نگرشى بر واژه‏ های  آیات 43-41 سوره الرعد

درس عبرت به بيدادگران‏‏:   

 

أَوَلَمْ يَرَوْا « و آیا ندیدند » أَنَّا « این که  همانا ما » نَأْتِي « می آییم »  نَنقُصُهَا « می کاهیم آن (زمین ) را » مِنْ أَطْرَافِهَا « از اطراف آن (زمین ) »  يَحْكُمُ « حکم می کند ، فرمان می دهد » لَا مُعَقِّبَ« تعقیب کننده نیست ، جلوگیر و مانع نیست ، به تاخیر اندازنده نیست »  لِحُكْمِهِ « برای فرمان او »  (41)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات 43-41 سوره الرعد

درس عبرت به بيدادگران‏‏:   

 

أَوَلَمْ يَرَوْا « و آیا ندیدند » أَنَّا « این که  همانا ما » نَأْتِي « می آییم »  نَنقُصُهَا « می کاهیم آن (زمین ) را » مِنْ أَطْرَافِهَا « از اطراف آن (زمین ) »  يَحْكُمُ « حکم می کند ، فرمان می دهد » لَا مُعَقِّبَ« تعقیب کننده نیست ، جلوگیر و مانع نیست ، به تاخیر اندازنده نیست »  لِحُكْمِهِ « برای فرمان او »  (41)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات 43-41 سوره الرعد

درس عبرت به بيدادگران‏‏:   

 

أَوَلَمْ يَرَوْا « و آیا ندیدند » أَنَّا « این که  همانا ما » نَأْتِي « می آییم »  نَنقُصُهَا « می کاهیم آن (زمین ) را » مِنْ أَطْرَافِهَا « از اطراف آن (زمین ) »  يَحْكُمُ « حکم می کند ، فرمان می دهد » لَا مُعَقِّبَ« تعقیب کننده نیست ، جلوگیر و مانع نیست ، به تاخیر اندازنده نیست »  لِحُكْمِهِ « برای فرمان او »  (41)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات 40-37 سوره الرعد

قرآن يا منشورى عربى‏:   

 

حُكْمًا عَرَبِيًّا « فرمانی (به زبان ) عربی ، (حکمی واضح و روشن )» لَئِنِ اتَّبَعْتَ « اگر پیروی کنی » أَهْوَاءَهُم « خواسته های آنان » مَا جَاءَكَ « آنچه آمد به سوی تو » ِ مَا لَكَ « نیست برای تو » وَلِيٍّ « سرپرست ، حمایت کننده » وَاقٍ « نگهدارنده ، محافظ» (37)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات 36-36 سوره الرعد

توضيحى در مورد خوشحال شدن اهل كتاب از نزول قرآن:   

 

آتَيْنَاهُمُ « دادیم به آنها » الْكِتَابَ « کتاب آسمانی » يَفْرَحُونَ « خوشحال هستند ، شادی می کنند »  الْأَحْزَابِ « گروه ها » يُنكِرُ « انکار می کند » بَعْضَهُ « قسمتی از آن » إِنَّمَا أُمِرْتُ « فقط دستور داده شده ام » أَنْ أَعْبُدَ « این که پرستش کنم » لَا أُشْرِكَ « شریک قرار ندهم » أَدْعُو « می خوانم » مَآبِ « برگشتگاه » (36)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات 35-35 سوره الرعد

وصف بهشت پرطراوت و زيبا:   

 

مَّثَلُ « داستان ، حکایت » الْجَنَّةِ « بهشت »  وُعِدَ « وعده داده شده » الْمُتَّقُونَ « پرهزگاران » تَجْرِي « جاری است » تَحْتِهَا« زیر (درختان)آن »  الْأَنْهَارُ«( انهار: جمع نهر، مجراي بزرگ آب بر روي زمين. اصل اين كلمه بمعناي گسترش است و از همين جاست «نهار» بمعناي روز كه نور در آن گسترش مي‌يابد و «انهرت الدماء» يعني مجراي خون وسعت يافت.)أُكُلُهَا « (اکل : خوردنی ) خوردنی هایش، میوه هایش» دَائِمٌ « دائمی، همیشگی» ظِلُّهَا « (ظل +ها ) سایه ی آن(درختان) » تِلْكَ « آن » عُقْبَى« سرانجام ، پایان کار ، عاقبت »  (35)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات 34-33 سوره الرعد

چرا پرستش‏ هاى خفّت‏ بار؟!‏‏‏‏‏‏  :   

 

قَائِمٌ « ایستاده ، مراقب» عَلَى كُلِّ نَفْسٍ « برهر کسی» بِمَا كَسَبَتْ « آنچه به دست آورده » جَعَلُوا« قرار دادند »  شُرَكَاءَ « شریک ها » سَمُّوهُمْ « نام ببرید آنها را » أَمْ تُنَبِّئُونَهُ « باخبر می کنید او را » بِمَا لَا يَعْلَمُ « به آنچه نمی د اند »  بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ « بایک سخن ظاهری (توخالی)»  زُيِّنَ « زینت داده شده است »  مَكْرُهُمْ « نیرنگ آنها» صُدُّوا « بازداشته شده اند »  السَّبِيلِ « راه » يُضْلِلِ « گمراه می کند »  فَمَا لَهُ « پس نیست برای او »  هَادٍ« هدایتگر »  (33)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات 32-30 سوره الرعد

نعمت گران رسالت و موقعيت شكوهبار قرآن در بارگاه خدا‏‏‏‏‏‏  :   

 

كَذَلِكَ « این چنین » أَرْسَلْنَاكَ « فرستادیم تو را »  قَدْ خَلَتْ « البته گذشت ، سپری شد » أُمَمٌ « امت ها » لِّتَتْلُوَ « تا این که تلاوت کنی ، بخوانی » أَوْحَيْنَا « وحی کردیم »  يَكْفُرُونَ « کفر می ورزند، کافر می شوند  » بِالرَّحْمَنِ « به (خدای)رحمان »  تَوَكَّلْتُ « واگذاشتم ، توکب کردم » مَتَابِ«(متابی)بازگشت من»  (30)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  29-27 سوره الرعد

بهانه‏ جويى و حق‏ ستيزى دنياپرستان و كفرگرايان ‏‏‏‏‏‏  :   

 

يَقُولُ « می گوید »  لَوْلَا أُنزِلَ « چرا نازل نشد »  يُضِلُّ « گمراه می کند » يَهْدِي « هدایت می کند »  أَنَابَ « توبه کرد ، برگشت » (27)

((بار ديگر به گفتار كفار برمى گردد، كه گفتند: « لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ » يعنى چرا از ناحيه پروردگارش آيتى بر او نازل نشد كه ما ببينيم و با ديدنش هدايت شويم و از شرك بسوى ايمان بگرائيم ؟

ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 482))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  26-25 سوره الرعد

دنيا پرستان تبهكار!‏‏‏‏‏‏  :   

 

يَنقُضُونَ « می شکنند ، نقض می کنند » عَهْدَ اللَّهِ « پیمان خدا »  مِيثَاقِهِ « محکم کردنش » يَقْطَعُونَ « قطع می کنند » مَا أَمَرَ « آ«چه فرمان داد »  أَن يُوصَلَ « این که پیوند داده شود » يُفْسِدُونَ « فساد می کنند ، تباهی می کنند » اللَّعْنَةُ « دوری از رحمت خدا »  سُوءُ الدَّارِ « بدی(مجازات)خانه(آخرت)» (25)

كوته‏بينان دنياپرست‏

(( اين آيه حال غير مؤ منين را به طريق مقابله بيان مى كند. و جمله «و يفسدون فى الارض» كه در اين آيه در وصف حال كفار آمده در مقابل اوصافى است كه بعد از دو وصف وفاى بعهد اللّه و صله براى مؤ منين ذكر شده بود، و مى رساند كه اعمال صالح تنها عاملى است كه باعث اصلاح زمين و عمارت و آبادانى آن مى شود، عمارتى كه به سعادت نوع انسانى و رشد جامعه بشرى منتهى مى گردد. و ما بيان اين معنا را در دليل نبوت عامه گذرانديم .

در آخر آيه مورد بحث خداى تعالى سزاى عمل ناقضين عهد، و سرانجام كار ايشان را بيان نموده فرموده : «اولئك لهم اللعنه و لهم سوءالدار» و «لعنت» به معناى دور كردن از رحمت و طرد از كرامت است ، و ايشان از رحمت و كرامت خدا دور نمى شوند مگر بخاطر اينكه حق را كنار گذاشته و در باطل فرو رفته اند، چون سرانجام باطل جز نابودى و هلاكت چيز ديگرى نيست . ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 476))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  24-19 سوره الرعد

ويژگى‏هاى خردمندان راستين‏‏‏‏‏  :   

 

أَفَمَن « پس آیا کسی که » يَعْلَمُ « می داند » أَنَّمَا « همانا آنچه » أُنزِلَ « نازل شد »  مِن رَّبِّكَ« از (سوی) پروردگارت »  كَمَنْ « مانند کسی که »  أَعْمَى « نابینا ، کور » يَتَذَكَّرُ « یادآور می شوند » أُولُو الْأَلْبَابِ « خردمندان ، صاحبان عقل » (19)

ويژگى‏هاى خردمندان راستين‏

((استفهام در اين آيه استفهام انكارى ، و در جاى تعليل بكار رفته و مضمون آيه قبلى را تعليل مى كند، و سرانجام حال آن دو طائفه را از جهت پذيرفتن دعوت حق و نپذيرفتن آن بطور تفصيل بيان مى نمايد.

و خلاصه بيان مزبور اين است كه حق در دلهاى اين طائفه كه دعوت پروردگار خود را پذيرفتند جاى گير گشته و دلهايشان «الباب» و دلهاى حقيقى مى گردد، كه آثار و بركات يك دل واقعى را دارد، و آن آثار عبارتست از تذكر و بينائى . و نيز از خواص اين گونه دلها كه صاحبانش با آن خواص شناخته مى شوند اين است كه صاحبانشان كه همان «اولوا الالباب» باشند بر وفاى به عهد خدا پايدارند، و آن عهدى را كه خداوند به فطرتشان از ايشان (و از همه كس ) گرفته نقض نمى كنند،

ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 467

و نيز بر احترام پيوندهائى كه خداوند ايشان را با آنها ارتباط داده استوارند، يعنى همواره صله رحم مى كنند، و از در خشيت و ترس از خدا پيوند خويشاوندى را كه از لوازم خلقت بشر است محترم مى شمارند.

و نيز از خواص دلهاى اين طائفه اين است كه در برابر مصائب و همچنين اطاعت و معصيت صبر نموده و خويشتن دارى مى كنند، و (بجاى ناشكرى و جزع ) نماز مى گزارند و متوجه درگاه پروردگار خود مى شوند و (بجاى معصيت ) بوسيله انفاق وضع جامعه خود رااصلاح مى نمايند، و (بجاى ترك طاعت و سرپيچى ) سيئات خود را با حسنات خود محو مى كنند.

بنابراين ، چنين كسانى داراى سرانجامى نيك و محمود كه همان بهشت برين است مى باشند، و در آن بهشت مثوبات اعمال نيكشان منعكس ‍ مى شود و با صالحان - از قبيل پدران و همسران و دودمان خود - محشور و مصاحب مى گردند، چنانكه در دنيا هم با ارحام خود مصاحبت مى كردند. فرشتگان هم از هر درى بر ايشان درمى آيند، و سلام مى كنند، چون در دنيا اطاعات و عبادات مختلف بجا آورند، اينها آثار حق است كه در آن سرا بدين صورتها منعكس مى شود. ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 468))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  18-18 سوره الرعد

پس از پايان مثال‏هاى جالب و آموزنده‏اى كه ترسيم گرديد، اينك قرآن در بيان حقيقت ديگرى مى‏فرمايد ‏‏‏‏  :   

 

 اسْتَجَابُوا «اجابت کردند،پذیرفتند» الْحُسْنَى « نیکی»لَمْ يَسْتَجِيبُوا« نپذیرفتند،اجابت نکردند» لَوْ«اگر » لَافْتَدَوْا«البته عوض دادند،فدیه دادند،تاوان دادند» سُوءُ الْحِسَابِ«بدی حساب(اعمال)» مَأْوَاهُمْ «جایگاهشان»بِئْسَ «چه بد است»الْمِهَادُ «آرامگاه»(18)

((اين آيه و آيات بعدش - تا نه آيه - همانطور كه قبلا هم اشاره كرديم همه متفرع بر آن مثلى است كه در آيه قبلى آورده شد،

ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 465

و در همه آنها خداى سبحان آثار اعتقاد حق و ايمان به حق و استجابت و پذيرفتن دعوت حق ، و همچنين آثار سوء اعتقاد به باطل و كفر بحق و نپذيرفتن دعوت به حق را بيان مى كند. شاهد بر اين مطلب سياق خود آيات است ، زيرا مطلبى كه در آنها آمده پيرامون عاقبت امر ايمان و سرانجام كفر است ، و اينكه عاقبت محموده ايمان را هيچ چيز جبران نمى كند، هر چند دو برابر نعمتهاى دنيا باشد. ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 466))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  17-17 سوره الرعد

حق و باطل در قالب دو مثال زيبا و روشنگر‏‏‏‏  :   

 

أَنزَلَ « فرو فرستاد ، نازل کرد»  السَّمَاءِ « آسمان »  فَسَالَتْ « پس جاری شد » أَوْدِيَةٌ « درّه ها ، دامنه کوه های بلند ، رودخانه های میان کوه ها » بِقَدَرِهَا« به اندازه اش »  فَاحْتَمَلَ « پس برداشت ، به دوش گرفت » السَّيْلُ « حرکت آب فراوان که که باعث خسارات زیادی می شود » زَبَدًا « کف (کف آب) رَّابِيًا « بالا آمده » يُوقِدُونَ « آتش می افروزند، ذوب می کنند » ابْتِغَاءَ « طلب به دست آوردن » حِلْيَةٍ « زیور »  مَتَاعٍ « کالا »  كَذَلِكَ« این چنین »  يَضْرِبُ « می زند ، بیان می کند » فَيَذْهَبُ « پس می رود » جُفَاءً « کنار افتاده»  يَنفَعُ « سود می بخشد » فَيَمْكُثُ « پس می ماند »  الْأَمْثَالَ « مثل ها » (17)

حق و باطل در قالب دو مثال زيبا و روشنگر

((             بيان آيات

بعد از آنكه در ذيل آيات قبل حجت را عليه مشركين تمام نمود و آنگاه فرق ميان حق و باطل را، و فرق ميان كسانى كه آنرا مى گيرند و كسانى كه طالب اينند بطور وضوح بيان نموده و فرموده : «قل هل يستوى الاعمى و البصير ام هل تستوى الظلمات و النور»

ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 457))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  16-16 سوره الرعد

پرتوى از نشانه ‏هاى يكتايى و قدرت او‏‏‏‏  :   

 

اتَّخَذْتُم « گرفتید ، انتخاب کردید »  أَوْلِيَاءَ « دوستان ، سرپرستان » لَا يَمْلِكُونَ « مالک نیستند » لِأَنفُسِهِمْ « برای خودشان » نَفْعًا « سود ، فایده »  ضَرًّا« زیان ، ضرر»  هَلْ يَسْتَوِي « آیا مساوی است » الْأَعْمَى « نابینا، کور » الْبَصِيرُ « بینا» أَمْ « یا» تَسْتَوِي « مساوی است » الظُّلُمَاتُ « تاریکی ها »  جَعَلُوا« قرار دادند »  شُرَكَاءَ « شریکانی » خَلَقُوا « آفریدند ، خلق کردند » كَخَلْقِهِ« مانند آفریدن او (خدا) » تَشَابَهَ « مشابه باشد ، مثل هم باشد»  خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ « آفریننده هر چیزی»  الْوَاحِدُ « یکتا» الْقَهَّارُ « چیره ، غالب، مسلط» (16)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  15-12 سوره الرعد

پرتوى از نشانه ‏هاى يكتايى و قدرت او‏‏‏‏  :   

 

يُرِيكُمُ « می نمایاند به شما ، نشان می دهد به شما الْبَرْقَ « برق ، روشنی » خَوْفًا « ترس » طَمَعًا « طمع ، امید » يُنشِئُ « ایجاد می کند » السَّحَابَ الثِّقَالَ « ابرهای سنگین )ابرهای باران زا)» (12)

پرتوى از نشانه‏هاى يكتايى و قدرت او

((كلمه «سحاب» - به فتحه سين - چون جمع بود صفت آن را نيز جمع آورده ، فرمود: «ثقال» و «يريكم» از ارائه است كه يا به معناى اظهار و نشان دادن چيزيست كه قابل رويت باشد تا بيننده آن را ببيند، و يا به معناى انسان را داراى صفت رويه و ديدنى قرار دادن است ، و تقابلى كه ميان : «يريكم» و «ينشى ء» هست معناى اول را تاييد مى كند.

ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 433

و دو كلمه «خوفا و طمعا» دو تا مفعول له براى «يريكم» هستند، يعنى برق را به شما نشان داد تا هم بترسيد و هم طمع كنيد، و ممكن است كه مصدر به معناى فاعل ، و حال از ضمير «كم» بوده باشند، و چنين معنا دهند كه خدا آن كسى است كه برق را به شما نشان داد در حالى كه شما صاحبان خوف و رجا بوديد.

و معناى آيه اين است كه خدا آن كسى است كه برق را در برابر چشمان شما ظاهر كرد تا دو صفت خوف و رجا را در شما هويدا سازد، كما اينكه مسافر شما از آن مى ترسد، و حاضرتان به آن اميدوار مى شود، دريانوردان از آن مى ترسند، و اهل خشكى آروزيش را مى كنند، مردم همه از صاعقه اش مى ترسند، و اميدوار بارانش مى شوند.

و آن كسى است كه با انشاء خود ابرهايى خلق مى كند كه بار سنگين آب را بدوش مى كشند.

و در اينكه در خصوص آيت برق ، كلمه ارائه را و در خصوص آيت سحاب كلمه انشاء را بكار برد لطافتى است كه از نظر خواننده پوشيده نيست . ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 434))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  11-11 سوره الرعد

فرشتگان نگهبان انسان‏‏‏‏  :   

 

 مُعَقِّبَاتٌ «تعقیب کنندگان ، فرشتگان مراقب و تعقیب کننده ( معقبّات: اين واژه از ريشه «تعقيب» برگرفته شده و به مفهوم پياپى قرار گرفتن چيزى است. و «معقّب» اسم فاعل و به مفهوم كسى است كه طلب و خواسته خود را پياپى مطالبه مى‏كند.)»مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ « از پیش رویش » مِنْ خَلْفِهِ « از پشت سرش » يَحْفَظُونَهُ « نگه می دارند او را »  أَمْرِ اللَّهِ « فرمان خدا »  لَا يُغَيِّرُ « تغییر نمی دهد » ما بِقَوْمٍ « آنچه برای هر قومی است » حَتَّى يُغَيِّرُوا « تا این که تغییر دهند »  بِأَنفُسِهِمْ « به دست خودشان » أَرَادَ « ارداه کرد ، خواست » سُوءًا« بدی »  فَلَا« پس نیست »  مَرَدَّ « بازگشت ، برگشت » مَا لَهُم « نیست برآنها » مِّن دُونِهِ « غیر از او »  وَالٍ « سرپرست ، حمایتگر ، یاور » (11) .

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  10-8 سوره الرعد

علم بى‏كران او‏‏‏  :   

 

يَعْلَمُ « می داند » مَا تَحْمِلُ « آنچه بار می گیرد (بچه دار می شود )» كُلُّ أُنثَى « هر ماده ای (مونثی )» مَا تَغِيضُ «آنچه کم می کند ، می کاهد ( غيض: فرو رفتن مايع و كم شدن آن.)» الْأَرْحَامُ « رحم ها » مَا تَزْدَادُ « آنچه زیاد می گرداند ، می افزاید » عِندَهُ « پیش او »  (8)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  7-7 سوره الرعد

سخن پيرامون بهانه‏ جويى ‏هاى كفرگرايان ‏‏‏  :   

 

يَقُولُ « می گوید » لَوْلَا أُنزِلَ « چرا نازل نشد ( ای کاش نازل می شد )»  إِنَّمَا « فقط » مُنذِرٌ « ترساننده » هَادٍ « هدایتگر » (7)

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  6-5 سوره الرعد

آيا آفرينش تازه‏اى در كار خواهد بود؟‏‏‏  :   

 

إِن تَعْجَبْ « اگر تعجب بکنی » عَجَبٌ « باعث شگفتی و تعجب » قَوْلُهُمْ « گفتار آنها » أَإِذَا « آیا وقتی که » كُنَّا « بودیم (شدیم )» تُرَابًا « خاک »  لَفِي « البته » خَلْقٍ جَدِيدٍ « آفرینش تازه »  الْأَغْلَالُ « زنجیرها » أَعْنَاقِهِمْ « گردن هایشان » أَصْحَابُ النَّارِ « یاران آتش » خَالِدُونَ « چاویدانان ، همیشگی ها » (5)

((اين دو آيه عطف بر پاره اى از حرفهايى است كه مشركين در رد دعوت و رسالت مى گفتند، از آن جمله گفته بودند: چطور ممكن است آدمى بعد از مردن و خاك شدنش بار ديگر زنده شود؟، و نيز گفته بودند: چرا پس آن عذابى كه ما را از آن مى ترساند نازل نمى شود و اگر او راست مى گويد پس چرا به اين وعده اش عمل نمى كند؟، آنگاه پس از نقل گفته جوابشان را مى دهد.

ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 405))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  4-1 سوره الرعد

نشانه ‏هاى او در كران تا كران هستى‏‏‏  :   

 

آشنايى با سوره رعد

اين سوره مباركه سيزدهمين سوره از سوره‏هاى قرآن شريف است، كه پيش از آغاز ترجمه و تفسير آن به نكاتى از ويژگى‏هاى آن اشاره مى‏رود:

1 - نام اين سوره‏

نام اين سوره مباركه از سيزدهمين آيه آن برگرفته شده و به نام «رعد» نامگذارى گرديده است؛ چرا كه به بيان برخى، وحى الهى بسان باران رحمت اوست و همان گونه كه باران با رعد و برق همراه است، وحى الهى نيز كه رحمتى از سوى خدا به پيامبران، و آن گاه همه انسان‏هاست، با هشدار و نويد همراه مى‏باشد.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  4-1 سوره الرعد

نشانه ‏هاى او در كران تا كران هستى‏‏‏  :   

 

آشنايى با سوره رعد

اين سوره مباركه سيزدهمين سوره از سوره‏هاى قرآن شريف است، كه پيش از آغاز ترجمه و تفسير آن به نكاتى از ويژگى‏هاى آن اشاره مى‏رود:

1 - نام اين سوره‏

نام اين سوره مباركه از سيزدهمين آيه آن برگرفته شده و به نام «رعد» نامگذارى گرديده است؛ چرا كه به بيان برخى، وحى الهى بسان باران رحمت اوست و همان گونه كه باران با رعد و برق همراه است، وحى الهى نيز كه رحمتى از سوى خدا به پيامبران، و آن گاه همه انسان‏هاست، با هشدار و نويد همراه مى‏باشد.

ادامه نوشته