نيايش خالصانه و يارى خدا

نگرشى بر واژه‏ های 9-10سوره انفال :

((« استغاثه » به معناى درخواست يارى است ، همچنانكه در جاى ديگر مى فرمايد: « فاستغاثه الذى من شيعته على الذى من عدوه » معناى « امداد» معروف است ،المیزان ))

((«مُردف» از «اِرداف»، به معناى رديف و پشت سر هم قرار گرفتن است، يعنى نزول فرشتگان امدادگر پياپى ادامه‏دار است. در آيه 124 سوره‏ى آل‏عمران، از سه هزار فرشته‏ى يارى كننده ياد شده «ثلاثةآلاف» و در آيه‏ى پس از آن، سخن از پنج هزار فرشته‏ى نشاندار است. اين اختلاف رقم‏ها شايد به ميزان مقاومت آنان بوده است. يعنى هر چه مقاومت مسلمانان بيشتر مى‏شد، امداد غيبى خداوند نيز بيشتر مى‏شد. بنابراين «مردفين» يعنى اين هزار فرشته، فرشتگان ديگرى را در پى دارند.تفسیر نور))

شأن نزول

در داستان فرود نخستين آيه مورد بحث سه روايت آمده است:

1 - «ابن عباس» در اين مورد آورده است كه در روز پيكار «بدر» هنگامى كه دو نيروى توحيد و شرك در برابر هم قرار گرفتند، سردمدار سپاه شرك، «ابوجهل» گفت: بار خدايا! هر كدام از ما كه به يارى تو سزاوار تر و شايسته تريم «آن را يارى فرما». ودر آن شرايط سخت بود كه مردم توحيدگرا روبه بارگاه خدا آوردند و او را به فريادرسى خواندند و خداى پر مهر نيز فرشتگان را به يارى پيامبر فرستاد و اين آيه مباركه نيز بر قلب آن حضرت فرودآمد كه:

اِذْ تَسْتَغيثُونَ رَبَّكُمْ...

2 - برخى آورده‏اند كه: با رويارويى دو نيروى عدالت خواه و تجاوزكار، هنگامى كه پيامبر به انبوه دشمن نگريست، رو به كعبه ايستاد و گفت: بار خدايا! اينك به وعده‏اى كه به من فرمودى وفاكن.

خدايا! اگر ياران من در اين پيكار با شكست روبه‏رو گردند و كشته شوند، در روى زمين كسى تو را به يكتايى نخواهد پرستيد... و چنان دست‏ها را به آسمان بالا برده و با چنان عشق و عرفان و شورى خدا را مى‏خواند كه عبا از شانه‏اش فرو افتاد... و درست آنجا بود كه اين آيات بر قلب مصفاى او فرود آمد كه: اِذْ تَسْتَغيثُونَ...(90)

3 - و پاره‏اى نيز از حضرت باقرعليه السلام روايت كرده‏اند كه: هنگامى كه شامگاه از راه رسيد و سپاه توحيد در قرارگاه خويش در نزديكى چاه‏هاى «بدر» و ريگزارهايى كه از بسيارى ريگ‏ها و شن‏ها پاها قرار نمى‏گرفت، استقرار يافت، خداى پرمهر در آن شرايط سخت پرده‏اى از خواب آرامش بخش بر چشم ياران پيامبر فرو افكند و بارانى فرو ريخت تا ريگ‏ها قرار گيرند و زير پاى آنان نلغزند و بدين سان در آغاز كار شرايط براى موفقيت و پيروزى آنان فراهم آمد، امّا همان باران براى سپاه شرك و تجاوز مشكلاتى پديد آورد و آنها را به رنج و زحمت افكند و سخت به هراس افتادند كه قرآن بدان اشاره دارد: سألقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب...

به هرحال در آن جوّ و در آن شرايط بود كه اين آيات فرود آمد و با نويدى جانبخش و اميد آفرين روح جديدى بر كالبد سپاه اسلام دميد.

در اين آيات آفريدگار هستى به حساس ترين فرازهاى پيكار «بدر» پرداخته و در مورد يارى رسانى خود به پيامبر و ياران آن حضرت و پيروزى بخشيدن آنان بر كفر گرايان مى‏فرمايد:

إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ

آن گاه را به ياد آوريد كه در پيكار «بدر» از شرارت و تجاوز دشمنان به پروردگارتان پناه برديد و او را به فريادرسى خواستيد تا شما را يارى كند؛ چرا كه شمار و امكانات رزمى شما كم بود، امّا از آنان بسيار؛ و چاره‏اى جز پناه بردن به خدا و يارى خواستن از آن سرچشمه قدرت‏ها نداشتيد تا او شما را از گزند و آسيب دشمن تاريك انديش و ددمنش مصون بدارد و پيروزتان سازد.

واژه «استغاثه» به مفهوم يارى خواهى و طلب نجات و رهايى است. پاره‏اى نيز آن را به معناى يارى خواهى و طلب پيروزى گرفته‏اند.

 فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ (9)

پس آفريدگار هستى دعاى شما را شنيد و خواسته شما را پذيرفت و پيام داد كه من با يكهزار فرشته كه هزار فرشته ديگر در پى آنهايند شما را يارى خواهم كرد.

آنچه در تفسير آيه شريفه آمد، ديدگاه «جبايى» است. امّا گروهى از جمله «قتاده» بر آنند كه: من شما را با هزار فرشته كه پشت سر يكديگر فرود مى‏آيند يارى خواهم كرد. و به باور «ابو حاتم»... با هزار فرشته كه در پى صف‏هاى توحيدگرايان و آزاديخوهان قرار خواهند گرفت، شما را يارى خواهم كرد.

((مراد از « مردف » بودن ملائكه اى كه در جنگ بدر به يارى مسلمين نازل شدند

و « مردفين » از ماده « ارداف » است و ارداف به معناى اين است كه شخص سواره كسى را رديف « ترك » خود سوار كند، و « ردف » - بطورى كه راغب گفته است به معناى تابع است « و ردف المراه » به معناى سرين و كفل زن است و ترادف به معناى اين است كه دو چيز و يا دو كس يكديگر را متعاقب كنند، و « رادف » به معناى متاخر است ، و « مردف » آن كس است كه جلو سوار شده و كسى را پشت سر خود سوار كند.

و به اين معنا آيه مورد بحث با آيه « و لقد نصركم الله ببدر و انتم اذله فاتقوا الله لعلكم تشكرون ، اذ تقول للمؤ منين الن يكفيكم ان يمدكم ربكم بثلاثه الاف من الملائكه منزلين ، بلى ان تصبروا و تتقوا و ياتوكم من فورهم هذا يمددكم ربكم بخمسه الاف من الملائكه مسومين ، و ما جعله الله الا بشرى لكم و لتطمئن قلوبكم به و ما النصر الا من عند الله العزيز الحكيم » كه آن نيز اشاره به همين داستان مى كند سازگار مى شود.

ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 23

چون تطبيق آيات اين سوره با آيات سوره « آل عمران » اين معنا را افاده مى كند كه منظور از نزول هزار ملائكه رديف شده نزول هزار نفر از ملائكه است ، كه عده ديگرى را در پى دارند، بنا بر اين هزار ملائكه رديف شده با سه هزار ملائكه نازل شده منطبق مى شود.

و به همين بيان فساد اين كلام ظاهر مى گردد كه گفته اند: « منظور از مردف بودن ملائكه اين است كه هزار نفر از ملائكه در پى هزار نفر ديگر باشد، چون اگر اينطور معنا كنيم لازمه اش اين مى شود كه با هر يك نفر از ايشان يك نفر رديف باشد و در نتيجه عده ملائكه دو هزار نفر باشد.

و همچنين فساد اينكه گفته اند: مراد از مردف بودن ملائكه اين است كه دنبال هم نازل شده باشند، و نيز اينكه گفته اند: مراد آمدن ايشان از پى مسلمين است ، و در حقيقت مردف به معناى رادف است . و همچنين اينكه بعضى ديگر گفته اند: مراد اين است كه ملائكه مسلمين را رديف خود قرار داده اند، يعنى در پيش روى مسلمين قرار گرفتند، تا در دلهاى كفار ايجاد رعب و وحشت بكنند.))

انصاریان: [یاد کنید] هنگامی را که [در حال مشاهده دشمنِ تا دندان مسلح با دعا و زاری] ازپروردگارتان یاری خواستید، و او درخواست شما را اجابت کرد که من مسلماً شما را با هزار فرشته که پی در پی نازل می شوند، یاری می دهم.

و بدين وسيله آنان را دلگرم و پرنشاط ساخت كه:

وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ

و خدا شما را به وسيله فرشتگان يارى كرد تا به شما نويد پيروزى دهد و قلبهايتان را آرامش و شادمانى بخشد و از دلهره و وسوسه دل‏ها نجاتتان دهد، و گرنه چه نيازى به آمدن هزار فرشته بود و يك فرشته نيز براى درهم كوبيدن صف دشمن بسنده بود؛ مگر نه اين كه جبرئيل به تنهايى شهر و ديار قوم لوط را درهم نورديد و همه تبهكاران را نابود ساخت؟!

((دو ضميرى كه در « جعله » و در « به » است بطورى كه سياق دلالت مى كند به امداد بر مى گردند، و معناى آيه اين است كه : امداد به فرستادن ملائكه به منظور بشارت شما و آرامش دلهاى شما بود، نه براى اينكه كفار به دست آنان هلاك گردند، همچنانكه آيه « اذ يوحى ربك الى الملائكه انى معكم فثبتوا الذين آمنوا سالقى فى قلوب الذين كفروا الرعب » نيز اشاره به آن دارد.

اين معنا كلام بعضى از تذكره نويسان را تاييد مى كند كه گفته اند « ملائكه براى كشتن كفار نازل نشده بودند، و احدى از ايشان را نكشتند، براى اينكه نصف و يا ثلث كشتگان را على بن ابيطالب (صلوات الله عليه ) كشته بود و ما بقى يعنى نصف و يا دو ثلث ديگر را ما بقى مسلمين به قتل رسانيده بودند، و منظور از نزول ملائكه تنها و تنها سياهى لشكر و در آميختن با ايشان بوده ، تا بدين وسيله مسلمانان افراد خود را زياد يافته دلهايشان محكم شود و در مقابل دل هاى مشركين مرعوب گردد» ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 24))

براى يارى رسانى يا نويد و بشارت؟ فرشتگان مورد اشاه براى يارى رسانى آمده بودند يا براى نويد بخشيدن و بشارت پيروزى دادن و دميدن روح شهامت و شجاعت بر دل‏هاى مردم با ايمان؟ كدام يك؟

پاسخ‏

در اين مورد دو نظر است:

1 - به باور «جبايى» آنان براى پيكار نيامده بودند. بلكه هدف از فرود آنان در آن روز، بسيار جلوه دادن سپاه توحيد در چشم دشمن خيره سر و دادن مژده پيروزى به مسلمانان بود.

2 - امّا به باور «مجاهد» آنها براى پيكار فرود آمدند، ولى فرشتگانى كه در دسته‏هاى سه هزا رو پنجهزار آمدند و در سوره آل عمران(91) از آنها سخن رفته، كارشان نويد رسانى و آوردن مژده پيروزى براى توحيد گرايان بود.

«ابن مسعود» مى‏گويد: از ابوجهل پرسيدند كه از كجا به ما حمله مى‏شود در حالى كه كسى را نمى‏بينيم؟

او گفت: از سوى فرشتگان: آنگاه افزود ما به وسيله فرشتگان شكست خورديم نه از سوى شما مسلمانان. «و ابن عباس» نيز آورده است كه آنها در روز «بدر» بر ضد سپاه كفر و بيداد دست به پيكار زدند.

وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ

پيروزى شما نه به دست خودتان بود و نه به وسيله فرشتگان، بلكه همه پيروزيها تنها از سوى‏خدا، و از نزد اوست، چرا كه او تدبير كننده امور است و فرشتگان نيز بندگان فرمانبردار اويند و تنها كسانى را يارى مى‏رسانند كه خدا بخواهد.

و پاره‏اى نيز بر آنند كه پيروزى و سرفرازى نه به بسيارى سپاه و فزونى جمعيت است، بلكه به خواست خداست.

((و اينكه فرمود: « و ما النصر الا من عند الله » بيان انحصار حقيقت يارى در خداى تعالى است ، و اينكه اگر پيشرفت و غلبه به كثرت نفرات و داشتن نيرو و شوكت بود، مى بايستى مشركين بر مسلمانان غلبه پيدا كنند كه هم عده شان بيشتر بود، و هم مجهزتر از مسلمين بودند.ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 25))

إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (10)

بيقين خدا شكست ناپذير و فرزانه است و همه كارها را بر اساس حكمت و مصلحت انجام مى‏دهد.

((جمله « ان الله عزيز حكيم » تمامى مضمون آيه و متعلقات آن را كه در آيه قبلى بود تعليل مى كند، و مى فرمايد: به عزت خود ايشان را يارى داده و به حكمتش ياريش را به اين شكل و به اينصورت اعمال كرد. ترجمه تفسير الميزان جلد 9 صفحه 25))

انصاریان: و خدا آن [وعده یاری] را فقط مژده و نویدی برای شما قرار داد و نیز برای آنکه دل هایتان به سبب آن آرامش یابد؛ و گرنه پیروزی فقط از سوی خداست؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.

تفسیر نور:

با توجّه به آيه‏ى بعد، فرشتگان تنها براى دلگرمى و تقويت روحيّه‏ى مؤمنان نازل شدند و وارد جنگ و نبرد با دشمن نشدند و گرنه ديگر فضيلتى براى مجاهدان بدر نمى‏بود، علاوه بر آنكه نحوه‏ى كشته‏شدن هريك از كفّار و اسامى قاتلان آنان نيز در تاريخ آمده است. <430>

در جنگ بدر، تعداد مسلمانان يك سوّم كفّار و ساز و برگ نظامى آنان هم بسيار اندك بود، و به فرموده حضرت على عليه السلام، تنها سواره‏ى آنان مقداد بود، <431> همچنين آنان آمادگى روحى هم براى جنگ نداشتند. هنگامى كه جمعيّت كفّار و تجهيزات آنان را ديدند، وحشت‏زده و مضطرب شدند و به خدا پناه آوردند، پيامبراكرم صلى الله عليه وآله نيز دست به دعا برداشت و فرمود: «الّلهم انجز لى ما وعدتنى، الّلهم ان تهلك هذه العصابة لا تُعبَد فى الارض» <432> خدايا! آنچه را وعده داده‏اى محقّق‏ساز، خدايا! اگر اين گروه مسلمانان كشته شوند، پرستش تو از زمين برچيده مى‏شود. خداوند نيز با سرازير نمودن امدادهاى غيبى خود، دعاى آنان را مستجاب كرد و آنان با دلگرمى به مبارزه پرداختند تا سرانجام پيروز شدند.

به دستور پيامبر صلى الله عليه وآله، تمام كشته‏شدگان كفّار را درون چاهى ريختند و آنگاه حضرت بر سر چاه آمده و تك تك آنان را به اسم صدا زده و فرمودند:آيا شما وعده‏ى پروردگارتان را حقّ يافتيد؟! شما بد مردمانى بوديد، زيرا پيامبرتان را تكذيب كرديد و مرا از خانه و كاشانه‏ام بيرون نموديد و با من به جنگ پرداختيد، امّا ديگران مرا تصديق كرده و در ميان خود جاى دادند و به يارى‏ام پرداختند! اصحاب گفتند: مگر آنان مى‏شنوند؟ حضرت فرمود: شما شنواتر از آنان نيستيد، ولى آنان نمى‏توانند جواب بدهند. آنگاه روبه جسد ابوجهل كرد و فرمود: اين از فرعون گستاخ‏تر بود، زيرا فرعون هنگامى كه عذاب آمد و هلاكت را قطعى ديد، موحّد شد، امّا او تا آخرين لحظات دست از بت‏ها برنداشت. <433>

1- نعمت‏ها و امدادهاى الهى در روزهاى سخت را فراموش نكنيم، چرا كه ياد نعمت‏هاى الهى، روحيّه‏ى شكر و شجاعت را در انسان بالا مى‏برد. «اذ»

2- خداوند، بدون دعا هم مى‏تواند عطا كند، ولى دعا، يك راه تربيت الهى است. «اذ تستغيثون ربّكم»

3- دعا در كنار حضور در جبهه مؤثّر است و دعاى رزمندگان مستجاب مى‏شود. «تستغيثون... فاستجاب»

4- دعا، كليد استجابت است. «تستغيثون... فاستجاب»

5 - فرشتگان، در زندگى انسان‏ها تأثيرگذار و مؤثّرند. «ممدّكم بألف من الملائكة»

6- امدادهاى غيبى وقتى تحقّق پيدا مى‏كند كه آنچه را خداوند در ظاهر به ما داده است، به كار گرفته باشيم. «ممدّكم»

7- در حركت‏هاى رزمى و نظامى و صحنه‏هاى نبرد، نظم و انضباط لازم، و از عوامل زمينه‏ساز پيروزى است. «انّى ممدّكم بألف من الملائكة مردفين»

در قرآن بارها نزول فرشتگان امدادگر براى يارى مؤمنان مطرح شده است. حتّى هنگام جان دادن هم خداوند فرشته‏ها را مى‏فرستد تا با القاى حقّ و دلدارى، مؤمن را از وسوسه‏هاى شيطان حفظ كند. <434> در جنگ بدر نيز فرشتگان، براى روحيّه بخشيدن به مؤمنان آمدند و جنگ و برخوردى با دشمن نداشتند، زيرا در تاريخ روشن است كه چه كسى به دست چه كسى كشته شد، و بيشترين كشته‏هاى كافران در آن جنگ، به شمشير حضرت على عليه السلام بود.

در هستى دو نوع القا وجود دارد:

يكى از سوى فرشتگان خدا كه آرامش را القا مى‏كنند. «اذ يوحى ربّك الى الملائكة أنّى معكم فثبّتوا الّذين آمنوا سألقى فى قلوب الّذين كفروا الرُّعب» <435> خداوند به فرشتگان وحى كرد كه من با شمايم، پس شما مؤمنان را پايدار و ثابت قدم سازيد، من در دل كفّار وحشت خواهم افكند.

يكى هم القاى ترس و وحشت كه از سوى شيطان انجام مى‏شود. «انّما ذلكم الشيطان يخوّف أوليائه» <436> سخنان شيطان در هوادارانش تأثير گذارده و آنان را مى‏ترساند.

1- رزمنده بايد روحيّه‏ى قوى داشته باشد. «وماجعله اللّه الاّ بُشرى» از عوامل پيروزى، انگيزه و روحيّه‏ى قوى رزمندگان است.

2- هنگامى كه حركتى صحيح و در خط پيامبر باشد، عنايت خداوند و برطرف شدن عوامل ترس و اضطراب حتمى است. «وما جعله اللّه الاّ بُشرى»

3- پيروزى مؤمنان، تنها به ابتكار، طرح نظامى، سلاح و نفرات آنان و يا به خاطر فرشتگان نيست، بلكه اصل، اراده و خواست خداوند است. «وما النّصر الاّ من عند اللّه» چنانكه گاهى به خواست خداوند، گروه اندكى از مؤمنان بر گروه زيادى از دشمنان پيروز مى‏شوند. «كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن اللّه» <437>

4- امدادهاى الهى ويارى مؤمنان، بر اساس عزّت وحكمت است. «عزيز حكيم»

الجدول:

سورة الانفال(8) :

إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ (9)

الإعراب:

(إذ) بدل من (إذ يعدكم) في محلّ نصب ، (تستغيثون) مضارع مرفوع.. والواو فاعل (ربّ) مفعول به منصوب و (كم) ضمير مضاف إليه (الفاء) عاطفة (استجاب) فعل ماض، والفاعل هو (اللام) حرف جرّ و (كم) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (استجاب) ، (أنّي) حرف مشبّه بالفعل واسمه (ممدّ) خبر مرفوع و (كم) ضمير مضاف إليه (بألف) جارّ ومجرور متعلّق باسم الفاعل ممدّ (من الملائكة) جارّ ومجرور نعت لألف (مردفين) حال من ألف منصوبة وعلامة النصب الياء.

وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (10)

الإعراب:

(الواو) استئنافيّة (ما) حرف نفي (جعل) فعل ماض و (الهاء) ضمير مفعول به (الله) لفظ الجلالة فاعل مرفوع (إلّا) أداة حصر (بشرى) مفعول به ثان منصوب وعلامة النصب الفتحة المقدّرة على الألف (الواو) عاطفة (اللام) للتعليل (تطمئنّ) مضارع منصوب بأن مضمرة بعد اللام (الباء) حرف جرّ و (الهاء) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (تطمئنّ) ، (قلوب) فاعل مرفوع و (كم) ضمير مضاف إليه.

 (الواو) استئنافيّة (ما) نافية مهملة (النصر) مبتدأ مرفوع (إلّا) مثل الأولى (من عند) جارّ ومجرور خبر المبتدأ (الله) لفظ الجلالة مضاف إليه مجرور (إنّ) حرف مشبّه بالفعل- ناسخ- (الله) لفظ الجلالة اسم إنّ منصوب (عزيز) خبر إن مرفوع (حكيم) خبر ثان مرفوع.