نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات29-32سوره  انعام  :

علت اينكه «وقفوا» را بصورت ماضي آورده، اين است كه چنان اين خبر، قطعي و حتمي است كه گويي واقع شده است.

اينك آيا رستاخيز واقعيت دارد؟

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات27-28سوره  انعام  :

«وقف»: اين واژه به مفهوم نگهداشتن است و هنگامى كه گفته مى‏شود «وقفت الدّابه» منظور اين است كه اسب را متوقف ساختم و نگهداشتم.

«بدا»: پديدار شد.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات25-26سوره  انعام  :

«اكنة»: اين واژه جمع «كنان» به مفهوم پوشش و پوششهاست.(( « اكنه » جمع « كن » بكسر كاف ، به معناى چادر و پرده اى است كه در آن چيزى را پنهان و پوشيده مى دارند، ترجمه تفسير الميزان جلد 7 صفحه : 72))

«وقر»: گرانى و سنگينى گوش.(( و « وقر» به معناى سنگينى گوش است ، ترجمه تفسير الميزان جلد 7 صفحه : 72))

«اساطير»: اين واژه جمع «اسطوره» و «اسطاره» است كه از «سطر الكتاب» كه به مفهوم «نگارش كتاب» است، بر گرفته شده است.(( و « اساطير» جمع اسطوره و بنا بر آنچه از مبرد نقل شده به معناى دروغ و خدعه است ؛ و گويا ريشه اين لغت سطر بوده كه به معناى صفى از نوشته و يا از درخت و يا از انسان است ، آنگاه در مجموعه و منظومه اى از اخبار كاذب غلبه استعمال پيدا كرده است . ترجمه تفسير الميزان جلد 7 صفحه : 72)) ((در فهم عامه و در برخی از فرهنگ‌ها، اسطوره (اساطیر) معنیِ «آنچه خیالی و غیر واقعی است و جنبهٔ افسانه‌ای محض دارد» یافته‌است؛ اما اسطوره را باید داستان و سرگذشتی مینَوی دانست که شرح عمل، عقیده، نهاد یا پدیده‌ای طبیعی است که دست‌کم بخشی از آنها از سنت‌ها و روایت‌ها گرفته شده و با آیین‌ها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد. در اسطوره سخن از این است که چگونه هر چیزی پدید می‌آید و به هستی خود ادامه می‌دهد. علم اسطوره‌شناسی به بررسی اساطیر می‌پردازد.ویکی پدیا))

«جدال»: ستيزه و دشمنى.

«نأى»: دورى گزيد. و «ينؤن عنه»: از او دورى مى‏جويند.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات21-24سوره  انعام  :

بيداد پيشه‏ ترين انسانها

در اين آيه شريفه در نكوهش اين حق ناپذيران مى‏فرمايد:

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات19-20سوره  انعام  :

اعراب

شهادة: تميز

وَ مَنْ بَلَغَ: در محل نصب به انذار. عائد موصول حذف شده است.

الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ: مبتدا. خبر آن «يعرفونه»

الَّذِينَ خَسِرُوا: صفت «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ» يا مبتدا

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات17-18سوره  انعام  :

هر سود و زيانى به دست اوست

در اين آيه شريفه قرآن به اين واقعيت مى‏پردازد كه اين تنها خداى يكتاست كه مالك سود و زيان است و جز او هيچ كس ديگر، نه مى‏تواند به شما سودى رساند و نه زيانى را از شما دور سازد.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات17-18سوره  انعام  :

هر سود و زيانى به دست اوست

در اين آيه شريفه قرآن به اين واقعيت مى‏پردازد كه اين تنها خداى يكتاست كه مالك سود و زيان است و جز او هيچ كس ديگر، نه مى‏تواند به شما سودى رساند و نه زيانى را از شما دور سازد.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات14-16سوره  انعام  :

«فطرت»: آفرينش و پديد آوردن پديده‏ها از نيستى به جهان هستى.

«ابن عباس»: مى‏گويد من معناى «فاطر» را بخوبى در نيافته بودم تا اينكه دو تن كه بر سر چاه آبى باهم كشمكش داشتند نزد من آمدند، و يكى از آن دو گفت: «انا فطرتُها» من نخست آن چاه را پديد آوردم. و آنگاه من دريافتم كه مفهوم «فطرت» و «فاطر» چيست.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات12-13سوره  انعام  :

 

آيه مورد بحث و در ادامه سخن با شرك گرايان مى‏فرمايد:

قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

اى پيامبر! از اين ناسپاسان خيره سر بپرس و به آنان بگو: آنچه در آسمانها و زمين است، از آن كيست و چه كسى آنها را پديد آورده است؟ خداى يكتا و يا بتهاى جاندار و بى‏جان شما، كدام يك؟

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات7-11سوره  انعام  :

 

قضاء»: اين واژه داراى مفاهيم گوناگونى است كه در اصل به مفهوم پايان دادن است.

«لبس»: پيچيده ساختن كار و چيزى، به گونه‏اى كه انسان به اشتباه افتد و از دريافت درست از نادرست و حق از باطل، باز ماند.

«حيق»: فرو گرفتن و دامنگير شدن كار زشتى كه كسى در زندگى انجام داده است.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات7-11سوره  انعام  :

 

قضاء»: اين واژه داراى مفاهيم گوناگونى است كه در اصل به مفهوم پايان دادن است.

«لبس»: پيچيده ساختن كار و چيزى، به گونه‏اى كه انسان به اشتباه افتد و از دريافت درست از نادرست و حق از باطل، باز ماند.

«حيق»: فرو گرفتن و دامنگير شدن كار زشتى كه كسى در زندگى انجام داده است.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات6سوره  انعام  :

 

«قرن»: اين واژه به چند معنا آمده است:

1 - مردم يك عصر و زمان، كه معاصر يكديگرند.

2 - هشتاد يا هفتاد و يا يكصد سال.

3 - و به باور ما، به مردمى گفته مى‏شود كه معاصر دانشمندى برجسته و يا پيام‏آورى باشند.

پيامبر گرامى فرمود: خيركم قرنى، ثم الّذين يلونهم، ثم الّذين يلونهم.

بهترين شما، مردم معاصر من مى‏باشند، آنگاه نسل پس از آنان، سپس مردمى كه پس از آنان زندگى مى‏كنند.

«تمكين»: قدرت و امكانات دادن به ديگرى براى انجام كار، خواه با دادن ابزار آن كار و يا گشودن راه، يا هر وسيله ديگر.

«مدراراً»: باران شديد و بسيار. اين واژه، از واژه‏ها و صيغه‏هايى است كه در بردارنده مفهوم مبالغه است.

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات3-5  سوره  انعام  :

 

وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ

روى سخن در اينجا با همه انسانها و نيز فرشتگان و جنيّان است. به همه آنهايى كه در آسمانها و زمين هستند و خدا به رازها و اسرار و نيّت‏ها و كارها و حالاتشان آگاه است و چيزى از اينان بر آفريدگارشان پوشيده نيست چرا كه مى‏فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى  بر  واژه‏ های  آیات1-2  سوره  انعام  :

 

آشنايى با اين سوره مباركه‏

اين سوره مباركه، ششمين سوره از قرآن شريف است كه پيش از آغاز ترجمه و تفسير آن به نكاتى از ويژگيهايش اشاره مى‏رود.

1 - نام اين سوره‏

نام اين سوره مباركه از خود آيات آن برگرفته شده است، چرا كه از آيات 136 تا 145 آن، قرآن با اشاره به آداب و رسوم خرافى و احمقانه مردم نادان و بى فرهنگ درباره حيوانات سودمند و سودبخشى چون: شتر، گاو، گوسفند، بُز و موضوع قربانى و گوشت قربانى، به نفى سنت‏ها و شيوه‏هاى زشت و ظالمانه جاهليت پرداخته، و به اصلاح انديشه‏ها و پندها و عقيده‏ها و ديدگاهها در اين موضوعات برخاسته است.

ادامه نوشته