نگرشى بر واژه‏ هایآیات  1-2  سوره یونس :

 آشنايى با سوره يونس- تفسير شكوه قرآن و رسالت پيامبر:

 

اين سوره مباركه، دهمين سوره از قرآن شريف است كه پيش از آغاز ترجمه و تفسير آيات آن براى آشنايى بيشتر، به نكاتى از ويژگى‏هاى آن اشاره مى‏رود:

1 - فرودگاه آن

به باور بيشتر مفسّران اين سوره مباركه در مكّه و در كنار كهن‏ترين معبد توحيد بر قلب پاك پيامبر گرامى اسلام فرود آمده است. امّا به باور «ابن عباس» و «قتاده» جز سه آيه 94 تا 97 اين سوره، بقيه آيات آن، در مكّه فرود آمده است.

و «ابن مبارك» نيز بر آن است كه، جز آيه 40 كه در مدينه و در مورد يهود فرود آمده، كليه آيات اين سوره در مكّه نازل شده است.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  128-129  سوره توبه :

 چهار ويژگى شكوهبار پيامبر

 

عزيز: بمعناي سخت. و عزيز در صفات خداي تعالي بمعناي منيع و نيرومندي است كه هر چه بخواهد انجام دهد بر او گران نيست.

عنت: برخورد با رنج و آزاري است كه سينه را تنگ كند.

در اين آيه مورد بحث، قرآن روى سخن را به مردم نموده و در ترسيم ويژگى هاى شكوهبار پيامبر مى‏فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  126-127   سوره توبه :

نكوهش از درست نينديشيدن

 

((استفهام در اين آيه استفهام تقرير است ، و آيه چنين معنا مى دهد: چرا ايشان تفكر نمى كنند و عبرت نمى گيرند، با اينكه مى بينند در هر سالى يك يا دو بار مورد امتحان قرار مى گيرند و در همه نوبتها از امتحان مردود گشته و نمى توانند از امتحان خدائى بيرون آيند، و توبه نمى كنند و متذكر نمى شوند، و اگر در اين باره فكر مى كردند قطعا بيدار مى شدند و وظيفه واجب و حياتى خود را تشخيص مى دادند، و يقينشان مى شد كه ادامه اين كفر و نفاق باعث مى شود هر سالى كه بگذرد پليدى تازه اى بر پليديهايشان افزوده گشته ، سرانجام هلاكت دائمى و خسران ابديشان حتمى شود. ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 561))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  124-125   سوره توبه :

واكنش‏ها در برابر باران رحمت قرآن

 

 ((حال مؤ منين و منافقين در موقع نزول سوره قرآنى

آيات سوره برائت با اين چند آيه ختم ميشود، و اين آيات حال مؤ منين و منافقين در موقع نزول سوره قرآنى را بيان مى كند، و بدين وسيله نشانه ديگرى از نشانه هاى نفاق را شرح مى دهد كه با آن مؤ من از منافق تشخيص داده ميشود، و آن اين است كه در موقع نزول قرآن به يكديگر مى گويند: اين آيه ايمان كدامتان را زياد كرد؟ و يا به يكديگر نگاه مى كنند و مى گويند مبادا كسى شما را ببيند.

و در آخر رسول گرامى خود را به وصفى توصيف ميكند كه دلهاى مؤ منين به وى متمايل شود، و او را دستور مى دهد، به اينكه اگر مردم از او روى گردانيدند بر خدا توكل جويد. ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 559))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  122-123   سوره توبه :

تفسير جهاد علمى ورزمى

 

شأن نزول

در شأن نزول و داستان فرود اين آيه مورد بحث دو روايت آمده است:

1 - «كلبى» از «ابن عباس» آورده است كه: شيوه پيامبر گرامى چنين بود كه وقتى به سوى ميدان جهاد حركت مى‏كرد، جز نفاقگرايان و كسانى كه به‏راستى توان و امكان همراهى آن حضرت را نداشتند، كسى از رفتن به ميدان كارزار تخلّف نمى‏ورزيد؛ امّا پس از جنگ تبوك و تخلّف نفاقگرايان و فرود آياتى در نكوهش آنان، مردم با ايمان سوگند ياد كردند كه پس از آن در تمام ميدانهاى جهاد - كه پيامبر گرامى شركت مى‏فرمود، و يا ديگرى را به فرماندهى مجاهدان مسلمان بر مى‏گزيد و خود حضور نمى‏يافت - شركت جويند. بر اين اساس بود كه وقتى پيامبر در شرايط خاصّى خود به سوى ميدان كاراز نمى‏رفت و ديگران رابه فرماندهى سپاه توحيد بر مى‏گزيد، همه ايمان آوردگان به سوى جهاد مى‏شتافتند و در نتيجه پيامبر در مدينه تنها مى‏ماند؛ و اين آيات به منظور سامان دادن به اين مشكل فرود آمد كه: و ماكان المؤمنون...(30)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  120-121    سوره توبه :

نكوهش از عملكرد تخلّف كنندگان از جهاد

 

رغبت: بمعناي طلب منفعت. و «ظمأ» شدت تشنگي است.

نصب: بمعناي رنج و تعب است مانند «وصب». ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌11، ص: 235

مخمصة: گرسنگي، و اصل اين لغت از «خمص» و «خميص» بمعناي تهي بودن شكم و لاغري آن از گرسنگي است.

غيظ: دگرگون شدن نفس از ديدن چيزهاي ناراحت كننده.

((كلمه « رغبت » ميل خاصى است از تمايلات نفسانى ، و رغبت در هر چيز ميل كردن به طرف آن به منظور طلب نفع است ، و رغبت از هر چيز به معناى دورى و بى ميلى از آن و ترك آن است ، و حرف « باء» در « بانفسهم عن نفسه » براى سببيت است ، و معناى جمله را چنين مى كند « و ايشان را حقى نيست كه بخاطر اشتغال به خود از آن جناب صرفنظر نموده ، در مواقع خطر در جنگها و در سختيهاى سفر تركش ‍ گويند، و خود سرگرم لذائذ زندگى گردند» .

كلمه « ظما» به معناى عطش ، و كلمه « نصب » به معناى تعب ، و كلمه « مخمصة » به معناى گرسنگى ، و « غيظ» به معناى شدت غضب ، و « مؤ طاء» به معناى زمينى است كه مسير راه باشد و بر آن بگذرند.

اين آيه حق تخلف از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) را از اهل مدينه و اعرابى كه در اطراف آن هستند سلب نموده ، سپس خاطرنشان مى سازد كه خداوند در مقابل اين سلب حق ، براى ايشان در برابر مصيبتى كه در جهاد ببينند از قبيل گرسنگى و عطش و تعب و در برابر هر سرزمينى كه بپيمايند و بدان وسيله كفار را به شدت خشم دچار سازند، و يا هر بلائى كه بسر آنان بياورند، يك عمل صالح در نامه عملشان مى نويسد، چون در اين صورت نيكوكارند و خدا اجر محسنين را ضايع نمى سازد، ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 549))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  117-119    سوره توبه :

تفسير راهى آسان و سازنده براى مبارزه با گناه

 

شأن نزول

در داستان فرود نخستين آيه مورد بحث آورده‏اند كه: اين آيه مباركه در باره پيكار «تبوك» و رنج‏هاى طاقت فرسايى كه در آن به مردم با ايمان رسيد، فرود آمد، اين رنج‏ها و سختى‏ها به گونه‏اى شكننده بود كه گروهى آهنگ بازگشت نمودند، امّا مهر و لطف وصف ناپذير خدا شامل حال آنان گرديد، و پايمردى ورزيدند و همه مشكلات را در راه خدا به جان خريدند.

«حسن» در اين مورد آورده است كه: كار رنج و فشار آنان به جايى رسيد كه هرده تن از مجاهدان مسلمان يك شتر براى سوارى داشتند؛ و از نظر موادّ غذايى نيز به خوردن دانه‏هاو خرماى نامرغوب و غذاهاى نامناسب ناگزير شدند و فقدان امكانات و كمبود مواد غذايى كار را به جايى رساند كه گاه چند نفر از يك خرما و اندك آب نيرومى‏گرفتند.

مفسران آورده‏اند كه: از جمله كسانى كه نخستين آيه مورد بحث درباره او فرود آمد «عبدالله بن خيثمة» بود؛ چرا كه او از كسانى بود كه بر اثر سهل انگارى و سستى از همراهى پيامبر و حركت به سوى تبوك تخلّف ورزيد. نامبرده پس از گذشت ده روز از حركت سپاه توحيد به سوى «تبوك»، در روزى بسيار گرم و سوزان به خانه خويش نزد دو همسرش آمد و ديد هر كدام از آن دو، سايبان خانه‏اش را آراسته و آب سرد و گوارا و غذاى مناسب آماده ساخته و هردو در انتظار او هستند.

با ديدن خانه و زندگى مرتّب، دو همسر زيبا و آراسته، غذاى گرم و مناسب و سايبانِ آب و جارو شده، ناگاه انديشه‏اى در مغزش پديدار شد و گفت: سبحان اللَّه! پيامبر گرانقدرى كه گناهى از او سر نزده و گذشته و آينده‏اش را خدا تضمين فرموده است، اينك در سوزِگرما و سرما سلاح خويشتن را به دوش گرفته و به ميدان جهاد روان است، امّا «عبدالله» را بنگر كه در زير سايبان خنك و كنار غذاى آماده و ميان دوبانوى زيباروى خويش قرار دارد! راستى زهى بى‏انصافى!

و از پى اين فكر كه بسان برقى در مغزش درخشيد، رو به دو همسر خود نمود و گفت: به خداى سوگندبا هيچ يك از شما دو يار مهربان سخنى نخواهم گفت و زيراين سايبانهاى خنك نخواهم ماند تا خويشتن را به پيامبر مهر و عدالت برسانم.

اين را گفت و بر شتر خود نشست و شتابان راه «تبوك» را در پيش گرفت. دو همسر سر راهش را گرفتند امّا او همانگونه كه تصميم گرفته بود با آنان سخن نگفت و بسرعت به سوى تبوك ركاب كشيد و با پيمودن آن راه طولانى به سپاه پيامبر نزديك شد.

آنان هنگامى كه او را از دور نظاره كردند، گفتند: خدايا، سوارى از راه مى‏رسد، اين سوار چه كسى مى‏تواند باشد؟

پيامبر فرمود: هان اى سوار! اگر «ابوخيثمة» باشى بهتر است. و شگفتا كه وقتى نزديك شد، ديدند هموست.

از شتر پياده شد و به نزد پيامبر رفت و سلام كرد، و پس از شنيدن پاسخ سلام از پيامبر گرامى، جريان آمدنش را بازگفت و پيامبر در حق او دعاكرد.

و بدين سان نامبرده كه در آغاز كار، دلش از حق منحرف گرديده، و از حركت به سوى جهاد سرباز زده بود، به‏لطف خدا و به خاطر انديشه و نيّت پاك و درست‏اش به خود آمد و خداى پرمهر نيز او را در راه ايمان و اسلام، پايدارى ارزانى داشت.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  115-116    سوره توبه :

يك اصل كلّى و جهانشمول

 

شأن نزول

حسن گويد: عده‌اي از مسلمانان قبل از اينكه واجبات و فرائض از جانب خداي تعالي نازل گردد از دنيا رفتند. مسلمانان ديگر عرضكردند: يا رسول اللَّه وضع برادران ما كه قبل از نزول فرائض از اين دنيا رفتند در نزد خدا چگونه است؟ خداوند اين آيه را نازل فرمود.

در اين آيه مورد بحث، روشنگرى مى‏گردد كه كيفر خدا هماره پس از بيان مقررات وآنگاه عمل نكردن به آنها خواهد بود، و پس از بيان احكام است كه انسان مسئوليت عمل پيدا مى‏كند و در صورت مخالفت در خور كيفر مى‏گردد و نه پيش از آن و در بيان اين اصل جهان شمول مى‏فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  113-114    سوره توبه :

پيوند عقيدتى

 

((شان نزول :

در تفسير مجمع البيان روايتى به اين مضمون در شان نزول آيات فوق نقل شده است كه گروهى از مسلمانان به پيامبر اسلام مى گفتند: آيا براى پدران ما كه در عصر جاهليت از دنيا رفتند طلب آمرزش نمى كنى ؟ آيات فوق نازل شد و به همه آنها اخطار كرد كه هيچ كس حق ندارد براى مشركان استغفار نمايد. تفسير نمونه جلد 8 صفحه 155))

 ((سبب عدم جواز استغفار براى مشركين لغو بودن استغفار براى آنان است

معناى آيه روشن است ، ليكن اين نكته را بايد در نظر داشت كه چون در آيه دومى بعد از بيان سبب استغفار ابراهيم براى پدرش مى فرمايد « وقتى كه فهميد او دشمن خدا است ، از او بيزارى جست » و با اين بيان معلوم كرد كه مشركان دشمنان خدا و جهنمى هستند، و در نتيجه نبايد براى آنان استغفار كرد، اينكه در اين آيه مى فرمايد حال كه اين معنا براى پيغمبر و پيروانش معلوم شد بايد از اين مطلب ضرورى و روشن غفلت نورزند، كه استغفار براى مشركين از اين جهت جائز نيست كه لغو است ، و خضوع ايمان مانع است از اينكه بنده خدا با ساحت كبرياى او بازى نموده ، كارى لغو بكند.

ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 541))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  111-112    سوره توبه :

تفسير سودا با خدا

 

((كلمه « اشتراء» به معناى قبول آن جنسى است كه در خريد و فروش ‍ در برابر پرداخت قيمت به انسان منتقل مى شود.

خداى سبحان در اين آيه به كسانى كه در راه خدا با جان و مال خود جهاد مى كنند وعده قطعى بهشت مى دهد و مى فرمايد كه اين وعده را در تورات و انجيل هم داده ، همانطور كه در قرآن مى دهد.

ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 539

خداوند اين وعده را در قالب تمثيل بيان نموده و آن را به خريد و فروش ‍ تشبيه كرده است ، يعنى خود را خريدار و مؤ منين را فروشنده و جان و مال ايشان را كالاى مورد معامله و بهشت را قيمت و بهاء و تورات و انجيل و قرآن را سند آن خوانده است ، و چه تمثيل لطيفى بكار برده است ؛ و در آخر مؤ منين را به اين معامله بشارت داده و به رستگارى عظيمى تهنيت گفته است .))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  107-110    سوره توبه :

تفسير بازيگرى زير نام پرقداست مسجد و محراب

 

شأن نزول

مفسران گفته‌اند: قبيله بني عمرو بن عوف مسجد قبا را بنا كردند و بنزد رسول خدا- صلي اللَّه عليه و آله- فرستادند و درخواست كردند حضرت در آن مسجد نماز گزارد، رسول خدا نيز بدانجا رفت و در آن مسجد نماز خواند، گروهي از منافقان از قبيله بني غنم بن عوف بر آنها رشگ برده گفتند: ما نيز مسجدي ميسازيم و در آن نماز ميگزاريم و از اين پس به جماعت محمد حاضر نمي‌شويم، و اينان دوازده نفر- و بگفته بعضي پانزده نفر بودند- كه از آن جمله بود: ثعلبة بن حاطب و معتب بن قشير و نبتل بن حارث، آنها مسجدي در كنار مسجد قبا ساختند و چون از بناي آن فراغت يافتند بنزد رسول خدا- صلي اللَّه عليه و آله- رفته و در وقتي كه آن حضرت آماده حركت بسوي تبوك بود بوي عرضكردند: ما براي بيماران و گرفتاران و شبهاي باراني و شبهاي زمستاني مسجدي ساخته‌ايم و ميل داريم حضرتت بدانجا آمده و نمازي در آن بگزاري و براي بركت آن دعا كني، حضرت در جواب آنان فرمود: من اكنون در سر راه سفر هستم و بخواست خدا چون بازگشتيم بنزد شما خواهم آمد و در آن مسجد نماز ميگذاريم، و چون آن حضرت از تبوك بازگشت آيات فوق درباره مسجد مزبور نازل شد.

((خداوند در اين آيه غرضى را كه اين طائفه از منافقين از ساختن مسجد داشتند بيان داشته و فرموده كه مقصودشان از اين عمل اين بوده كه به ديگران ضرر بزنند و كفر را ترويج نموده ، ميان مؤ منين تفرقه بيندازند و پايگاهى داشته باشند، تا در آنجا عليه خدا و رسولش كمين گرفته ، از هر راهى كه ممكن شود دشمنى كنند، و بطور مسلم اغراض مذكور مربوط به اشخاص معينى بوده ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 531))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  103-106    سوره توبه :

فرمان دريافت زكات و فلسفه آن

 

داستان فرود اين آيه

 در داستان فرود اين آيه شريفه، روايات گوناگونى رسيده است:

1 - «ابوحمزه ثمالى» آورده است كه اين آيه درباره سه تن از انصار، به نامهاى: «ابولبابه»، «ثعلبه» و «اوس» فرود آمد؛ چرا كه اينان از حركت به سوى «تبوك» تخلّف ورزيدند، و آنگاه كه آياتى در نكوهش از تخلّف كنندگان فرود آمد و آنها شنيدند، از شدت ناراحتى خود را به ستون هاى مسجد پيامبر بستند و سوگند ياد كردند كه در همان حال بمانند تا توبه آنان پذيرفته شود و پيامبر بند را از گردن آنان بردارد. پيامبر از تبوك بازگشت و از جريان آنان آگاه شد، و فرمود من نيز سوگند ياد مى‏كنم كه بدون فرمانى از سوى خدا، بند از گردن آنان نگشايم.

در آن شرايط بود كه اين آيه شريفه فرود آمد، و پيامبر وارد مسجد گرديد و بند از گردن آنان برداشت و نويدشان داد كه خدا توبه آنان را پذيرفته است.

ادامه نوشته