سخن پيرامون بهانه ‏جويى ‏هاى كفرگرايان ‏‏‏  :   

نگرشى بر واژه‏ های  آیات  7-7 سوره الرعد

يَقُولُ « می گوید » لَوْلَا أُنزِلَ « چرا نازل نشد ( ای کاش نازل می شد )»  إِنَّمَا « فقط » مُنذِرٌ « ترساننده » هَادٍ « هدایتگر » (7)

در ادامه سخن پيرامون بهانه‏جويى‏هاى كفرگرايان مى‏فرمايد:

وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ‏

و كفرگرايان مى‏گويند: چرا معجزه و نشانه‏اى از سوى پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟

((مقصود از اين آيه آن معجزاتى نيست كه (به نفرين انبياء تحقق مى يافت و) ميان حق و باطل حكم نموده ، امّت (گمراه ) را هلاك مى كرد، و در آيه قبلى هم به عنوان «سيئه» از آن اسم برده و فرمود: «و يستعجلونك بالسيئه قبل الحسنه» تا بگويى همان مطلب را تكرار كرده ، چون سياق با اين احتمال سازگار نيست ، زيرا اگر مقصود از آيه ، آنگونه آيات مى بود جا داشت كه مى فرمود: «و يقولون لو لا...».

بلكه مراد از آن ، معجزاتى است غير از قرآن كه كفار به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) اقتراح و پيشنهاد مى كردند، و خلاصه ، معجره قرآن را تحقير نموده و به آن بى اعتنايى مى كردند، و معجزه ديگرى نظير معجزات موسى و عيسى و ديگران طلب مى كردند پس در حقيقت اينكه گفتند: «لو لا انزل عليه آيه» تعريض و توهينى است از ايشان كه به قرآن كرده اند. ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 416))

به باور «ابن عباس» منظور اين است كه كفرگرايان مى‏گويند: چرا آيه و نشانه‏اى نظير، شتر صالح و عصاى موسى بر اين پيامبر فرود نمى‏آيد.

امّا «زحاج» مى‏گويد: آنان غير از آنچه پيامبر آورده بود مى‏خواستند و مى‏گفتند: بايد معجزاتى نظير معجزات موسى و عيسى بياورد. از اين رو خدا اعلام مى‏دارد كه براى هر گروه و جامعه‏اى هدايتگر و ارشادكننده‏اى است؛ و بدين وسيله روشنگرى مى كند كه آنان با اين خواهش‏ها به راه زشتى افتاده‏اند؛ چنان كه مى‏گفتند: تا از زمين چشمه‏اى براى ما نجوشانى، هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد.(37)

و خدا بدان دليل اين درخواست‏هاى مغرضانه و بهانه‏جويى‏ها را نپذيرفت كه اگر مى‏پذيرفت، اين درخواست‏هاى بيجا هماره ادامه مى‏يافت و كفرگرايانِ ديگر نيز هر كدام درخواست چنين معجزاتى مى‏نمودند.

إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ.

هان اى پيامبر، تو تنها هشداردهنده‏اى و براى هر جامعه‏اى هدايت‏كننده و ارشادگرى است.

((خطاب (انما انت منذر) در پاسخ به كفار

«انما انت منذر و لكل قوم هاد» - اين جمله جوابى است كه خداوند تعالى به رسول گراميش ياد مى دهد تا به ايشان ابلاغ كند، و اگر خطاب را متوجّه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نمود نه آنها، و نفرمود كه اين جواب را به ايشان ابلاغ كند، و خلاصه اگر اسمى از ايشان نبرد براى اين بود كه به آنان تعريض نموده بفهماند كه استحقاق جواب ندارند، چون نه علم دارند و نه آنمقدار عقل و فهمى كه لازم است ، زيرا از اين كه از خود معجره پيشنهاد مى كنند - بطورى كه از بيشتر آياتى كه اقتراحات ايشان را حكايت مى كند برمى آيد - چنين استفاده مى شود كه ايشان خيال مى كرده اند رسول بايد قدرت غيبى اى بطور مطلق داشته باشد، كه هر چه را بخواهد بتواند ايجاد كند و هر چه را از او بخواهند به وجود آورد.

و حال آنكه رسول ، جز بشرى مثل خود آنان نيست ، و تفاوتش همين است كه خدا او را بسوى ايشان فرستاده تا از عذاب او انذارشان كند و از اينكه از عبادت او استكبار بورزند و در زمين فساد كنند زنهارشان دهد، چون سنت الهى در مخلوقاتش همواره بر اين جريان داشته كه خلق خود را بسوى كمال مطلوبش هدايت كند و بر آنچه كه صلاح معاش و معاد ايشان است دلالت فرمايد.

پس رسول ، خودش به خودى خود بشرى است مثل آنان يعنى او نيز همانند آنان مالك نفع و ضرر و مرگ و حيات و نشور خود نيست ، و جز تبليغ رسالت پروردگار خود وظيفه اى ندارد؛

ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 416

و اما معجزات ، امرش به دست خداست ، او است كه اگر بخواهد آيات و معجزات را مى فرستد، پس درخواستشان از رسول از نادانى محض ‍ است .

بنابراين ، معناى آيه چنين مى شود: ايشان - با اينكه قرآن بزرگترين و بهترين معجزات است و در اختيار ايشان هست - از تو معجره اى بر طبق دلخواه خود مى خواهند با اينكه تو درباره معجره هيچكاره اى ، تو تنها هدايت كننده اى هستى كه ايشان را از راه انذار هدايت مى كنى ، چون سنت خداوند در بندگانش بر اين جريان يافته كه در هر مردمى يكنفر هادى و راهنما مبعوث كند تا ايشان را هدايت نمايد.

از اين آيه شريفه برمى آيد كه زمين هيچ وقت از هدايت گرى كه مردم را بسوى حق هدايت كند خالى نمى شود، يا بايد پيغمبرى باشد و يا هادى ديگرى كه به امر خدا هدايت كند،))

در تفسير اين فراز ديدگاه‏ها متفاوت است:

1 - به باور گروهى از جمله «حسن»، «عكرمه» و... منظور اين است كه تو تنها هشداردهنده و ارشادگر هر قومى هستى، و فرود آوردن آيات بر عهده تو نيست. با اين بيان واژه «انت»، مبتدا و «منذر» خبر آن و «هادٍ» عطف بر آن است.

2 - امّا به باور گروهى از جمله «ابن عباس»، «مجاهد» و... منظور اين است كه: هان اى محمّد صلى الله عليه وآله تو هشداردهنده‏اى و خدا راهنماى انسان‏هاست.

3 - از ديدگاه گروهى از جمله «ابن زيد» و «زجاج» منظور اين است كه: هان اى پيامبر تو ترساننده‏اى و براى هر جامعه و مردمى پيشوا و پيامبرى است كه آنان را راه مى‏نمايد.

4 - و از ديدگاه پاره‏اى ديگر منظور از واژه «هادى» هر كسى است كه مردم را به سوى حق فرامى‏خواند.

با اين بيان از نظر سه ديدگاه اخير، واژه «هادٍ» مبتدا و «لكل قومٍ» خبر آن است.

در روايات رسيده از پيامبر گرامى، اين آيه در مورد اميرمؤمنان عليه السلام تفسير شده و پيامبر فرموده است كه: منظور از اين هشداردهنده من هستم و منظور از اين هدايتگر على است. براى نمونه:

1 - در اين مورد «ابن عباس» آورده است كه پس از فرود آيه مورد بحث پيامبر گرامى فرمود:

«انا المنذر و علىّ الهادى من بعدى، يا على بك يهتدى المهتدون.»

منم، آن هشداردهنده و على نيز پس از من هدايتگر و ارشادكننده است؛ و آن گاه رو به اميرمؤمنان كرد كه: على جان! هدايت‏پذيران و راه‏يافتگان به سوى حق و عدالت، به وسيله تو و به نور تو راه درست را مى‏پذيرند و راه مى‏يابند.

2 - و نيز «حاكم حسكانى» در «شواهد التنزيل» آورده است كه پيامبر گرامى روزى در حالى كه اميرمؤمنان نزدش بود آبى براى وضو خواست و پس از وضو دست على را گرفت و بر سينه خود چسبانيد و فرمود: «انّما انت منذر...»

على جان! تو هشدار دهنده هستى؛ و آن گاه دست بر سينه آن بزرگوار نهاد و فرمود: «انّك منارة الأنام و غاية الهدى و امير القرى و اشهد على ذلك انّك كذلك.»(38)

على جان! تو روشنگر راه مردم، مشعل روشنى‏بخش هدايت و اوج آن، و سالار و بزرگ جامعه‏ها و شهرها و تمدّن‏ها هستى و من گواهى مى‏دهم كه تو به راستى در خور اين مقام و اين عناوين هستى و اين گونه‏اى.

فولادوند: و آنان كه كافر شده‌اند مى‌گويند: «چرا نشانه‌اى آشكار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است؟» [اى پيامبر،] تو فقط هشداردهنده‌اى، و براى هر قومى رهبرى است.

انصاریان: و کافران می گویند: چرا از سوی پروردگارش معجزه ای [غیر قرآن] بر او نازل نشده؟ تو فقط بیم دهنده ای [نه اعجاز کننده ای که هر زمان هر کس و برای هر هدفی غیر منطقی بخواهد، دست به اعجاز بزنی] وبرای هر قومی هدایت کننده ای است..

تفسیر نور:

نکته ها                  

از ابن عباس نقل شده كه پیامبراكرم‏صلى الله علیه وآله دست مباركشان را بر روى سینه گذاشتند و فرمودند: «انا المنذر» و آنگاه به على‏بن‏ابیطالب‏علیهما السلام اشاره كردند و فرمودند: «انت الهادى، بك یهتدى المهتدون بعدى»(17)

17) تفسیركبیر، ج 19، ص 14. طبرى و ابن‏كثیر و احقاق‏الحقّ، (ج 3، ص 87) نیز آن را نقل كرده‏اند.

پيام ها                   

1- كافران، توقّعات نابجا از خدا و پیامبرش دارند. (آنها خواستار نشانه‏ها و معجزه‏هایى بر اساس هوا وهوس خود هستند.) «لولا انزل علیه ایة»

 2- انسانِ بهانه‏جو، لایق خطاب الهى نیست. «انّما انت» خداوند گفتار كفّار را بى‏جواب گذارده و پیامبر را مخاطب قرار داده است.

 3- تربیت، هم به تهدید نیاز دارد و هم به ارشاد. «انمّا انت منذر و لكلّ قوم هاد»

 4- براى جامعه‏ى جاهل غافل، هشدار بیش از بشارت ضرورت دارد. «انما انت منذر»(18)

 5 - كار اصلى پیامبران، ارشاد و انذار است؛ «انما انت منذر» نه برآوردن خواسته‏هاى بى‏ربط مردم و عرضه معجزه در هر لحظه و براى هركس. «لولا انزل علیه آیة»

 6- با آنكه دیگر پیامبرى مبعوث نمى‏شود، امّا خداوند حجت خود را بر همه‏ى مردم تمام مى‏كند و هرگز زمین از حجت خالى نمى‏ماند. «و لكلّ قومٍ هاد»

 7- انبیا تنها به مشرق زمین اختصاص نداشته‏اند. «و لكلّ قوم هادٍ»

 8 - در عصر حاضر نیز ما باید امام یا هادى زنده داشته باشیم. «ولكلّ قوم هاد»(19)

18) حدود 120 مرتبه واژه «انذار» در قرآن آمده كه 100 مرتبه آن در مكه نازل شده است.

19) در تفاسیر مجمع‏البیان و كنزالدقائق، 26 حدیث آمده كه مراد از «هاد» ائمه معصومین‏علیهم السلام هستند.

الجدول:

سورة الرعد (13) :

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (7)

الإعراب:

(الواو) عاطفة (يقول) مضارع مرفوع (الّذين) موصول مبنيّ في محلّ رفع فاعل (كفروا) فعل ماض وفاعله (لولا) حرف تحضيض بمعنى هلّا (أنزل) فعل ماض مبنيّ للمجهول (على) حرف جرّ و (الهاء) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (أنزل) (آية) نائب الفاعل مرفوع (من ربّه) جارّ ومجرور متعلّق بنعت لآية.. و (الهاء) مضاف إليه (إنّما) كافّة ومكفوفة (أنت) ضمير منفصل مبنيّ في محلّ رفع مبتدأ (منذر) خبر مرفوع (الواو) عاطفة (لكلّ) جارّ ومجرور متعلّق بخبر مقدم (قوم) مضاف إليه مجرور (هاد) مبتدأ مؤخّر مرفوع وعلامة الرفع الضمّة المقدّرة على الألف المحذوفة، فهو اسم منقوص