من تنها خداى يكتا را مى‏پرستم:

نگرشى بر واژه‏ هایآیات  108-109 سوره یونس

((منظور از ((حق )) كه مى فرمايد به سوى شما انسانها آمده ، يا قرآن است و يا دعوت حقهاى كه قرآن مشتمل بر آن است ، و جمله ((فمن اهتدى ...)) اعلامى است عمومى ، به اينكه همه انسانها در آنچه براى خود انتخاب مى كنند آزادند، و هيچ كس نمى تواند آزادى در انتخاب را از كسى سلب كند. و اين اعلام را بيان اين حقيقت كرده كه حق - همان حقى كه به سويشان آمده - داراى خاصيت و حكمى است ،

ترجمه تفسير الميزان جلد 10 صفحه 198

و آن اينست كه هر كس به سوى آن راه يابد در حالى كه راه يافته سودش ‍ عايد خودش مى شود، و هر كس از آن روى بگرداند و راهى ديگر برود در حالى رفته كه ضرر اين انحراف عايد خودش مى شود. پس ، انسانها مى توانند هر يك از اين دو را كه براى خود مى پسندند انتخاب كنند، يا نفع و يا ضرر را. و او (رسول خدا) وكيل مردم نيست ، تا كارى را كه به عهده تك تك انسانها است او انجام دهد. بنابراين ، بيان آيه شريفه كنايه است از وجوب اهتداء مردم به سوى حق ، چون نفعشان در آن است .))

در اين آيه شريفه روى سخن را به پيامبر گرامى نموده و به آن حضرت دستور مى‏دهد كه:

قُلْ يا اَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ‏

هان اى‏پيامبر به آنان بگو: حق از سوى پروردگارتان براى شما آمده است.

منظور از «حق» در آيه مباركه، قرآن و اسلام و آيات و نشانه‏هايى است كه نشانگر يكتايى خدا و قدرت و دانش و مهر اونسبت به بندگان است.

پاره‏اى نيز بر آنند كه منظور از «حق» پيامبر گرامى و معجزه‏هاى آن حضرت است.

فَمَنِ اهْتَدى‏ فَاِنَّما يَهْتَدى‏ لِنَفْسِهِ‏

پس هر كس با نگرش جستجوگرانه به قرآن و آيات آن و نيز معجزه‏هاى پيامبر، حق را شناخت و راه يافت، تنها به سود خويش راه يافته است.

وَمَنْ ضَلَّ فَاِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها

و هر كس حق ستيزى پيشه ساخت و گمراه شد و به نشانه‏هاى حق ننگريست و در آنها تعمّق نكرد، به زيان خويشتن گمراه گشته و به خود خيانت روا داشته است.

وَ ما اَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكيلٍ. (108)

و هنگامى كه شمادر انديشه نجات و رستگارى خود نباشيد، من نگهبان ومراقب شما از عذاب خدا نخواهم بود.

واژه «وكيل» به مفهوم مراقب و نگهبان و حافظ است، درست همان گونه كه كسى حراست از مال و يا حقوق ديگرى را مى‏پذيرد و در حفظ آن مى‏كوشد.

به بيان ديگر مفهوم آيه اين است كه: وظيفه من تنها رساندن شايسته و بايسته پيام است و هرگز وظيفه ندارم - بسان كسى كه وكيل مال و حقوق ديگرى است و وظيفه‏اش آن است كه دارايى او را از ضرر و زيان حراست نمايد - شما را از عذاب و آتش شعله‏ور دوزخ نجات داده و به سعادت و رستگارى اوج بخشم.

فولادوند: بگو: «اى مردم، حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس هر كه هدايت يابد به سود خويش هدايت مى‌يابد، و هر كه گمراه گردد به زيان خود گمراه مى‌شود، و من بر شما نگهبان نيستم.»

انصاریان: بگو: ای مردم! یقیناً حق از سوی پروردگارتان برای شما آمد؛ پس هر که هدایت یابد، فقط به سود خود هدایت می یابد و هر که گمراه گردد، فقط به زیان خود گمراه می شود، و من نگهبان شما نیستم.

و سرانجام اينكه در آخرين آيه مورد بحث كه آخرين آيه اين سوره مباركه نيز مى‏باشد، در ادامه سخن با پيامبر گرامى مى‏افزايد:

وَاتَّبِعْ ما يُوحى‏ اِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحاكِمينَ. (109)

و از آنچه به سوى تو وحى مى‏گردد پيروى نما، و بر اذيت و آزار حق‏ستيزان و بيدادگران شكيبايى ورز، تا خدا ميان توو آنان - با پيروز ساختن راه ورسم توحيدى و آسمانى‏ات - داورى كند، كه به‏راستى او بهترين داوران است و جز به عدالت و بر اساس حق داورى نمى‏كند.

((دستورى است به رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) به اينكه تنها تابع آن فرامينى باشد كه به خود او وحى مى شود، و در برابر هر مصيبت و رنجى كه در راه اين تبعيت خواهد ديد صبر كند. و نيز وعدهاى است به اينكه خداى سبحان بزودى بين او و قومش حكم خواهد كرد، و او حكم نمى كند جز به نحوى كه مايه روشنى چشم آن جناب باشد. و بنابراين ، آيه شريفه هم دستور به استقامت است و هم تسليت بر مصائبى كه آن جناب مى بيند و هم وعده اى است به اينكه عاقبت خير، تنها نصيب او است .

آيه شريفه با حكم خداى تعالى ختم شده ، همان حكمى كه بخش ‍ عظيمى از آيات اين سوره بر آن حكم اعتماد داشت - و خدا داناتر است .المیزان ))

فولادوند: و از آنچه بر تو وحى مى‌شود پيروى كن و شكيبا باش تا خدا [ميان تو و آنان‌] داورى كند، و او بهترين داوران است.

انصاریان: و از آنچه به سویت وحی می شود، پیروی کن و [در برابر پیش آمدها و تکذیب منکران] شکیبا باش تا خدا [میان تو و مخالفانت] داوری کند؛ و او بهترین داوران است.

پرتوى از سوره مباركه

در پرتو مهر و توفيق الهى از دهمين سوره قرآن شريف نيز گذشته و اينك به لطف او در آستانه يازدهمين سوره ايستاده‏ايم.

در آيات يكصد ونه گانه اين سوره مباركه درس‏هاى ارجدار و مفاهيم انسانسازى را به گوش جان شنيديم و به موضوعات بى‏شمار فردى، عقيدتى، اخلاقى، انسانى، دينى، اقتصادى، اجتماعى و... برخورديم كه اگر بخواهيم آنها را به تابلو بريم، از جمله با اين موضوعات و مفاهيم جانبخش رو به رو مى‏گرديم، با عناوين ارجدار و درس آموزى چون:

شكوه قرآن و رسالت پيامبر،

شناخت مبدأ و معاد،

نشان او در جهان آفرينش،

نجات يافتگان و نگونساران،

نور فطرت در اعماق دلها،

زشت‏ترين پرستش‏ها،

فطرت خدا جويى و خدا خواهى،

نكوهش از شرك گرايى و ناسپاسى،

واقعيت اين زندگى زود گذر،

سر افرازان و سر افكندگان،

واماندگى و ذلّت شرك گرايان،

توحيد گرايى و يكتا پرستى،

دسته‏هاى چندگانه شرك گرايان،

سند جاودانه درستى دعوت پيامبر،

ناشنوايان و نابينايان واقعى،

ثمره شوم بيداد،

سرنوشت شرك گرايان در روز رستاخيز،

يك اصل كلّ در مورد جامعه‏ها،

كتاب پرشكوه خدا يا درمان دردهاى جامعه‏ها و تمدّنها،

امنيت راستين در پرتو ايمان و تقواى واقعى،

همه عزّتها و اقتدارها از آن خداست!

جلوه‏هايى از قدرت آفريدگار هستى،

منطق پوسيده شرك گرايان،

پرتوى از سرگذشت پيامبران،

سرگذشت برخى جامعه‏ها،

فرجام سياه استبدادگران،

هماره در اوج يقين باش!

توبه و ايمان به هنگام،

سرگذشت جامعه يونس،

و صدها نكته انسانساز و ظريف و لطيف و دقيق ديگر...(88)

تفسیر نور:

1- آنچه از سوى خداوند آمده، (مثل قرآن و تعاليم انبيا) همه حقّ و از شئون ربوبيّت اوست. «الحقّ من ربّكم»

2- هدف بعثت انبيا و فرستادن كتب آسمانى، تربيت تمام انسان‏هاست. «يا ايها الناس... ربّكم»

3- خداوند حجّت را تمام كرده است و ما عذرى در نپذيرفتن حقّ نداريم. «قد جاءكم الحقّ»

4- خداوند از هدايت يافتن ما بى‏نياز است، سود و زيان هدايت و گمراهى تنها به خود ما باز مى‏گردد. «لنفسه»

5 - انسان داراى اختيار است و سرنوشت هركس به دست خود اوست، حتّى انبيا هم حقّ اجبار مردم را ندارند. «ما انا عليكم بوكيلٍ»

6- وظيفه‏ى انبيا، ارشاد وتبليغ است، نه اجبار واكراه. «ما أنا عليكم بوكيل»

***************************

1- مردم چه ايمان آورند، چه كفر ورزند، نبايد از وحى و دستورهاى الهى جدا شويم. «واتبع...»

2- انبيا تسليم فرمان وحى‏اند. «واتبع ما يوحى»

3- نزول وحى تدريجى بوده است. «يوحى» (فعل مضارع نشان استمرار است)

4- پيروى از وحى، نياز به صبر دارد. «واتّبع... اصبر»

5 - رهبر بايد صبور باشد. «واتّبع ما يوحى اليك و اصبر»

6- علم، شرط عمل، «واتّبع ما يوحى» و استقامت، شرط پيروزى است. «واصبر حتى يحكم اللَّه»

7- نگران آينده نباشيم، كه خدا بهترين داور است. «خير الحاكمين»

الجدول:

سورة يونس (10) :

قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ (108)

الإعراب:

(قل يأيّها الناس) مرّ إعرابها [1] ، (قد) حرف تحقيق (جاء) فعل ماض و (كم) ضمير مفعول به (الحقّ) فاعل مرفوع (من ربّ) جارّ ومجرور متعلق ب (جاءكم) [2] ، و (كم) ضمير مضاف إليه (الفاء) عاطفة (من) اسم شرط جازم مبنيّ في محلّ رفع مبتدأ (اهتدى) فعل ماض مبنيّ على الفتح المقدّر على الألف، والفاعل هو (الفاء) رابطة لجواب الشرط (إنّما) كافّة ومكفوفة (يهتدي) مضارع مرفوع وعلامة الرفع الضمّة المقدّرة على الألف، والفاعل هو (لنفس) جارّ ومجرور متعلق ب (يهتدي) ، (والهاء) مضاف إليه (الواو) عاطفة (من ضلّ ... يضل) مثل نظيرها (على) حرف جر و (ها) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (يضلّ) بتضمينه معنى يجرّ الوبال عليها (الواو) عاطفة (ما) نافية حجازيّة عاملة عمل ليس(أنا) ضمير منفصل في محلّ رفع اسم ما (عليكم) مثل عليها متعلّق بوكيل (الباء) حرف جرّ زائد و (وكيل) مجرور لفظا منصوب محلّا خبر ما.

[1] في الآية (104) من هذه السورة.

[2] أو متعلّق بحال من الحقّ.

وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ (109)

الإعراب:

(الواو) عاطفة (اتّبع) فعل أمر، والفاعل أنت (ما) اسم موصول مبنيّ في محلّ نصب مفعول به (يوحى) مضارع مبنيّ للمجهول مرفوع وعلامة الرفع الضمّة المقدّرة على الألف، ونائب الفاعل ضمير مستتر تقديره هو وهو العائد، (إلى) حرف جرّ و (الكاف) ضمير متّصل في محلّ جرّ متعلّق ب (يوحى) ، (الواو) عاطفة (اصبر) مثل اتّبع (حتّى) حرف غاية وجرّ (يحكم) مضارع منصوب بأن مضمرة بعد حتّى (اللَّه) لفظ الجلالة فاعل مرفوع (الواو) استئنافيّة (هو خير) مثل هو الغفور [3] ، (الحاكمين) مضاف إليه مجرور وعلامة الجرّ الياء.

(1، 2) يجوز أن يكون الخبر جملتي الشرط والجواب معا.

[3] في الآية (107) من هذه السورة.