نگرشى بر واژه های آیات 115-114 سوره هود
نماز يا برترين مرواريد درياى بندگى:
نگرشى بر واژه های آیات 115-114 سوره هود
أَقِمِ« به پا دار » طَرَفَيِ النَّهَارِ« دو طرف روز » زُلَفًا« نزدیکی ها » زُلَفًامِّنَ اللَّيْلِ« نزدیکی ها و اوایل شب، ساعات اول شب» الْحَسَنَاتِ « نیکی ها ، خوبی ها » يُذْهِبْنَ « از بین می برد » السَّيِّئَاتِ« بدی ها » ذِكْرَى« تذکر ، یادآوری » الذَّاكِرِينَ« یاوری کنندگان ، متذکر شوندگان » (114)
در اين آيه شريفه به نماز - كه ياد خدا وبرترين مرواريد درياى بندگى و آرام بخش قلب انسانها و اصلاحگر فرد و جامعه است - فرمان مىدهد و مىفرمايد:
وَاَقِمِ الصَّلوةَ
و نماز را به پا دار. منظور اين است كه ركوع و سجده و ديگر كارها و واجبات آن را آن گونه كه شايسته است انجام ده.
امّا به باور پارهاى منظور اين است كه ايستاده نماز بگزار.
و از ديدگاه پارهاى ديگر منظور اين است كه نماز را پيوسته انجام ده و كارهايش را يكى پس از ديگرى بجا آور.
طَرَفَىِ النَّهارِ وَزُلَفاً مِنَ الَّليْلِ
((دو طرف نهار به معنى صبح و عصر است ، و كلمه «زلف» جمع «زلفى» و بطورى كه مى گويند از نظر معنا و ساختمان لفظى شبيه است به «قرب» كه جمع «قربى» است ، و اين وصفى است كه به جاى موصوف خود - نظير ساعات و امثال آن - نشسته و تقديرش اين است : و ساعاتى از شب كه نزديك به روز باشد.
ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 78
يعنى نماز را در صبح و عصر و در ساعاتى از شب كه نزديكتر به روز باشد به پاى دار، و اين ساعات با نماز صبح و عصر كه در يك طرف روز قرار دارد و نماز مغرب و عشاء كه وقتشان ساعتهاى اول شب است تطبيق مى كند، همچنانكه بعضى از مفسرين نيز گفته اند. و يا تنها با نماز صبح و مغرب كه هر يك در يك طرف روز قرار دارند و نماز عشاء كه وقتش اوايل شب است منطبق مى شود چنانكه ديگران گفته اند و بعضى ديگر حرفهاى ديگرى زده اند.
و ليكن از آنجايى كه بحث در اين مورد به فقه مربوط است ، و در بحث فقهى متبع ، بيانى است كه از پيغمبر و امامان اهل بيتش وارد شده باشد، لذا آن را حواله مى دهيم به بحث روايتى آينده - ان شاء اللّه تعالى .))
1 - به باور «ابن عباس» و «ابن زيد» منظور از «دو سوى روز» در آيه شريفه زمان نماز صبح و مغرب، و منظور از «پاسى از شب»، وقت نماز «عشاء» است؛ و واژه «زلف» به مفهوم «آغازين ساعات» شب مىباشد. و قرآن به دو دليل، از نماز ظهر و عصر سخن به ميان نمىآورد؛ نخست آنكه اين دو نماز بدان دليل كه نمازهاى روز هستند، روشن و اشكار بوده و نياز به بيان ندارند، و اين شيوه سخن مانند آن است كه قرآن بگويد: نماز را در دو سوى روز، به همراه آن دو نمازى كه در روز خوانده مىشود به پا دار. ديگر آنكه اين دو نماز در ضمن يكى از طرف روز - كه طرف عصر باشد - بيان شده است؛ چرا كه زمان نماز ظهر و عصر پس از گذشتن نيمروز است كه به طرف آخر روز نزديكتر مىباشد؛ و قرآن در اين مورد مىفرمايد: نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب بر پا دار اقم الصّلوة لدلوك الشمس الى غسق الليل...(199)
ياد آورى مىگردد كه واژه «دلوك» به مفهوم «زوال آفتاب» است كه در روايت رسيده از حضرت باقر عليه السلام نيز به همين معنا آمده است.
2 - امّا به باور گروهى از جمله «حسن» و «زجاج»، منظور از نمازِ «دو سوى روز» همان نماز صبح و ظهر و عصر، و منظور از نمازِ «پاسى از شب»، نماز مغرب و عشا است؛ چرا كه طرفِ يك چيز بايد جزء آن باشد و روشن است كه نماز مغرب جزء روز نيست. و از پيامبر گرامى نيز روايتى رسيده است كه آن حضرت فرمود: نمازِ «پاسى از شب» نماز مغرب و عشا است.
3 - و پارهاى نيز بر آنند كه منظور از نماز دو طرف روز، نماز صبح و عصر است.
اِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
به يقين كارهاى نيك و شايسته اثر زيانبارِ، كارهاى بد را از ميان مىبرد.
((جمله «ان الحسنات يذهبن السيئات» امر «اقم الصلوة» را تعليل نموده ، بيان مى كند كه نمازها حسناتى است كه در دلهاى مؤ منين وارد شده و آثار معصيت و تيرگيهايى كه دلهايشان از ناحيه سيئات كسب كرده از بين مى برد، و ما در اين باره بحثى راجع به «حبط» در جلد دوم اين كتاب ايراد نموديم . ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 79((
در اين مورد كه منظور از «حسنات» چيست؟ ديدگاهها متفاوت است:
1 - به باور بيشتر مفسّران از جمله «ابن عباس» منظور نمازهاى پنجگانه است كه اگر بشايستگى خوانده شود، گناهانى را كه ميان آنها از انسان سر مىزند از ميان مىبرد، چرا كه «ال» در «الحسنات»، الف و لام تعريف است كه به واژه «الصّلوة» باز مىگردد. لازم به ياد آورى است كه اين ديدگاه را روايات رسيده نيز تأييد مىكند.
چند نمونه از روايات
1 - «ابوعثمان» در اين مورد آورده است كه: من و سلمان در سايه درختى نشسته بوديم، كه او شاخهاى خشك از آن درخت برگرفت و آن را حركت داد تا برگهاى خشكيده آن بر زمين ريخت، آنگاه گفت: هان اى ابوعثمان آيا نمىپرسى چرا چنين كردم؟
پرسيدم: بگو چرا؟
گفت: من يك بار به همراه پيامبر بودم كه چنين كرد و از من پرسيد كه: هان اى سلمان، مىدانى چرا چنين كردم؟ من پاسخ منفى دادم، آنگاه از آن حضرت دليل كارش را پرسيدم، فرمود: زمانى كه مسلمانى به خوبى وضو مىسازد و نمازهاى پنجگانه را به شايستگى به جا مىآورد، گناهانش بسان اين برگهاى خشك فرو مىريزد، و از پى آن به تلاوت اين آيه پرداخت. «انّ المسلم اذا توضّأ فاحسن الوضوء ثم صلى صلوات الْخَمس تحاتت خطاياه كما يتحات هذا الورق، ثم قراء هذه الاية: و اقم الصلوة... ان الحسنات يذهبن السَّيّئات...»(200)
2 - و نيز آوردهاند كه: آن حضرت در ميان ياران نشسته بود كه مردى از راه رسيد و گفت: اى پيامبر خدا، من گناهى كردهام، اينك حدّ يا كيفر آن را بر من جارى ساز. آن حضرت فرمود: آيا با ما نماز نمىخوانى؟
گفت: چرا
فرمود: خدا، حدّ تو و يا گناه تو را مورد آمرزش قرار داد. فانّ الله قد غفر لك حدّك او قال ذنبك.(201)
3 - و از اميرمؤمنان آوردهاند كه فرمود: در كنار پيامبر خدا به انتظار نماز نشسته بوديم كه مردى از جا برخاست و گفت: اى پيامبر خدا، گناهى از من سر زده است، مرا از آن گناه پاك ساز؛ «كنّا مع رسول الله فى المسجد ننتظر الصلوة، فقام رجل فقال: يار سول الله، إنّى اصبت ذنباً...»
پيامبر سخن او را نشنيده گرفت تا نماز به پا شد؛ و پس از نماز هنگامى كه آن مرد دگر باره گفتارش را تكرار كرد، فرمود: «أَليس قد صليت معنا هذه الصّلوة و أحسنت لها الطّهور؟» آيا اين نماز را با ما نخواندى و وضوى آن را نيكو نگرفتى؟
پاسخ داد: چرا.
فرمود: همين كفّاره گناه تو است؛ فانّها كفارة ذنبك.(202)
4 - «ابراهيم كرخى» آورده است كه در حضور حضرت صادقعليه السلام بودم كه مردى وارد شد و آن بزرگوار از او پرسيد كه از كجا آمده است؟
آنگاه فرمود: تو مىگويى از اينجا و يا آنجا آمدهاى، در صورتى كه در اين راه نه در پى معاش بودى و نه ثواب و پاداش براى سراى آخرت؛ هان اى بنده خدا، بنگر كه شبانه روز تو چگونه سپرى مىگردد؛ و به هوش باش كه فرشته گرانقدرى بر تو مراقب است كه هر آنچه انجام دهى، همه را ثبت مىكند و به رازهاى درونىات كه آنها را از مردم پوشيده ميدارى آگاه است. بنابراين حيا را پيشه ساز و هيچ گناهى را كوچك و ناچيز مشمار كه روزى باعث ناراحتى تو خواهد شد. و نيز هيچ كار خوبى را هرچند به نظرت حقير باشد كوچك و بىمقدار مشمار، كه روزى تو را شادمان خواهد ساخت. و به ياد داشته باش كه در فرجام كار، چيزى زيانبخشتر از گناه نيست و چيزى زودتر از گناه، ندامت و پشيمانى را دامانگير انسان نمىسازد و براى جبران آن نيز چيزى بهتر و سريعتر از كار شايسته نيست؛ چرا كه كار نيك، گناه را مىزدايد و خطا را جبران مىكند و پس از ثبت آن به وسيله فرشتگان، آن را محو مىسازد؛ مگر نه اينكه خدا مىفرمايد: «انّ الحسنات يذهبن السيّئات...»
اميد بخشترين آيه
«ابوحمزه ثمالى» از يكى از دو امام گرانقدر حضرت باقر و يا صادق - كه درود خدا بر آنان باد - آورده است كه مىفرمود: روزى اميرمؤمنان رو به مردم نمود كه هان اى بندگان خدا، كدامين آيه از همه آيات اميدبخشتر است؟
در پاسخ پرسش آن حضرت، يكى گفت: اين آيه شريفه كه مى فرمايد: «اِنّ الله لايغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء»،(203) خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود نمىآمرزد و فروتر از آن را براى هر كه بخواهد مىآمرزد. آن حضرت فرمود: اين آيه بسيار اميد بخش است امّا پاسخ من نيست.
ديگرى گفت: اين آيه شريفه پاسخ شماست كه مىفرمايد: و هركس كار بدى كند و يا به خويشتن ستم روا دارد آنگاه از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت. «و من يعمل سوءً...»(204)
اميرمؤمنان فرمود: اين هم اميدبخش است امّا پاسخ من نيست.
نفر سوّم گفت: پاسخ مورد نظر شما اين آيه است كه مىفرمايد: «قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا...»(205)
بگو هان اى بندگان من كه بر خود زياده روى نمودهايد، از رحمت خدا نوميد نشويد.
حضرت فرمود: اين آيه نيز اميد بخش است، امّا پاسخ پرسش من نيست.
نفر چهارم گفت: پاسخ پرسش شما اين آيه است كه مىفرمايد: «و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم...»(206)
و آنانكه چون به كار زشتى دست يازند يا برخود ستم روا دارند، خدا را به ياد مىآورند و براى گناهانشان آمرزش مىخواهند.
آن بزرگوار فرمود: اين آيه نيز بسيار اميدبخش است امّا پاسخ من نيست. اينجا بود كه ديگر كسى پاسخى نداشت تا بگويد، و آنگاه اميرمؤمنان رو به مردم كرد و فرمود: چرا پاسخ نمىدهيد؟!
گفتند: به خداى سوگند ديگر چيزى نمىدانيم.
سپس خود آن گرانمايه عصرها ونسلها فرمود: از شخصيت محبوب و گرانمايهام پيامبر شنيدم كه مىفرمود: اميد بخشترين آيه قرآن اين آيه شريفه است كه مىفرمايد: و نماز را در دو سوى روز و نيز آغازين ساعات شب بر پادار؛ چرا كه نيكيها، بديها را از ميان مىبرد. «انّ عليّاعليه السلام اقبل على الناس فَقالَ: اَيّة آية ارجى عندكم؟ فقال بعضهم: اِنّ الله لايغفر أَنْ يشرك به... قال: سمعت حبيبى رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يقول: ارجى آية فى كتاب الله: و اقم الصلوة طرفى النهار و زلفاً من الليل ان الحسنات يُذهبن السيّئات...»(207)
و آنگاه پيامبر خدا رو به من كرد و فرمود: على جان، به خدايى كه مرا به رسالت برگزيد، هر يك از شما مردم براى وضوى نماز به پاخيزد، گناهانش فرو مىريزد؛ و هنگامى كه به بارگاه خدا رو آورد، و با دل و جان نماز را به پا دارد، چيزى از گناهانش نمىماند، و پس از نماز بسان روزى مىشود كه تازه از مادر ولادت يافته است. و اگر ميان دو نماز گناهى از او سر زند، با نماز دوّم آمرزيده مىشود و همين گونه تا نماز پنجم.
سپس فرمود: يا على انّما منزلة الصلوات الخمس لأُمتى كنهر جار عَلى باب احدكم... على جان! موقعيت نمازهاى شبانهروزى براى جامعه و امت من، بسان نهر و جويبارِ لبريز از آبى است كه بر درخانه شما روان است. شما در مورد كسى كه در بدن او گرد و غبارى باشد و روزى پنج مرتبه در چنين جويبارى خود را شستشو دهد، چه مىپنداريد؟ آيا باز هم در بدن او گرد و چركى مىماند؟ به خداى سوگند كه نمازهاى پنجگانه و نقش پاك كننده آنها اين گونه است. فكذلك و اللّه الصّلوات الخمس.(208)
بازگشت به بحث
خاطرنشان گرديد كه در تفسير آيه مورد بحث، سه نظر آمده است كه ديدگاه نخست طرح گرديد و ازپى آن به نمونههايى از روايات نگريستيم، اينك دو ديدگاه ديگر در اين مورد:
2 - به باور پارهاى منظور از «نيكىها» اين است كه: هركس به كارهاى شايسته همت گمارد، اثر آن اين است كه به تدريج گناهان را ترك مىكند، و به جايى مىرسد كه ديگر دست به گناه نمىزند؛ بر اين اساس است كه قرآن مىفرمايد: نيكيها، گناهان را از ميان مىبرد.
3 - و به باور پارهاى ديگر تفسير اين فراز از آيه اين است كه: منظور از «حسنات» توبه مىباشد، و مىدانيم كه توبه واقعى گناهان را مىزدايد.
ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرينَ.
و در اين سخن جاودانه براى پند گيرندگان و كسانى كه درست مىانديشند، پند و اندرزى است.
((«ذلك ذكرى للذاكرين» - يعنى اينكه گفته شد كه حسنات سيئات را از بين مى برد به خاطر اهميتى كه دارد و براى بندگانى كه به ياد خدا هستند مايه تذكر است . ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 79))
فولادوند: و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار، زيرا خوبيها بديها را از ميان مىبرد. اين براى پندگيرندگان، پندى است.
انصاریان: و نماز را در دو طرف روز و ساعات نخستین شب برپا دار، که یقیناً نیکی ها، بدی ها را از میان می برند، این برای یادکنندگان تذکّر و یاد آوری است.
تفسیر نور:
در روايات، مراد از دو طرف روز، صبح و مغرب، و مراد از اوايل شب، نماز عشا بيان شده است. <500> البتّه اين آيه در مقام بيان تمام نمازهاى روزانه نيست.
شخصى از اعمال زشت خويش ناراحت بود، لذا پس از نماز در مسجد از پيامبرصلى الله عليه وآله خواست تا او را حدّ بزند، حضرت به او فرمود: چون بعد از آن عمل خلاف، در نماز جماعت شركت كردهاى، خداوند تو را بخشيد. <501>
از امام صادقعليه السلام سؤال شد كه شخصى از طريق طاغوت درآمدهايى را بدست آورده وبا اميد به آيهى «انّ الحسنات يذهبن السيئات» به فقرا كمك مىكند وبه حج مىرود؟ حضرت فرمود: «انّ الخطيئة لاتكفر الخطيئة» گناه را نمىتوان با گناه پوشاند. <502> آنچه را بدست آورده مالِ مردم است وتصرّف در مال مردم به هر شكل حرام است.
اميد بخشترين آيهى قرآن
حضرت علىعليه السلام بر جمعى وارد شده و از آنها سؤال فرمودند: آيا مىدانيد اميدبخشترين آيهى قرآن كدام است؟! هر كس به فراخور حال خويش آيهاى را عنوان كرد:
بعضى گفتند: آيهى «انّ اللَّه لايغفر اَن يشرك به و يغفر مادون ذلك» <503> يعنى خداوند جز شرك، گناهان ديگر را مىبخشد.
بعض ديگر بر آن بودند كه اين آيه است؛ «و من يعمل سوء او يظلم نفسه، ثم يستغفر الله، يجد اللّه غفوراً رحيما» <504> يعنى هر كس خلافكار و ظالم باشد ولى استغفار كند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد يافت.
عدّهاى اظهار داشتند آيهى «يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم، لاتقنطوا من رحمة الله، ان الله يغفر الذنوب جميعاً» <505> يعنى اى بندگان من كه در حقّ خود اسراف كردهايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد، زيرا او همهى گناهان را مىبخشد.
تعدادى هم نظر به اين آيه داشتند؛ «والذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم، ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الاّ اللّه» <506> يعنى كسانى كه اگر كار زشتى انجام دادند و به خودشان ظلم كردند، ياد خداوند مىكنند و براى گناهان خويش استغفار مىنمايند، و كيست جز خداوند كه گناهان را ببخشد.
بعد از اينكه حضرت نظرات آنان را شنيد، فرمودند: از حبيبم رسول خداصلى الله عليه وآله شنيدم كه فرمود: اميدبخشترين آيه در قرآن اين آيه است: «اقم الصلوة طرفى النهار و زلفاً من الليل، ان الحسنات يذهبن السيئات» سپس پيامبرصلى الله عليه وآله ادامه دادند: يا على! سوگند به خداوندى كه مرا بشير و نذير به سوى مردم مبعوث كرد، وقتى كه انسان براى نماز وضو بگيرد، گناهانش ريخته مىشود، و زمانى كه رو به قبله كند، پاك مىشود. يا على! مثال اقامه كنندهى نمازهاى روزانه، مثل كسى است كه هر روز پنج مرتبه در نهر آبى كه جلوى منزل اوست خود را شستشو كند. <507>
1- رهبر بايد الگوى مردم باشد. «فاستقم... اقم...»
2- نماز را بايد با شرايط و آداب كامل بجاى آورد. در كلمهى «اقامه»، معناى كمال و تمام نهفته است. «اقم الصلوة»
3- نماز قوّت قلب مؤمنان است. چون در آيات گذشته، فرمان به استقامت و عدم اعتماد به ظالمان مطرح شد و اين امور نياز به روحيّه بالا دارد، لذا در اين آيه، خداوند امر به تقويت روح با اهرم نماز مىفرمايد.«فاستقم ...و اقم الصلوة»
4- نمازها را بايد در وقت مقرّر انجام داد. «طرفى النهار»
5 - نماز، روشنترين نمونهى كار نيك است. «اقم... ان الحسنات...»
6- اعمال انسان در يكديگر تأثير دارند. «ان الحسنات يذهبن السيئات»
7- دستور به نماز، روشنترين پند خداست. «ذلك ذكرى» (نماز، ذكر الهى است)
8 - همهى افراد از تذكّرات الهى، بهرهمند نمىشوند.«ذكرى للذاكرين»
9- برپايى واقامهى نماز، پشتكار وحوصله مىخواهد. <508> «اقم الصلوة ، واصبر»
الجدول:
سورة هود (11) :
وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ (114)
الإعراب:
(الواو) عاطفة (أقم) فعل أمر، والفاعل أنت (الصلاة) مفعول به منصوب (طرفي) ظرف زمان منصوب متعلّق بأقم، وعلامة النصب الياء (الليل) مضاف إليه مجرور (الواو) عاطفة (زلفا) معطوف على طرفي منصوب (من الليل) جارّ ومجرور متعلّق بنعت ل (زلفا) ، (إنّ) حرف مشبّه بالفعل (الحسنات) اسم إنّ منصوب وعلامة النصب الكسرة (يذهبن) مضارع مبنيّ على السكون في محلّ رفع.. و (النون) ضمير في محلّ رفع فاعل (السيّئات) مفعول به منصوب وعلامة النصب الكسرة (ذلك) اسم إشارة مبنيّ في محلّ رفع مبتدأ، والإشارة إلى طلب الاستقامة.. و (اللام) للبعد، (والكاف) للخطاب (ذكرى) خبر مرفوع وعلامة الرفع الضمّة المقدّرة على الألف (للذاكرين) جارّ ومجرور متعلّق بذكرى [1] ، وعلامة الجرّ الياء.
[1] أو بنعت لذكرى.
الصرف:
(طرفي) ، اسم استعمل ظرفا لأنه أضيف إلى الظرف..
وانظر الآية (127) من سورة آل عمران.
(زلفا) ، جمع زلفة، وهي الطائفة من الليل، وزنه فعلة بضمّ الفاء وسكون العين، ووزن زلف فعل بضمّ ففتح، وقد يجمع زلفة على زلفات بضمّتين.
(الذاكرين) ، جمع الذاكر، اسم فاعل من ذكر الثلاثيّ وزنه فاعل.
----------------------------------------------
اصْبِرْ« صبر کن ، شکیبا باش » لَا يُضِيعُ « ضایع نمی کند ، تباه نمی کند » (115)
وَاصْبِرْ فَاِنَّ اللَّهَ لايُضيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنينَ.
((پس از امر به نماز، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را دستور مى دهد به صبر كردن ، و در موارد ديگرى مانند: «و استعينوا بالصبر و الصلوة» ميان صبر و نماز جمع كرده . و سرّ آن اين است كه هر كدام از اين دو، در باب خودش مهم ترين اركان هستند. آرى ، در ميان عبادات ، نماز مهمترين عبادت و در اخلاقيات صبر مهمترين خلق است ، همچنانكه درباره نماز فرموده : «و لذكر اللّه اكبر» و درباره صبر فرموده : «ان ذلك لمن عزم الامور».
و اجتماع اين دو، مهمترين وسيله اى است كه با آن مى توان بر مصائب و ناملايمات فايق آمد، چون صبر، نفس را از قلق و اضطراب و فرارى شدن نگه مى دارد، و نماز نفس را به سوى پروردگار توجّه مى دهد و در نتيجه ناملايمات را از ياد آدمى مى برد، و ما بيان مفصل اين معنا را در جلد اول اين كتاب در تفسير آيه 45 سوره بقره گذرانديم .
ترجمه تفسير الميزان جلد 11 صفحه 79
و از اينكه بطور مطلق امر به صبر كرده به دست مى آيد كه منظور از آن ، اعم از صبر بر عبادت و يا صبر بر معصيت و يا صبر در مصيبت است ، بلكه همه آنها را شامل مى شود و بنابراين ، امر مزبور، امر به صبر است در امتثال تمامى اوامر و نواهى كه قبلا در سوره آمده ، از قبيل «فاستقم»، و «لا تطغوا»، و «لا تركنوا»، و «اقم الصلوة»
و ليكن از اينكه صيغه امر را مفرد آورده و تنها به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) متوجّه كرده به دست مى آيد كه مقصود از آن صبر، صبر مخصوصى است كه مختص به آن حضرت است ، و گرنه مى فرمود: «و اصبروا» مخصوصا با اينكه سياق امرها و نهى هاى گذشته همه سياق جمع بود، و اين مطلب گفتار آن كسانى را كه مى گويند منظور از صبر، صبر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در برابر آزار مشركين و ظلم ستمگرانشان است تاييد مى كند.
و اما اينكه چرا امر به نماز را مفرد آورده مگر نماز هم اختصاص به آن جناب دارد؟ جوابش اين است كه نماز مخصوص به آن جناب نيست ، ولى مقصود از اقامه در اينجا چيزيست كه آن روز مخصوص به آن جناب بوده ، و آن عبارت است از اقامه نماز به جماعت كه آن روز بايد آن حضرت اين كار را مى كرد - دقت فرماييد.
و اينكه فرمود: «ان اللّه لا يضيع اجر المحسنين» امر به صبر را تعليل مى كند.))
در تفسير اين آيه نيز دو نظر است:
1 - به باور گروهى منظور اين است كه: در انجام شايسته و بايسته نماز، پايدار باش كه خدا پاداش نمازگزاران را ضايع نمىسازد.
3 - امّا به باور گروهى ديگر منظور اين است كه: هان اى پيامبر در برابر شرارت و آزار و تكذيب بيدادگران شكيبايى قهرمانانه پيشه ساز، كه خدا پاداش نيكوكرداران را ضايع نمىسازد و به آنان كاملترين و پر شكوهترين پاداش را ارزانى مىدارد.
فولادوند: و شكيبا باش كه خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمىگرداند.
انصاریان: و شکیبایی کن که یقیناً خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند.
تفسیر نور:
»
الجدول:
سورة هود (11) :
وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ (115)
الإعراب:
(الواو) عاطفة (اصبر) مثل أقم (الفاء) تعليليّة (إنّ الله لا يضيع) مثل إنّ الحسنات يذهبن و (لا) نافية (أجر) مفعول به منصوب (المحسنين) مضاف إليه مجرور وعلامة الجرّ الياء.