((ظاهر آيه به قرينه جملاتى كه در آن است از قبيل جمله « و ان تنتهوا فهو خير لكم » و جمله « وان تعودوا نعد...» اين است كه خطاب در آن به مشركين باشد نه به مؤ منين ، البته در اين صورت كلام مشتمل بر التفات و منظور از آن تهكم و استهزاء خواهد بود، و همين معنا مناسب با جمله « و ان الله موهن كيد الكافرين » است .

پس معناى آيه اين است كه : اگر شما اى مشركين طالب فتح هستيد و از خدا خواسته ايد كه شما را در ميان خود و مؤ منين فتح دهد اينك فتح براى مؤ منان آمد و خداوند در روز بدر حق را اظهار نمود و مؤ منين را بر شما غلبه داد، و شما اگر در اينجا از كيد خود عليه خدا و رسول او دست برداريد كه به نفعتان تمام مى شود، و اگر دست بر نداريد و باز برگرديد و در صدد نقشه و طرح ريزى باشيد ما نيز برمى گرديم ، و همين بلا را كه ديديد بر سرتان مى آوريم و باز كيد شما را خنثى مى كنيم ، و جمعيت شما كارى برايتان صورت نمى دهد هر چند هم زياد باشد، همچنانكه در اين دفعه كارى صورت نداد، آرى خداوند با مردمان با ايمان است ، و كسى كه خدا با او است هرگز مغلوب نمى شود.

ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 50

و به اين بيان تاييد مى شود رواياتى كه وارد شد به اينكه ابو جهل در روز جنگ بدر در موقعى كه دو صف روبرو شدند و يا در موقعى كه داشتند صف آرائى مى كردند گفت :

« بار الها محمد از ميان ما بيشتر از ما قطع رحم كرد، و دينى آورد كه ما آن را نمى شناسيم پس ما را عليه او يارى كن » و همچنين روايات ديگرى كه مجمع البيان از ابى حمره نقل كرده - و مضمونش با بيان ما مناسب تر است - كه وى گفت : بار الها دين ما دين قديمى است و دين محمد دين تازه است پروردگارا هر كدام از اين دو دين نزد تو محبوب تر و مورد رضايت بيشتر تو است اهل آن دين را امروز نصرت بده .»

البته بعضى از مفسرين گفته اند خطاب در آيه متوجه به مؤ منين است ، و آنگاه مضامين جملات آن را بر طبق اين نظريه توجيه كرده اند، و ليكن توجيهاتشان موافق با ذوق سليم نيست ، و فائده اى هم ندارد كه ما بحث خود را با نقل آن و مناقشه در آن طولانى كنيم ، كسانى كه بخواهند از آن نظريه اطلاع حاصل كنند مى توانند به تفسيرهاى مبسوط مراجعه نمايند.))

إِن تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَكُمُ الْفَتْحُ

((«اگر شما خواهان فتح و پيروزى و آئين حق هستيد كه آئين محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) پيروز شد و حقانيت آن بر شما آشكار گرديد»تفسير نمونه جلد 7 صفحه 119))

برخي گفته‌اند: خطاب به مشركين است، زيرا ابو جهل در روز بدر، هنگامي كه دو سپاه روبرو شدند، گفت: خدايا، محمد قطع رحم كرده و چيزي آورد كه ما آن را نمي‌شناسيم، حق را پيروز گردان.

ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌10، ص: 187

ابو حمزه ثمالي روايت كرده است كه ابو جهل گفت: خدايا دين ما قديم و دين محمد جديد است. هر كدام از دينها را كه مي‌پسندي امروز ياري كن. معناي آيه اين است كه: اگر مي‌خواستيد كه خداوند هر كدام از دو سپاه را كه اهل هدايت است، پيروزي بخشد، اكنون محمد (ص) و يارانش پيروز شدند. بنا بر اين سپاه محمد (ص) اهل هدايت است.

عطا و ابو علي جبائي گويند: خطاب به مؤمنين است. يعني: اگر از خدا مي- خواستيد كه شما را بر دشمن پيروز گرداند، اكنون از بركت وجود پيامبر گرامي، شما را پيروز گردانيد.

زجاج گويد: يعني اگر از خداوند مي‌خواستيد كه در ميان شما حكم و داوري كند، اينك حكم خداوند نازل گرديد. (اين معني بنا بر اين است كه «فتح» بمعناي حكم باشد)

 وَإِن تَنتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُوا نَعُدْ

((«و اگر دست از آئين شرك و مخالفت فرمان خدا برداريد به سود شماست و اگر به سوى جنگ با مسلمانان باز گرديد ما هم بار ديگر به سوى شما باز مى گرديم» يعنى مسلمانان را پيروز و شما را مغلوب خواهيم ساختتفسير نمونه جلد 7 صفحه 119))

اكنون اگر دست از كفر و جنگ با پيامبر و مؤمنين برداريد، بحال شما بهتر است و اگر باز هم دست بجنگ با مسلمين بزنيد، ما هم آنها را كمك و براي جنگ، بسيج مي‌كنيم.

وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ (19)

((و هرگز به فزونى جمعيت خود مغرور نشويد زيرا «جمعيت شما هر چند زياد باشد موجب بى نيازى شما نخواهد بود». و خداوند با مؤ منان است» تفسير نمونه جلد 7 صفحه 119))

در اين صورت، جمعيت شما هر اندازه هم زياد باشد، نمي‌تواند از شما دفاع و شما را بي‌نياز گرداند، خداوند، با مردم مؤمن است و آنها را كمك و محافظت مي‌كند و بر شما پيروز مي‌گرداند.

ممكن است اينها نيز خطاب به مؤمنين باشد. در اين صورت يعني: اگر شما مسلمين، در مساله غنيمت و اسيران با پيامبر مخالفت نكنيد براي شما بهتر است و اگر مخالفت كنيد، ما هم روش شما را تقبيح و از حمايت شما خودداري كنيم. در اين صورت جمعيت شما هر اندازه زياد هم باشد، بحال شما سودي ندارد، زيرا پيروزي از خداست.

فولادوند: [اى مشركان‌] اگر شما پيروزى [حق‌] را مى‌طلبيد، اينك پيروزى به سراغ شما آمد [و اسلام پيروز شد]؛ و اگر [از دشمنى‌] بازايستيد، آن براى شما بهتر است؛ و اگر [به جنگ‌] برگرديد ما هم بر مى‌گرديم، و [بدانيد] كه گروه شما هر چند زياد باشد، هرگز از شما چيزى را دفع نتوانند كرد و خداست كه با مؤمنان است.

انصاریان: [شما ای مشرکان!] اگر پیروزی [آیینِ حق] را می خواستید، اینک پیروزی برای آیینِ حق آمد [پس به آن ایمان آورید]، و اگر [از دشمنی و مخالفت با خدا و رسول] بازایستید، برای شما بهتر است، و اگر [به دشمنی و مخالفت] بازگردید، ما نیز [بر ضد شما] بازمی گردیم، و هرگز جمعیت شما هر چند زیاد باشد، چیزی [از عذاب خدا] را از شما دفع نمی کند، و یقیناً خدا با مؤمنان است.

تفسیر نور:

در اينكه مخاطب اين آيه كيست، دو احتمال بيان شده است: يكى كفّار شكست خورده در جنگ بدر و ديگرى مسلمانانى كه بر سر تقسيم غنائم اختلاف نظر داشتند.

مؤيّد احتمال اوّل، پيوند اين آيه با آيات قبل است، «انّ اللّه موهن كيد الكافرين» چنانكه آنان بودند كه گروه زياد «فئة كثيرة» بودند و همانان سابقه‏ى كفر و مغضوبيّت داشتند، و در اين آيه مى‏فرمايد: «و ان تعودوا نعد... و لو كثرت» همچنين سخن ابوجهل فرمانده مشركان كه هنگام بيرون آمدن از مكّه براى جنگ، پرده‏ى كعبه را گرفت و گفت: خدايا! از اين دو گروه، هدايت شده‏تر را به پيروزى برسان. <453> و به پيروزى خود مطمئن بود ولى سرانجام شكست خورد.

امّا اگر احتمال دوّم وخطاب به مسلمانان باشد، هشدارى به آنان است كه پس از اين فتح، از مجادله و اعتراض‏هاى خود دست بردارند واگر به نق‏زدن وجدال‏هاى قبلى (اعتراض قبل از جنگ وهنگام تقسيم غنائم) ادامه دهند، باز لطف خدا از آنان دريغ خواهد شد و در مقابل دشمنان رها شده ودچار شكست مى‏شوند. (البتّه معناى اوّل مناسب‏تر به نظر مى‏آيد)

1- خير وصلاح انسان، در پرهيز از انحراف و مقابله با خدا و رسول اوست. «ان تنتهوا فهو خير لكم»

2- برخوردارى از لطف و قهر خداوند، به انتخاب وعملكرد خود ما بستگى دارد. «ان تنتهوا... ان تعودوا»

3- خداوند، اتمام حجّت كرده و تمام راههاى عذرتراشى و بهانه‏جويى را بسته است. «ان تنتهوا... ان تعودوا»

4- تشويق و هشدار، هر دو در كنار هم لازم است. «خيرلكم و ان تعودوا نعد»

5 - جلوى خلاف‏ها را بايد با قاطعيّت و صراحت گرفت. «ان تعودوا نعد» گذشت و بخشش، هميشه مطلوب نيست.

6- جمعيّت زياد، در برابر قهر خداوند نقش وتأثيرى ندارد. «لن‏تغنى عنكم فئتكم شيئاً و لو كثرت»

7- ايمان، شرط نصرت وهمراهى خداوند است. «انّ اللّه مع المؤمنين»

الجدول:

سورة الانفال(8) :

إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَإِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَلَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ (19)

الإعراب:

(إن) حرف شرط جازم (تستفتحوا) فعل مضارع مجزوم فعل الشرط، وعلامة الجزم حذف النون ... والواو فاعل (الفاء) رابطة لجواب الشرط (قد) حرف تحقيق (جاء) فعل ماض و (كم) ضمير مفعول به (الفتح) فاعل مرفوع (الواو) عاطفة (إن تنتهوا) مثل إن تستفتحوا (الفاء) رابطة لجواب الشرط (هو) ضمير منفصل مبنيّ في محلّ رفع مبتدأ (خير) خبر مرفوع (اللام) حرف جرّ و (كم) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (خير) (الواو) عاطفة (تعودوا) مثل تستفتحوا (نعد) مضارع مجزوم جواب الشرط، والفاعل ضمير مستتر تقديره نحن للتعظيم (الواو) عاطفة (لن) حرف نفي ونصب (تغني) مضارع منصوب (عنكم) مثل لكم متعلّق ب (تغني) بتضمينه معنى تدفع (فئة) فاعل مرفوع و (كم) ضمير مضاف إليه (شيئا) مفعول به منصوب بتضمين الفعل معنى تدفع أي شيئا من الضرر [1] ، (الواو) حالية (لو) حرف شرط غير جازم (كثرت) فعل ماض و (التاء) للتأنيث، والفاعل هي أي فئتكم (الواو) عاطفة أو استئنافيّة (أنّ) حرف مشبّه بالفعل- ناسخ- (الله) لفظ الجلالة اسم أنّ منصوب (مع) ظرف منصوب متعلّق بمحذوف خبر أنّ (المؤمنين) مضاف إليه مجرور وعلامة الجرّ الياء.