نگرشى بر واژه‏ هایآیات  66-67 سوره یونس

جلوه‏هايى از قدرت آفريدگار هستى :

 

((اين آيه شريفه مالكيت خداى تعالى را نسبت به تمامى آنهائى كه در آسمانها و زمين هستند بيان مى كند. مالكيتى كه بوسيله آن معناى ربوبيت براى اله تمام مى شود، و بدون آن هيچ معبودى نمى تواند ((رب )) باشد، چون رب عبارت است از مالكى كه مدبر امر مملوك خود باشد و چنين ملكيتى منحصر در خداى واحد بى شريك است ، و در اين ملكيت احدى شريك خدا نيست . پس ، اين شريك هائى كه براى خداى تعالى درست كرده اند معناى شركت در آنها وجود ندارد مگر صرف آن مفاهيم فرضى و موهومى كه مشركين براى آنها فرض كرده اند، مفاهيمى كه تنها جايش عالم فرض است و در عالم خارج و واقعيت مصداقى ندارد.

پس ، آيه شريفه خدايان مشركين را با خداى تعالى مقايسه مى كند، و آنگاه حكم مى كند به اينكه نسبت آن خدايان با خدا، نسبت خرص ‍ (تخمين ) و گمان است با حقيقت و حق - و بقيه مطالب آيه روشن است .

و اگر در اين آيه فرموده : ((من فى السماوات و الارض - هر كس كه در آسمانها و زمين است و نفرموده : ((ما فى السماوات و الارض - آنچه در آسمانها و زمين است ))،

ترجمه تفسير الميزان جلد 10 صفحه 138

براى اين بوده كه زمينه گفتار، مساءله ربوبيت غير خداى تعالى نسبت به عالم بود كه مشركين معتقد به آن هستند، مى خواهد بفرمايد: خدايانى كه شما براى آنها قائل به ربوبيت هستيد و همه آنها را از صاحبان عقل و شعور - كه عبارتند از فرشتگان و جن و انس - مى دانيد هيچ يك از آنها نه در آسمانها و نه در زمين مالك چيزى و حتى مالك خود نيستند.))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  62-65 سوره یونس

تفسير امنيّت واقعى در پرتو ايمان و تقوا:

 

«خوف»: بسان دو واژه «فزع» و «جزع» همانند وهم معنا هستند و از ترس و اضطراب درونى از رويدادن، رويدادى ناگوار خبر مى‏دهند. با اين بيان خوف به مفهوم دلهره، ترس و احساس نا امنى‏است كه در برابر آن، آرامش خاطر و امنيّت است.

«حزن»: به مفهوم اوج اندوه - در برابر شادمانى - است. اين واژه در اصل از ريشه «حزن» كه به معناى زمين سخت است، برگرفته شده است.

پس از ترسيم گرفتارى و نگونسارى شرك گرايان و بيداد پيشگان در آيات پيش، اينك روشنگرى مى‏كند كه امنيّت و آرامش در اين سراوسراى آخرت تنها در گرو ايمانِ آگاهانه و خالصانه و پرواپيشگى است، و بر اين اساس است كه آن مردم شايسته كردارى كه بر فرمان خدا دل مى‏سپارند و براساس مقررات او زندگى مى‏كنند، خدا آنان را دوست مى‏دارد و در روز رستاخيز نيز نه بيمى از كيفر دارند و نه اندوهگين خواهند شد.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  59-61 سوره یونس

آيا بر خدا دروغ مى‏بنديد؟:

 

در اين آيات باز هم روى سخن با پيامبر گرامى است و خداى فرزانه به او دستور مى‏دهد كه:

قُلْ اَرَاَيْتُمْ ما اَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالاً

اى پيامبر! به شرك گرايان بگو: چرا اين روزيهايى را كه خدا براى شما فرو فرستاده و آنها را حلال فرموده است، شما از نزد خدا برخى را روا و حلال مى‏سازيد و برخى را بر خود حرام مى‏گردانيد؟!

ياد آورى مى‏گردد كه منظور ازتحريم اين رزق و روزى حلال از سوى شرك گرايان، «سائبه»، «بحيره» «وصيله»( معناي سائبة و بحيرة و وصيلة در آيه 103 سوره مائده گذشته است بدانجا مراجعه شود.) و برخى از فراورده‏هاى كشاورزى است كه آنان بر خود حرام مى‏ساختند.

((وجه اينكه از دادن روزى به ((انزال )) روزى تعبير شده ، با اينكه رزق آدميان در زميناست

اگر در اين آيه شريفه رزق يعنى آنچه مايه امداد انسان در بقايش ميباشد را به ((انزال )) منسوب كرده با اينكه رزق آدمى از زمين پديد مى آيد و از آسمان نازل نمى شود، بر اساس حقيقتى است كه قرآن كريم مبتكر آن است و آن اين است كه تمامى اشياى محدود كه در اختيار بشر قرار گرفته نامحدودى دارد كه در خزينه الهى و نزد خداى تعالى است ، و از آن خزينه آن مقدارى بر زمين و اين عالم طبيعت نازل مى شود كه خداى تعالى مقدر كرده باشد -

ترجمه تفسير الميزان جلد 10 صفحه 122

توجه فرماييد: ((و ان من شى ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم ))، ((و فى السماء رزقكم و ما توعدون ))، ((و انزل لكم من الانعام ثمانية ازواج ))، ((و انزلنا الحديد فيه باس شديد)).

.......رزقى كه در آيه مورد بحث آمده و فرموده كه از ناحيه خدا نازل شده ، و مردم بعضى را حلال و بعضى را حرام كرده اند، چهار پايان يعنى شتر و گوسفند است ، كه مشركين به بعضى از آنها عنوان ((وصيله )) دادند و بعضى را ((سائبه )) خواندند و بعضى ديگر را ((حام )) و...

حرف ((لام )) در جمله ((لكم ))، لام غايت است و معناى نفع را افاده ميكند، و به آيه چنين معنا مى دهد كه : خداى تعالى به سود شما و به خاطر شما و براى اينكه شما بهرهمند شويد رزق را برايتان نازل كرده . چون ماده انزال اگر متعدى بشود با حرف ((على )) و يا حرف ((الى )) متعدى ميشود، و به همين جهت - كه گفتيم لام معناى نفع را افاده مى كند - است كه آيه شريفه معناى اباحه و حليت را ميرساند و مى فرمايد: خدا رزق شما را نازل كرد تا براى شما مباح و حلال باشد، ولى شما بعضى را بر خود حرام و بعضى را حلال كرديد، و باز همين معنا باعث شده كه كلمه ((حرام )) را قبل از حلال بياورد و بفرمايد: ((فجعلتم منه حراما و حلالا))، يعنى خداى تعالى با انزال رزق ، آن را برايتان حلال كرد تا شما در زندگيتان از آن بهرهمند شويد، ولى شما از پيش خود آن رزق را دو قسم كرديد، قسمى را حرام و قسمى ديگر را حلال .

پس ، معناى آيه اين شد: اى محمد! به اين مشركين بگو به من خبر دهيد ببينم سبب چه بوده كه رزقى را كه خداى تعالى براى شما نازل كرده تا از آن بهرهمند شويد،

ترجمه تفسير الميزان جلد 10 صفحه 123

شما دو قسمش كرديد بعضى را بر خود حرام و بعضى ديگر را حلال ساختيد؟ و اين پر واضح است كه عمل شما افترائى است بر خداى تعالى و بدون اذن او چنين تقسيمى را مرتكب شده ايد.))

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  57-58 سوره یونس

كتاب پرشكوه خدا يا درمان دردهاى جامعه‏ ها و تمدّنها:

 

((توضيح معناى مفردات آيه شريفه : ((موعظه ))، ((شفاء لما فى الصدور))، ((هدى)) و ((رحمت ))

راغب در كتاب مفرداتش گفته : ماده ((وعظ)) به معناى بازداشتن و منع كردن كسى است از كارى همراه با ترسانيدن . و نيز گفته است كه خليل گفته : وعظ به معناى تذكر دادن است به انجام عملى خير، به بيانى كه دل شنونده را براى پذيرفتن آن تذكر نرم كند. و كلمه ((عظة )) و همچنين كلمه ((موعظة )) هر دو اسم مصدرند و كلمه ((صدر: سينه )) معنايش معروف است و چون مردم مى بينند كه جاى قلب داخل قفسه سينه است و از سوى ديگر معتقدند كه آدمى هر چه ميفهمد به وسيله قلبش احساس ميكند، و با همين عضو است كه امور را تعقل نموده يكى را محبوب مى دارد و يكى ديگر را مبغوض ، يكى را دوست مى دارد و از ديگر كراهت دارد، به چيزى و يا كسى اشتياق ميورزد و به چيزى اميدوار و آرزومند مى شود از اين رو سينه را مركز اسرار قلب و صفات روحى دانسته و آن را خزينه فضائل و رذائل شمرده اند. فضائل را اثر سلامتى قلب و استقامت آن دانسته ، و رذائل را بيمارى آن و رذالت را درد و مرض شمرده اند، و لذا ميگويند: من سينه ام را مثلا با گرفتن انتقام از فلانى شفا دادم ، پس ((شفاء الصدور)) و همچنين شفاء آنچه در سينه ها است دو تعبير كنائى است ، و كنايه است از

ترجمه تفسير الميزان جلد 10 صفحه 117

اينكه آن حالت بد و خبيث روحى كه داشتم و مرا به سوى شقاوت و بدبختى سوق ميداد و عيش خوش مرا مكدر مى ساخت ، و خير دنيا و آخرت مرا از بين مى برد، از بين رفت و زائل گرديد.

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  53-56 سوره یونس

به پروردگارم سوگند آن روز حق است:

 

استنباء: خبرگيري.

در آيات گذشته از كيفر گناهان و گناهكاران و فرود عذاب بر آنان سخن رفت، اينك در اين آيه شريفه قرآن روى سخن را به پيامبر گرامى مى‏كند و مى‏فرمايد:

ادامه نوشته

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  48-52 سوره یونس

هر جامعه‏اى سر آمدى دارد:

 

وعد: خبر از رسيدن چيز خير، و وعيد خبر از رسيدن شر است. و چون در جايي

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌11، ص: 308

تنها «وعد» ذكر شود بر هر دو معنا اطلاق گردد.

در آيه پيش، از تكذيب كنندگان سخن به ميان آمد، و اينك در مورد شتاب آنان در خواستن عذاب خدا و حق ستيزى شان مى‏فرمايد:

ادامه نوشته