نگرشى  بر  واژه های  آیات  35-36   سوره  اعراف  :

نعمت دين و ارزشهاى معنوى

در آيات گذشته سخن از نعمتهاى رنگارنگ مادّى بود كه خدا براى انسانها پديد آورده است، اينك آفريدگار هستى در اين آيه در مورد نعمت دين و ارزشهاى معنوى و انسانى مى‏فرمايد:

يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (35)

((كلمه « اما« در اصل « ان ما« بوده يعنى « ان « شرطيه بوده و « ما« زايده بر سرش در آمده است ، و از اينكه در فعل شرطش ‍ « ياتينكم « نون تاءكيد ثقيله در آمده استفاده مى شود كه شرط مزبور قطعى الوقوع است . و منظور از « قص « بيان و تفصيل آيات است ، چون در اين كلمه هم معناى قطع هست و هم معناى اظهار.

اين آيه مشتمل بر چهارمين خطاب عمومى است كه از داستان آدم و بهشت استخراج شده ، و اين خطاب كه آخرين خطاب ها است تشريع عام الهى را در خصوص پيروى از انبيا و متابعت از طريق وحى را بيان مى كند، و اصلى كه اين خطاب از آن استخراج شده آيه اى شبيه به آيه « قال اهبطا منها جميعا بعضكم لبعض عدو فاما ياتينكم منى هدى « است كه بيان مى كند هدايت خدا از طريق وحى و رسالت است . ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 108))

هان اى فرزندان آدم: اگر فرستادگان و پيام آورانى از جنس شما انسانها از جانب پروردگار تان به سوى شما آمدند كه آيات و نشانه‏هاى يكتايى و قدرت مرا بر شما بخوانند و شما را به راه راست هدايت و ارشاد كنند، به پيام و دعوت آنان گوش جان سپاريد و در برابر حق سرتسليم فرود آوريد. بهوش باشيد كه هر كسى پرواپيشه سازد و حق ستيزى نكند و پيامبر و نشانه‏هاى قدرت ما را انكار ننمايد و رفتار و كردار خويش را بسامان آورد، نه در دنيا بيمى خواهد داشت و نه در سراى آخرت اندوهگين خواهد شد.

((اي فرزندان آدم پيامبراني از جنس شما برايتان فرستاده مي شوند كه آيات مرا بر شما مي خوانند،پس هر كس تقوي داشته و به صلاح گرايد ،بيمي برايشان نيست و هيچگاه اندوهگين نمي شوند)،(اما) مخفف (ان ما)مي باشد كه (ان )شرطيه و (ما) زائده است و نون تأكيد ثقيله كه در (يأتينكم )آمده افاده مي كند كه شرط مربوط قطعي الوقوع است ،يعني حتما و قطعا پيامبراني ازجنس بشر بر ايشان فرستاده مي شوند تا حجت برآنها تمام شود و در قيامت نگويند علت زشتي اعمال ما اين بود كه پيامبري نداشتيم تا حقايق را براي ما توضيح دهد و منظور از (قص )بيان و توضيح آيات است . و اين آيه شامل چهارمين خطاب عمومي است كه از داستان آدم و بهشت استخراج شده و اين خطاب تشريع عام الهي را در خصوص پير وي از انبياء ووحي الهي بيان مي نمايد و عرضه مي دارد كه هدايت خدا از طريق وحي ورسالت است و هر كس از انبياء پيروي كند و اهل تقوي و عمل صالح باشد قطعادر نهايت كه همه خلايق بسوي بارگاه ربوبي باز مي گردند، خداوند او را بهتر ازآنچه عمل كرده جزا مي دهد و هيچ خوف و اندوهي نخواهد داشت (ليجزيهم الله احسن ما كانوا يعملون )(15)،(تا به بهتر از آنچه عمل كرده اند جزا داده شوند).اطیب البیان ))

فولادوند: اى فرزندان آدم، چون پيامبرانى از خودتان براى شما بيايند و آيات مرا بر شما بخوانند، پس هر كس به پرهيزگارى و صلاح گرايد، نه بيمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگين مى شوند.

وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (36)

((و كساني كه آيات ما را تكذيب كردند و از آنها تكبر ورزيدند ،آنان ياران آتشند و در آن جاودانه خواهند بود)،و اينجا حال گروه دوم را بيان مي كند،يعني كساني كه منكر آيات الهي بشوند و در مقابل آنها استكبار بورزند هر آينه در قيامت كه بسوي پروردگارشان باز مي گردند وارد جهنم خواهند شد و درآتش آن همواره جاودانه خواهند بود.اين مطلب نيز متفرع از داستان آدم و بهشت است و آيا جز بدانچه عمل كرديد جزا داده شويد؟ (و ما تجزون الا ما كنتم تعملون )(16)،(و شما جز بدانچه كرده ايد جزا داده نمي شويد) .اطیب البیان ))

فولادوند: و كسانى كه آيات ما را دروغ انگاشتند و از [پذيرش‌] آنها تكبّر ورزيدند آنان همدم آتشند [و] در آن جاودانند.

تفسیر نور:

«خوف» و ترس، مربوط به امور آينده و در مقابل امنيّت و آسايش است، امّا «حزن» و اندوه، مربوط به گذشته و آنچه از دست رفته مى‏باشد و در مقابل سرور و شادمانى است. <91>

1- از سنّت‏هاى الهى، ارسال رسولان براى بيان وحى الهى است. «يأتينّكم... يقصّون عليكم آياتى»

2- از راههاى نفوذ و تأثير سخن، سنخيّت پيام‏آور با خود مردم است. «منكم»

3- انسان، آزاد و داراى اختيار است و سرنوشتش در گرو گرايش و عمل خود اوست. «فمن اتّقى و أصلح»

4- متّقى، اصلاح‏گر و داراى فعّاليّت مثبت است، نه گوشه‏گير. «اتّقى وأصلح»

5 - تقوا و خودسازى بايد قبل از اصلاح ديگران باشد و اصلاح‏گران بايد خود متّقى باشند. «اتّقى وأصلح»

6- مؤمنان و پيروان واقعى انبيا، آنانند كه اهل تقوا و اصلاح باشند. «ياتينّكم رسل... فمن اتّقى و اصلح» و نفرمود: «فمن آمن بهم»

7- آرامش حقيقى در سايه‏ى تقوا و اصلاح است. «اتّقى و اصلح فلا خوف عليهم»

8 - پيامد تكذيب، تكبّر و سرپيچى از انبيا، عذاب ابدى و دوزخ است. «استكبروا... اصحاب النّار... فيها خالدون»

«خوف» و ترس، مربوط به امور آينده و در مقابل امنيّت و آسايش است، امّا «حزن» و اندوه، مربوط به گذشته و آنچه از دست رفته مى‏باشد و در مقابل سرور و شادمانى است. <91>

1- از سنّت‏هاى الهى، ارسال رسولان براى بيان وحى الهى است. «يأتينّكم... يقصّون عليكم آياتى»

2- از راههاى نفوذ و تأثير سخن، سنخيّت پيام‏آور با خود مردم است. «منكم»

3- انسان، آزاد و داراى اختيار است و سرنوشتش در گرو گرايش و عمل خود اوست. «فمن اتّقى و أصلح»

4- متّقى، اصلاح‏گر و داراى فعّاليّت مثبت است، نه گوشه‏گير. «اتّقى وأصلح»

5 - تقوا و خودسازى بايد قبل از اصلاح ديگران باشد و اصلاح‏گران بايد خود متّقى باشند. «اتّقى وأصلح»

6- مؤمنان و پيروان واقعى انبيا، آنانند كه اهل تقوا و اصلاح باشند. «ياتينّكم رسل... فمن اتّقى و اصلح» و نفرمود: «فمن آمن بهم»

7- آرامش حقيقى در سايه‏ى تقوا و اصلاح است. «اتّقى و اصلح فلا خوف عليهم»

8 - پيامد تكذيب، تكبّر و سرپيچى از انبيا، عذاب ابدى و دوزخ است. «استكبروا... اصحاب النّار... فيها خالدون»

الجدول:

سورة الأعراف (7) :

يا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي فَمَنِ اتَّقى وَأَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (35)

الإعراب:

(يا بني آدم) مرّ إعرابها ، (إن) حرف شرط جازم (ما) حرف زائد (يأتين) مضارع مبني على الفتح في محلّ جزم فعل الشرط ... و (النون) للتوكيد و (كم) ضمير مفعول به (رسل) فاعل مرفوع (من) حرف جر و (كم) ضمير في محلّ جر متعلّق بمحذوف نعت لرسل (يقصون) مضارع مرفوع وعلامة الرفع ثبوت النون ... والواو فاعل (عليكم) مثل منكم متعلّق ب (يقصون) ، (آيات) مفعول به منصوب وعلامة النصب الكسرة المقدرة على ما قبل الياء ... و (الياء) ضمير مضاف إليه (الفاء) رابطة لجواب الشرط الأول (من) اسم شرط جازم مبني في محلّ رفع مبتدأ (اتقى) فعل ماض مبني على الفتح المقدر على الألف والفاعل ضمير مستتر تقديره هو (الواو) عاطفة (أصلح) في محلّ جزم معطوف على (اتقى) فعل الشرط (الفاء) رابطة لجواب الشرط الثاني (لا) حرف للنفي مهمل ، (خوف) مبتدأ مرفوع  ، (عليهم) مثل منكم متعلّق بمحذوف خبر (الواو) عاطفة (لا) حرف زائد لتأكيد النفي (هم) ضمير منفصل في محلّ رفع مبتدأ (يحزنون) مثل يقصون.

وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْها أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ(36)

(36) (الواو) عاطفة (الذين) اسم موصول مبني في محلّ رفع مبتدأ (كذّبوا) فعل ماض مبني على الضم ... والواو فاعل (بآيات) جار ومجرور متعلق ب (كذّبوا) ، و (نا) ضمير مضاف إليه (الواو) عاطفة (استكبروا) مثل كذبوا (عن) حرف جر و (ها) ضمير في محلّ جر متعلق ب (استكبروا) بتضمينه معنى ابتعدوا (أولاء) اسم إشارة مبني في محلّ رفع مبتدأ  ، و (الكاف) حرف خطاب (أصحاب) خبر مرفوع (النار) مضاف إليه مجرور (هم) ضمير منفصل مبني في محلّ رفع مبتدأ (فيها) مثل عنها متعلّق ب (خالدون) وهو خبر المبتدأ هم مرفوع.