايت خود انسان را از راه فطرت ملهم كرده تا انواع و اقسام زينت هايى كه مورد پسند جامعه او و باعث مجذوب شدن دلها به سوى او است ايجاد نموده به اين وسيله نفرت و تنفر مردم را از خود دور سازد.
ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه :100
پس گر چه به حسب ظاهر به وجود آوردن زينت ها و ساير حوائج زندگى كار خود انسان است ، و ليكن از آنجايى كه به الهام خداوند بوده در حقيقت او ايجادش كرده و آن را از پنهانى به عرصه بروز و ظهور در آورده ، چون مى دانسته كه اين نوع موجود محتاج به زينت است .
آرى ، اگر انسان در دنيا بطور انفرادى زندگى مى كرد هرگز محتاج به زينتى كه خود را با آن بيارايد نمى شد، بلكه اصلا بخاطرش هم خطور نمى كرد كه چنين چيزى لازم است ، و ليكن از آنجايى كه زندگيش جز بطور اجتماع ممكن نيست ، و زندگى اجتماعى هم قهرا محتاج به اراده و كراهت ، حب و بغض ، رضا و سخط و امثال آن است ، از اين جهت خواه ناخواه به قيافه و شكل هايى بر مى خورد كه يكى را دوست مى دارد و از يكى بدش مى آيد، لذا معلم غيبى از ماوراى فطرتش به او الهام كرده تا به اصلاح مفاسد خود بپردازد، و معايب خود را بر طرف ساخته خود را زينت دهد، و شايد همين نكته باعث شده كه از انسان به لفظ « عباده « كه صيغه جمع است تعبير بفرمايد.
چرا خداوند به ضروريات زندگى از قبيل لباس پوشيدن و خود را آراستن امر نموده است؟
امر پروردگار به ضروريات زندگى از قبيل لباس پوشيدن و خود را آراستن از همين باب است كه مى خواهد تربيتش حتى در اينگونه امور ساده و پيش پا افتاده رعايت شده باشد، پس كسى نگويد امر به پوشيدن لباس و تنظيف و آرايش چه معنا دارد.
صاحب تفسير المنار جواب ديگرى از اين حرف داده - و چه نيكو گفته است : اين حرف را كسانى مى زنند كه از تاريخ امم و سرگذشت ملل گذشته بى خبرند، وگرنه آن را سطحى و ساده تلقى ننموده به اهميت و ارزش آن پى مى بردند، چون اكثر مردم نيمه وحشى جزيره نشين و كوهستانى هاى آفريقا كه در جنگل ها و غارها تنها و يا دسته جمعى زندگى مى كردند زن و مردشان لخت بسر مى بردند، اسلام به هر قومى از آنان كه دست يافت با امثال آيه مورد بحث لباس پوشيدن را به آنان ياد داد و ستر عورت را بر ايشان واجب كرد، و به سوى تمدن سوق شان داد. و من خيال مى كنم اين قبيل حرفها از ناحيه دشمنان اسلام در دهن ها افتاده است ، گويا مبلغين مسيحيت به منظور رم دادن مردم از اسلام و دعوت شان به كيش خود اين طعنه ها را زده اند، وگرنه ارزش دعوت اسلام به لباس و آرايش بر هيچ كس پوشيده نيست . و لذا بعضى از منصفين مسيحى اعتراف كرده اند به اينكه اين گونه طعنه ها نسبت به اسلام بى انصافى است ، اسلام با اين حكم خود منت بزرگى به گردن ما اروپائيان دارد، چون اگر اسلام نبود ما امروز در خطه پهناور آفريقا تجارت پارچه و قماش نداشته و ساليانه مبالغ هنگفتى سود نمى برديم . اين حكم اسلام تنها در بين مسلمين آنجا حسن اثر نداشته بلكه امم و ملل بت پرست نيز وقتى هموطنان خود را ديدند كه پس از قبول اسلام ملبس به لباس شدند و به زينت و آرايش خود پرداختند آنان نيز به تقليد از مسلمين لباس پوشيده رسم ديرينه خود را ترك گفتند.
شاهد زنده اين مدعا، ساكنين بلاد هندند، چون بت پرستان اين ناحيه در عين اينكه از قديم الايام مردمى متمدن بودند مع ذلك هم اكنون هزاران هزار از زن و مردشان لخت مادرزاد و يا نصف و يا ربع بدن شان برهنه است .
ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 103
بعضى از مردان شان در بازارها و كارگاه ها بدون لباس آمد و شد مى كنند، و فقط عورت ها و يا حد اكثر از كمر به پايين را مى پوشانند، زنان شان شكم و ران ها را برهنه نموده و از كمر به بالاى شان هم برهنه است . دانشمندان همين قوم اعتراف كرده اند كه اين مقدار از لباس را هم مسلمانان به آنان آموخته اند. و همچنين غذا خوردن در ظرف هم از آثار اسلام است ، چون مى ديدند كه مسلمين هيچ وقت بدون ظرف غذا نمى خورند حتى فقراى آنان كه دسترسى به ظرف ندارند غذا را روى برگ درختان ريخته از روى آن بر مى دارند و مى خورند، و در عين تهى دستى هرگز از لباس و آرايش خود كم نمى گذارند.
خلاصه اينكه ، در سراسر گيتى هر كجا كه اسلام قوتى دارد به ميزان نفوذ و قوتش مظاهر تمدن از قبيل لباس ، آرايش و امثال آن به چشم مى خورد، اينجا است كه ارزش واقعى اين اصل اصلاحى اسلام معلوم مى شود و به خوبى به دست مى آيد كه اگر اسلام چنين اصلى را نمى داشت و متعرض مساءله لباس و آرايش نمى شد و آن را بر مسلمين واجب نمى كرد، به طور مسلم امروز امم و قبايل بى شمارى همچنان در حال توحش باقى مانده بودند. با اين حال چطور يك مشت فرنگى مآب به خود اجازه مى دهند كه بر حسب عادت زشتى كه دارند در كمال تبختر كلاه خود را كج گذاشته ، روى مبل قهوه خانه و يا كاباره و يا ميكده ها تكيه زده بگويند: اين چه دينى است كه حوائج و ضروريات زندگى بشرى را جزء شرايع خود قرار داده ، مثلا به لباس پوشيدن و غذا خوردن و آب آشاميدن امر نموده و اين قبيل امور را با اينكه احتياجى به سفارش و وحى آسمانى ندارد جزء احكام خود قرار دهد؟ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 104))
به باور برخى منظور از «طيّبات» خوردنيهاى پاك و پاكيزه و لذت بخش است، و به باور برخى ديگر چيزهاى حلال و روا. امّا به باور ما همان ديدگاه و معناى نخست بهتر است؛ چرا كه همه اين نعمتها در سراى آخرت از آن بندگان با ايمان و شايستهكردار خداست.
قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ
به باور «ابن عباس» منظور اين است كه ايمان آوردگان و شرك گرايان در نعمتهاى پاكيزه دنيا با هم شريك هستند و همه از خوردنيهاى آن مىخورند و از لباسهاى آن مىپوشند و با همسران شايسته و زيبا از ديدگاه خود پيمان زندگى مشترك مىبندند، امّا در جهان ديگر همه اين نعمتها و روزيها ويژه توحيدگرايان و پرواپيشگان است و شرك گرايان از لطف و نعمت خدا بهرهاى نخواهند داشت.
اين ديدگاه را «فرّاء» نيز مىپذيرد؛ امّا به باور «جبايى» منظور اين است كه همه اين نعمتها در زندگى دنيا براى مردم با ايمان رواست امّا خالص از غم و اندوه و رنج و ناراحتى نيست، و در جهان ديگر است كه اين نعمتها بدون رنج و درد براى آنان فراهم شده است.
كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (32)
همانگونه كه شما را به راه شايسته و به آنچه سود شما در آن است راه مىنماييم، و صلاح دين و دنياى شما را برايتان خاطر نشان مىسازيم، درست همين گونه آيات و نشانههاى يكتايى و قدرت خود را براى مردمى كه مىدانند بروشنى بيان مىكنيم.
فولادوند: [اى پيامبر] بگو: «زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده، و [نيز ] روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده؟» بگو: «اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آوردهاند و روز قيامت [نيز ]خاصّ آنان مىباشد.» اين گونه آيات [خود] را براى گروهى كه مىدانند به روشنى بيان مىكنيم.
رهنمود آيه شريفه
1 - از آيه شريفه اين واقعت دريافت مىگردد كه پوشيدن لباسهاى فاخر و خوب، و نيز خوردن غذاهاى لذت بخش و مفيد رواست. اين نكته افزون بر قرآن از روايات نيز دريافت مىگردد؛ براى نمونه:
1 - از حضرت سجاد عليه السلام آوردهاند كه آن گرانمايه عصرها و نسلها «عبايى» به پنجاه دينار خريد و در فصل تابستان آن را در راه خدا انفاق كرد. روشن است كه آن بزرگوار نه خريد آن را نا درست مىدانست و نه بهرهورى از آن و نه انفاق آن را در راه خدا؛ و مىفرمود: چه كسى زيورهايى را كه خدا براى بندگان پديد آورده و نيز روزيهاى پاكيزه را حرام ساخته است؟! قل من حرم زينة اللَّه ...
2 - و نيز «عياشى» از «يوسف بن ابراهيم» آورده است كه گفت: روزى بر حضرت باقر عليه السلام وارد شدم، ديدم كه آن بزرگوار جامه بلند و فاخرى پوشيده و عبايى خوب و پرشكوه كه از «خز» بافته شده بود بر تن نموده است.
هنگامى كه به آن حضرت نزديك شدم، گفتم: سرورم! آيا اين عباى شما از «خز» فراهم شده است؟
فرمود: آرى.
پرسيدم: ديدگاه شما در مورد آن چيست؟
فرمود: پوشيدن لباسى كه از «خز» باشد مانعى ندارد.
گفتم: گويى نخ آن از ابريشم است.
فرمود: بازهم مانعى ندارد، مگر نشنيدهاى كه وقتى نياى گرانمايهام حضرت حسينعليه السلام را به شهادت رساندند، «عبايى» از خز در تن داشت؟
و افزود هنگامى كه امير مؤمنان «ابن عباس» را به سوى فرقه خوارج گسيل داشت، وى به هنگام حركت فاخر ترين لباس خود را پوشيد و بهترين مركب را براى سوارى برگزيد و خوشبوترين عطر را به كار برد و به سوى آنان رفت.
خوارج گفتند: پسر عباس! ما تو را بهترين مردم مىشناسيم؛ پس چرا اينك در لباس جبّاران و بر مركب اشراف آمدهاى؟
«ابن عباس» در برابر آنان به تلاوت اين آيه پرداخت: قل من حرّم... و آنان فروماندند.
آرى حضرت باقرعليه السلام پس از بيان جريان ابن عباس، رو به من نمود و فرمود: يوسف بن ابراهيم! تو نيز در زندگى خويش لباس خوب بپوش و خود را آراسته ساز كه خدا زيباست و زيبايى و وقار را دوست مىدارد، امّا فراموش نكن كه بايد از حلال باشد و نه از حرام.
فالبس و تجمّل فانّ اللّه جميل و يحبّ الجمال و لكن من حلال.(262)
2 - نكته درس آموز ديگرى كه از آيه شريفه دريافت مىگردد اين است كه بهرهورى از همه نعمتهاى زندگى براى انسان رواست، مگر اينكه دليلى آن را تحريم كند؛ چرا كه قرآن مىفرمايد: زيورهايى را كه خدا بر شما حلال ساخته و روزيهايى كه برايتان پديد آورده، چه كسى آنها را بر شما تحريم كرده است؟
قل من حرّم زينة الله...
آرى، از اين آيه شريفه اصل اباحه دريافت مىگردد، همانگونه كه از خردسالم و رشديافته. و اينجاست كه دين و خرد باهم هماهنگ مىگردند.
تفسیر نور:
شايد بتوان گفت: آنچه در قرآن با خطابِ «يا بنى آدم» بيان مىشود، مربوط به تمام انسانها و همهى اديان و از مشتركات آنان است.
قرآن به مال و فرزند، «زينت» گفته است، «المال و البنون زينة الحياة الدّنيا» <71> بنابراين ممكن است آيه بيانگر اين باشد كه مال و فرزند خود را هنگام رفتن به مسجد همراه داشته باشيد، تا با مال، به حل مشكلات اقتصادى مسلمين بپردازيد و با حضور فرزند در مساجد و جماعات، مشكلات تربيتى نسل آينده را حل كنيد.
در روايات، امامجماعتِ عادل، آراستگى ظاهر، عطر زدن ولباس زيبا پوشيدن به هنگام نماز، بلند كردن دستان به هنگام ركوع و سجود در نماز، شركت در نماز عيد و نماز جمعه،از جمله مصاديق زينت شمرده شدهاند. <72>
امام مجتبى عليه السلام به هنگام نماز و حضور در مسجد، بهترين لباس خود را مىپوشيد و مىفرمود: «انّ اللّه جميل يحبّ الجمال فاتجمّل لربّى»، خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، و من لباس زيباى خود را براى پروردگارم مىپوشم و آنگاه اين آيه را تلاوت مىفرمودند. <73>
خداوند زيبايى و زينت را دوست دارد و گرنه به آن امر نمىفرمود، «خذوا زينتكم» چنانكه اسلام، آيين فطرى است و انسان نيز فطرتاً از زينت لذّت مىبرد.
با زينت به مسجد رفتن، احترامى است به بندگان خدا، به عبادت خدا و همچنين سبب ايجاد جاذبه و ترغيب عملى ديگران به آمدن در آنجاست.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: اموال، وديعه و امانت الهى در دست انسان است و مصرف بايد دور از اسراف باشد. <74>
گرچه استفاده از زينت و طعام، امرى فطرى و طبيعى است، ولى در شرايط خاص مانند وجود نيازمندان و محرومان، بايد با آنان همدردى كرد. لذا در تاريخ مىخوانيم كه نوع لباس امام صادق عليه السلام كه مردم در رفاه نسبى به سر مىبردند با لباس امام على عليه السلام كه مردم فقير و ندار بودند، متفاوت بود، چون شرايط اجتماعى هر كدام فرق داشت. <75>
امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه رزق يك روز خود را داشته باشد، ولى قانع نباشد و از مردم سؤال و تكدّى كند، از مسرفان است. <76>
اسراف در غذا و پرخورى، منشأ بسيارى از بيمارىهاى جسمى و روحى و مايهى سنگدلى و محروم شدن از چشيدن مزهى عبارت است. چنانكه پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند: «المعدة بيت كلّ داء» معده، كانون هر بيمارى است. پزشكى مسيحى پس از شنيدن اين آيه و حديث گفت: تمام علم طب، در اين آيه و اين سخن پيامبر شما نهفته است. <77>
امام صادق عليه السلام فرمودند: آنچه باعث از بين رفتن مال و زيان رساندن به بدن باشد، اسراف است. «انّما الاسراف فيما أتلف المال و اَضرّ بالبدن» <78> و در روايت ديگرى مىخوانيم: آن چه در راه خدا مصرف شود هرچند بسيار زياد باشد، اسراف نيست و آنچه در راه معصيت خدا استفاده شود، هرچند اندك باشد، اسراف است. <79>
1- مسجد كه پايگاه مسلمين است، بايد آراسته، زيبا و با جاذبه باشد. «خذوا زينتكم عند كلّ مسجد»
2- بهترين وزيباترين لباس، براى بهترين مكان است.«خذوا زينتكم عندكلّ مسجد»
3- اسلام، هم به باطن نماز توجّه دارد، «فى صلاتهم خاشعون» <80> ، هم به ظاهر آن. «زينتكم عند كلّ مسجد» آرى، در اسلام، ظاهر و باطن، دنيا و آخرت بهم آميخته است.
4- زينت، اگر چه در نماز فردى هم ارزش است، اما در اجتماع و مسجد، حساب ويژهاى دارد. «عند كلّ مسجد»
5 - اوّل نماز، آنگاه غذا. «عند كلّ مسجد و كلوا و اشربوا» اوّل توجّه به روح و معنويّت، آنگاه توجّه به جسم.
6- صرفهجويى، محبوب خداوند است و بهرهگيرى از زينت و غذا بايد دور از اسراف باشد. «ولا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين»
اين آيه، زينت را براى انسان حلال مىشمرد. قرآن، يكى از نعمتهاى خداوند را، زينت آسمانها با ستارگان جهت تماشاگران مىداند، «زيّنّاها للنّاظرين» <81> امّا بايد علاقه به زينت، انسان را به هلاكت نكشد و بهرهگيرى از آن كنترل شده باشد، لذا قرآن، نشاندادن زينت زنان را جز براى شوهرانشان و مَحرمهاى آنان، حرام مىداند. «لايبدين زينتهنّ الاّ لبعولتهنّ» <82>
عثمانبن مظعون، خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله آمد و از تصميم خود نسبت به اخته و مقطوع النّسل كردن خود و عزلت و فاصله گرفتن از همسر و خانواده واجتماع خبر داد. آن حضرت به شدّت او را از اين كار منع كرد و فرمود: براى كنترل شهوت، روزه بگير و به جاى رياضت و رهبانيّتِ مردود به مسجد برو و در انتظار نماز بنشين و به جاى بيابانگردى، در جبهههاى جنگ و حج و عمره شركت كن، از همسر و عطريّات استفاده كن و از اموال خود به محرومان بده و از حرامها دورى و هجرت كن، اين راه و روش من است و هر كه از اين روش اعراض كند و توبه نكند، فرشتگان از ورود او به حوض كوثر منع خواهند كرد. <83>
عاصمبن زياد نيز تصميم گرفت شيوهى زندگى خود را تغيير داده واز حلالها و لذّتها كناره گيرد. حضرت على عليه السلام آن تفكّر را محكوم كرد، و هنگامى كه از آن حضرت پرسيد: پس چرا خودتان اين همه سادهزندگى مىكنيد؟ امام در پاسخ فرمود: من رهبر جامعه ما، خداوند بر رهبران لازم كرده كه سطح زندگى خود را در سطح افراد ضعيف جامعه نگهدارند و در غم ديگران شريك باشند. <84>
حضرت على عليه السلام در برخورد با خوارج متحجّر، هنگام اعزام نمايندهى خود ابن عبّاس به سوى آنان، به او دستور مىدهد بهترين لباسها را بپوشد و خود را معطّر و خوشبو ساخته و با اسبى زيبا نزد آنها برود. <85>
بعضى آيه را اين گونه تفسير كردهاند كه رزق و زينت دنيا، آميخته با انواع تلخىهاست، ولى رزق و زينتِ آخرت، بىغصّه و خالص است.
1- پيامبر، مسئول مبارزه با بدعتها است. «قل مَن حرّم»
2- اسلام، با زهد نابجا ورياضت نامشروع ورهبانيّت، مخالف است. «قلمَنحرّم»
3- اصل در بهرهگيرى از زينتها و طيّبات، مباح بودن است، مگر دليلى خاص بر حرمت آنها باشد. «مَن حرّم»
4- استفادهى مناسب از زينت و ترغيب مردم به آن، ارزشمند است. «زينة اللّه» زيرا زينت به خدا نسبت داده شده است.
5 - راه رسيدن به خدا، ترك امور حلال و طيّب نيست، بلكه استفادهى بجا و رعايت قسط وعدل است. «قل مَن حرّم زينة اللّه...»
6- اسلام، هماهنگ با فطرت و آيين اعتدال است، به نيازهاى طبيعى پاسخ مثبت مىدهد، آنچه را مفيد است حلال مىشمرد و از آنچه ضرر دارد نهى مىكند. «مَن حرّم... أخرج لعباده»
7- زينت، همچون غذا، مورد نياز انسان است. (زينت در كنار خواركىها مطرح شده است) «زينة اللّه... و الطيّبات من الرّزق»
8 - هدف اصلى از آفريدن نعمتها، استفاده و برخوردارى مؤمنان است، گرچه كافران نيز بهرهمىبرند. «قل هى للّذين آمنوا فى الحياة الدنيا» البتّه در جاى ديگر مىفرمايد: «انّا جعلنا ما على الارض زينة لها لنبلوهم أيّهم احسن عملاً» <86> هرچه را روى زمين است، زينت آن قرار داديم تا آنان را بيازماييم كه كدام يك بهتر عمل مىكنند.
9- در بهرهبردارى از نعمتهاى دنيوى، مؤمن و كافر يكسانند، ولى كاميابى قيامت مخصوص مؤمنان است. « للّذين آمنوا خالصة يوم القيامة»
10- علم وعالم، جايگاه ويژهاى نزد خدا دارند. «كذلك نفصّل الايات لقوميعلمون»
الجدول:
سورة الأعراف (7) :
يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (31)
الإعراب:
(يا بني آدم) مرّ إعرابها ، (خذوا) فعل أمر مبنيّ على حذف النون ... والواو فاعل (زينة) مفعول به منصوب و (كم) ضمير مضاف إليه (عند) ظرف مكان منصوبمتعلّق ب (خذوا) ، (كلّمسجد) مثل الأولى ، (الواو) عاطفة في المواضع الثلاثة (كلوا، اشربوا) مثل خذوا (لا) ناهية جازمة (تسرفوا) مضارع مجزوم وعلامة الجزم حذف النون.. والواو فاعل (إنّه لا يحبّ) مثل إنّه يرى..
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (32)
الإعراب:
(قل) فعل أمر، والفاعل ضمير مستتر تقديره أنت (من) اسم استفهام مبنيّ في محلّ رفع مبتدأ (حرّم) فعل ماض، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو (زينة) مفعول به منصوب (الله) لفظ الجلالة مضاف إليه مجرور (التي) اسم موصول مبني في محلّ نصب نعت لزينة (أخرج) مثل حرّم (لعباد) جارّ ومجرور متعلّق ب (أخرج) ، و (الهاء) ضمير مضاف إليه (الواو) عاطفة (الطيّبات) معطوف على زينة منصوب وعلامة النصب الكسرة (من الرزق) جارّ ومجرور متعلّق بحال من الطيبات (قل) مثل الأول (هي) ضمير منفصل مبني في محلّ رفع مبتدأ (اللام) حرف جرّ (الذين) اسم موصول مبنيّ في محلّ جرّ متعلّق بمحذوف خبر المبتدأ هي (آمنوا) فعل ماض مبنيّ على الضمّ.. والواو فاعل (في الحياة) جارّ ومجرور متعلّق ب (آمنوا) ، (الدنيا) نعت للحياة مجرور مثله، وعلامة الجرّ الكسرة المقدّرة (خالصة) حال منصوبة من الضمير المستكنّ في الخبر المحذوف أي هي كائنة لهم يوم القيامة حالة كونها خالصة (يوم) ظرف زمان منصوب متعلّق بخالصة (القيامة) مضاف إليه مجرور (الكاف) حرف جرّ وتشبيه (ذا) اسم إشارة مبنيّ في محلّ جرّ متعلّق بمحذوف مفعولمطلق عامله الفعل بعده و (اللام) للبعد و (الكاف) للخطاب (نفصّل) مضارع مرفوع، والفاعل نحن للتعظيم (الآيات) مفعول به منصوب وعلامة النصب الكسرة (لقوم) جارّ ومجرور متعلّق ب (نفصّل) ، (يعلمون) مضارع مرفوع.... والواو فاعل.