نگرشى بر واژه هایآیات 73- سوره توبه :
ايستادگى در برابر كفر آشكار و نهان
نگرشى بر واژه هایآیات 73- سوره توبه :
((« جهاد» و « مجاهدت » به معناى سعى و بذل نهايت درجه كوشش در مقاومت است - چه به زبان باشد و چه به دست - تا آنجا كه منتهى به كارزار شود.
و ليكن در قرآن كريم بيشتر در معناى كارزار استعمال شده ، هر چند در غير قتال نيز استعمال شده مانند آيه « و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا...» ، ليكن در آن معنا شايع است .
ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه : 457
و هر جا كه اين كلمه در قتال استعمال شده تنها كفار منظورند كه تظاهر به مخالفت و دشمنى دارند،))
پس از دو آيه گذشته كه اساسى ترين ويژگيهاى مردم با ايمان راترسيم مىكند، دگرباره قرآن به بحث در مورد آفت كفر و نفاق پرداخته و بدين صورت به ايستادگى در برابر آنان و به كارزار با آنان فرمان مىدهد:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ
هان اى پيامبر! با كفرگرايان و نفاقگرايان تجاوز كار به پيكار برخيز.
((مراد از جهاد با منافقين مقاومت و خشونت در برابر آنها است
و اما منافقين هر چند در واقع كافر و حتى از كفار هم خطرناك ترند، چون از راه كيد و مكر وارد شده و كارشكنى مى كنند، ليكن آيات جهاد ايشان را شامل نمى شود، براى اينكه ايشان تظاهر به كفر و دشمنى نداشته ، در عوض از ساير مسلمانان هم خود را مسلمان تر جلوه مى دهند، و با اين حال ديگر معنا ندارد كه با ايشان جهاد شود.
و لذا چه بسا از استعمال جهاد در خصوص منافقين اين معنا بذهن برسد كه منظور از آن هر رفتاريست كه مطابق مقتضاى مصلحت باشد، اگر مصلحت اقتضاء داشت معاشرتشان تحريم و ممنوع شود و اگر اقتضاء داشت نصيحت و موعظه شوند و اگر اقتضاء داشت بسرزمين ديگرى تبعيد شوند، و يا اگر ردهاى از ايشان شنيده شد كشته گردند، و اگر طور ديگرى اقتضاء داشت در حقشان عملى كنند.
خلاصه معناى جهاد با منافقين مقاومت در برابر كارشكنيها و نقشه كشيهاى ايشان است بهر وسيله اى كه مصلحت باشد.
و چه بسا جمله « و اغلظ عليهم » در دنبال جمله « جاهد الكفار و المنافقين » شاهد بر اين معنا باشد كه مقصود از جهاد غلظت و خشونت است .ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 458))
در مورد اين كه جهاد بامنافقان بايد به چه صورت انجام گيرد ديدگاهها متفاوت است:
1 - به باور «جبايى» منظور از پيكار و جهاد بر ضد نفاقگرايان، روشنگرى و پند و اندرز و هشدار و تهديد به وسيله زبان است.
2 - امّا به باور برخى منظور مقررات كيفرى اسلام و اجراى حدود در مورد آنان مىباشد.
3 - از ديدگاه «ابن مسعود» جهاد بانفاقگرايان بر سه نوع است و به تناسب رفتار و كردار آنان بايد با آنها برخورد نمود:
الف: نخست جهاد بادست، بدين معنى كه بايد با قدرت عدالت و منطق صحيح آنان را از گناه و بيداد باز داشت.
ب : واگر مرحله نخست ممكن نبود، با زبان گويا و هشدار رسا بايد مردم را به ارزشها فراخواند و از ضد ارزشها باز داشت.
ج : و اگر آن هم ممكن نبود، با دل و قلب.
د : و اگر به اين صورت نيز ميسر نبود، بااشاره و رو به رو شدن با آنان با چهره گرفته.(222)
از امامان راستين آوردهاند كه آيه مباركه را به اين صورت قرائت و معنى كردهاند كه: اى پيامبر! به وسيله منافقان با كفرگرايان پيكار نما؛ يا اَيُّهَا النَّبِىُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ بِالْمُنافِقينَ ...
گفتنى است كه اين معنى بدان دليل است كه پيامبر با آنان به جنگ مسلحانه برنمىخاست بلكه به هرصورتى كه ممكن بود با آنان مدارا مىنمود و رضايت آنان را با اندرز و ارشاد و موعظه جلب مىكرد؛ چرا كه آنان نه تنها تظاهر به كفر نمىكردند، كه با شور و حرارت خود را با ايمان و مسلمان قلمداد مىنمودند، و آگاهى خدا و پيامبر به كفر باطنى آنان، باعث سلب امنيّت آنان نمىگرديد.
وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (73)
و با آنان به درشتى سخن بگو و مدارا و نرمش راواگذار، و هشدار ده كه جايگاه هردو گروه دوزخ است، و آنجا و آن سرنوشت به راستى بدجايگاه و بد سرنوشتى است.
((جمله « و ماواهم جهنم و بئس المصير» عطف است بر امرى كه قبل از آن گذشت ، و شايد اگر جمله خبريه به عطف بر جمله انشائيه (امر) شده ، مصحح آن اين بوده كه امر « اغلظ» در معناى خبر است ، و معنايش اين است كه اين كفار و منافقين مستوجب غلظت و خشونت و جهادند - و خدا داناتر است . ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 458))
فولادوند: اى پيامبر، با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنان سخت بگير، و جايگاهشان دوزخ است، و چه بد سرانجامى است.
انصاریان: ای پیامبر! با کافران و منافقان به جهاد برخیز و نسبت به آنان سخت گیری کن [و درشت خو باش]؛ و جایگاهشان دوزخ است؛ و دوزخ بد بازگشت گاهی است.
تفسیر نور:
تا منافقان دست به جنگ نزده و توطئه نكردهاند و مثل كافر حربى نشدهاند، جهاد با آنان تنها با زبان است. <121>
پيامبر صلى الله عليه وآله پيش از اين آيه، با منافقان رفتارى كريمانه داشت، امّا پس از نزول اين آيه، برخورد حضرت شدّت يافت. <122>
1- جهاد بايد مطابق فرمان و نظر رهبر مسلمانان باشد.«يا ايها النبى جاهد»
2- در نظام اسلامى، فرمانده كل قوّا، رهبر است. «يا ايها النبى جاهد»
3- اسلام، آيين جهاد و مبارزه با كفر و نفاق است.«جاهد الكفّار و المنافقين»
4- هم با دشمنانِ آشكار خارجى مبارزه كنيم، «جاهد الكفّار»، هم با دشمنانِ پنهانِ داخلى. «و المنافقين»
5 - رهبر مسلمانان بايد در برابر استكبار قاطع باشد.«يا ايهاالنّبى جاهد، واغلظ»
6- با آنكه پيامبر، سرچشمهى رحمت است، ولى به خاطر كفر و نفاق دشمنان، مأمور به خشونت مىشود. «واغلظ عليهم»
7- جهاد با كفّار و منافقان، جزاى دنيوى آنان است و كيفر اخروىشان جهنّم است. «و مأويهم جهنم»
8 - منافق، بدعاقبت است. «بئس المصير»
الجدول:
سورة التوبه(9) :
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (73)
الإعراب:
«يا) أداة نداء (أيّ) منادى نكرة مقصودة مبنيّ على الضمّ في محلّ نصب و (ها) حرف تنبيه (النبيّ) بدل من أيّ أو عطف بيان تبعه في الرفع لفظا (جاهد) فعل أمر، والفاعل أنت، وحرّك بالكسر لالتقاء الساكنين (الكفّار) مفعول به منصوب (الواو) عاطفة (المنافقين) معطوف على الكفّار منصوب وعلامة النصب الياء (الواو) عاطفة (اغلظ) مثل جاهد (على) حرف جرّ و (هم) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (اغلظ) ، (الواو) استئنافيّة ، (مأوى) مبتدأ مرفوع وعلامة الرفع الضمّة المقدّرة على الألف و (هم) ضمير مضاف إليه (جهنّم) خبر مرفوع (الواو) عاطفة (بئس) فعل ماض جامد لإنشاء الذمّ (المصير) فاعل مرفوع، والمخصوص بالذمّ محذوف تقديره هي أي جهنّم.