نگرشى بر واژه‏ های آیات  29-31 سوره هود

پرتوى از سرگذشت درس آموز نوح« من و راندن شايسته كرداران؟!»:

 

وَيَا قَوْمِ « ای گروه من ، ای قوم من » لَا أَسْأَلُكُمْ « سوالنمی کنم از شما ، درخواست نمی کنم از شما » إِنْ أَجْرِيَ « مزد من نیست »  بِطَارِدِ« دورکننده ، طرد کننده »  مُّلَاقُو « ملاقات کنندگان » لَكِنِّي « ولی من » أَرَاكُمْ« می بینم شما را » تَجْهَلُونَ« نادانی می کنید ، جهالت به خرج می دهید »  (29)

در ادامه بحث در اين مورد نوح براى اينكه خاطر آنان را در مورد درخواست پاداشى براى رسالت و ارشاد مردم از آنان آسوده ساخته و بهانه جويى آنان در نپذيرفتن دعوت را به خاطر نداشتن هزينه و امكانات مادى و مالى از دست آنان بگيرد، فرمود:

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  25-28 سوره هود

پرتوى از سرگذشت درس آموز نوح:

 

((سرگذشت تكان دهنده نوح و قومش

همانگونه كه در آغاز سوره بيان كرديم در اين سوره براى بيدار ساختن افكار

تفسير نمونه جلد 9 صفحه 69

و توجه دادن واقعيات زندگى و سرنوشت شوم تبهكاران و بالاخره بيان راه پيروزى و موفقيت ، قسمتهاى قابل ملاحظه اى از تاريخ انبياء پيشين بيان شده است :

نخست از داستان نوح (عليه السلام ) پيامبر اولواالعزمى شروع مى كند كه ضمن 26 آيه نقاط اساسى تاريخ او را به صورت تكان دهنده اى شرح مى دهد.

بدون شك داستان قيام نوح (عليه السلام ) و مبارزه سر سختانه و پى گيرش با مستكبرين عصر خويش ، و سرانجام شوم آنها، يكى از عبرت انگيزترين فرازهاى تاريخ بشر است كه در هر گامى از آن ، درس عبرت مهمى نهفته است .))

((در اين آيات متعرض قصص انبياء (عليهم السلام ) شده ، و نخست داستان نوح را آورده و بعد از آن سرگذشت جماعتى از انبياء كه بعد از نوح (عليه السلام ) آمدند را ذكر كرده مانند هود و صالح و ابراهيم و لوط و شعيب و موسى (عليه السلام ) و داستان نوح را به چند فصل تقسيم كرده كه در فصل اول ، احتجاج هايى را كه نوح (عليه السلام ) با قوم خود در مساءله توحيد داشته آورده ، چون بطورى كه خداى تعالى در كتاب مجيدش ذكر كرده ، آن جناب اولين پيغمبرى است كه براى دين توحيد بر عليه بت پرستى قيام كرده ، (مؤ لّف رحمة اللّه عليه بقيه فصول را نام نبرده ، و به نظر مى رسد كه فصل ديگر سخنان نوح استدلال بر مساءله نبوت ، و فصل كوتاه ديگرى بطور اشاره استدلال بر مساءله معاد باشد، و در توحيد)، بيشتر احتجاج هايى كه قرآن كريم از آن جناب نقل كرده ، از باب مجادله ((بالّتى هى احسن - مجادله به بهترين طريق )) مى باشد. البته بعضى از آن احتجاج ها جنبه موعظه و اندكى از آنها جنبه حكمت دارد، (و اين نص قرآن بيانگر اين حقيقت است كه نوح (عليه السلام ) دستورى را كه خداى تعالى به پيامبر اسلام داد كه ((در راه پروردگارت هم از راه حكمت دعوت كن و هم از راه موعظت و هم از راه جدال به بهترين وجه )) عمل مى كرده است ). كه متناسب با تفكر انسانهاى اولى و با فكر ساده قديميان و مخصوصا ساده انديشى هايشان در مسائل اجتماعى مى باشد. ترجمه تفسير الميزان جلد 10 صفحه 296))

ادامه نوشته