نگرشى بر واژه های آیات 96-97 سوره اعراف :
نعمت و نيكبختى در پرتو ايمان و پرواى از خدا
نگرشى بر واژه های آیات 96-97 سوره اعراف :
بركات: نعمتهايى كه در حال فزونى است.
امن: امنيّت و ارامش، در برابر ترس و دلهره.
نوم: خوابى كه چشم و گوش را از شنيدن و ديدن باز دارد.
در اين آيه شريفه روشن مىسازد كه سعادت و سازندگى و نعمت و فراوانى در پرتو ايمان و پرواپيشگى است، و عامل تباهى و نابودى جامعههاى پيشين، عملكرد زشت و ظالمانه آنان بوده است. در اين مورد مىفرمايد:
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ
اگر جامعهها ومردم شهرهايى كه به كيفر سركشى و حق ستيزيشان به بوته هلاكت سپرده شدند، به راستى ايمان مىآوردند و با پذيرش دعوتهاى توحيدى پيامبران، از شرك و گناه دورى مىجستند، ما درهاى بركات روز افزون و انواع نعمتها را از آسمان و زمين به وسيله باران هاى مناسب و حيات بخش و رويش گلها و گياهان و بارورى درختان و ارزانى داشتن ميوههاى گوناگون بر روى آنان مىگشوديم.
آرى اين يكى از سنّتهاى خداست؛ همان گونه كه نوح آن را به جامعه و قوم خويش باز گفت و به آنان وعده داد كه اگر به راستى ايمان بياورند، بركات آسمانى بر آنان فرود خواهد آمد.
به باور برخى منظور از بركات آسمانى پذيرفته شدن دعاهاست، همان گونه كه منظور از بركات زمينى برآورده شدن نيازهاى مردم است.
((« بركات « به معناى هر چيز كثيرى از قبيل امنيت ، آسايش ، سلامتى ، مال و اولاد است كه غالبا انسان به فقد آنها مورد آزمايش قرار مى گيرد.
در جمله « لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض « استعاره به كنايه به كار رفته ، براى اينكه بركات را به مجرائى تشبيه كرده كه نعمت هاى الهى از آن مجرا بر آدميان جريان مى يابد، باران و برف هر كدام در موقع مناسب و به مقدار نافع مى بارد، هوا در موقعش گرم و در موقعش سرد شده ، و در نتيجه غلات و ميوه ها فراوان مى شود، البته اين در موقعى است كه مردم به خداى خود ايمان آورده و تقوا پيشه كنند وگرنه اين مجرا بسته شده و جريانش قطع مى گردد. ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 255))
وَلَكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (96)
امّا آنان دعوتهاى آسمانى و پيامبران دلسوز را تكذيب كردند و راه سركشى و بيداد و پايمال ساختن حقوق مردم را در پيش گرفتند، ما نيز آنان را به كيفر نافرمانى و گناه و حق ستيزيشان گرفتار ساختيم و باران آسمان و نعمت و بركات زمين را از آنان دريغ داشتيم.
فولادوند: و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم، ولى تكذيب كردند؛ پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم.
و نيز مىفرمايد:
أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ (97)
آيا مردم اين شهرهايى كه در برابر پيام و پيامبران ما به سركشى برخاسته و آنها را تكذيب مىكنند، از اين خطر ايمن هستند كه عذاب دردناك ما شب هنگام در حالى كه در خواب خوش فرورفتهاند به سراغ آنان بيايد؟! مگر نه اين كه بدتر از اين به پيشينيان قانون شكن و تبهكارشان فرود آمد؟!
فولادوند: آيا ساكنان شهرها ايمن شدهاند از اينكه عذاب ما شامگاهان -در حالى كه به خواب فرو رفتهاند- به آنان برسد؟
تفسیر نور:
«بركات» جمع «بركت»، به موهبتهاى ثابت و پايدار گفته مىشود، در مقابل چيزهاى گذرا. در معناى «بركت»، كثرت، خير و افزايش وجود دارد. بركات، شامل بركتهاى مادّى و معنوى مىشود، مثل بركت در عمر، دارايى، علم، كتاب و امثال آن.
سؤال: اگر ايمان و تقوا سبب نزول بركات است، پس چرا كشورهاى كافر، وضع بهترى دارند و كشورهاى اسلامى با مشكلات فراوانى روبرو هستند؟
پاسخ: اوّلاً آن كشورها از نظر علم و صنعت جلو هستند، ولى از نظر روحى و روانى آرامش ندارند. از اين نظر آنان نيز مشكلات فراوانى دارند.
ثانياً: اغلب كشورهاى اسلامى، تنها نام اسلام را با خود دارند و قوانين و رهنمودهاى دين اسلام در آنجا حاكم نمىباشد.
به علاوه گاهى رفاه مادّى، نوعى قهر الهى است. چنانكه قرآن مىفرمايد: «فلمّا نسوا ما ذكّروا به فتحنا عليهم أبواب كلّ شىء» <186> چون تذكّرات الهى را فراموش كردند، درهاى همه چيز را به رويشان گشوديم تا سرمست شوند.
در قرآن، دو نوع گشايش براى دو گروه مطرح است: الف: رفاه و گشايش براى خوبان كه همراه بركات است، «فَتَحنا عليهم بركات». ب: رفاه و گشايش براى كفّار و نااهلان كه ديگر همراه بركت نيست، «فَتَحنا عليهم ابواب كلّ شىء»، زيرا چه بسا نعمتها، ناپايدار و سبب غفلت و غرور و طغيان باشد. خداوند، اين رفاه و گشايش كفّار را وسيلهى مهلت و پرشدن پيمانهى آنان قرار داده است. بنابراين به هر نعمت ظاهرى نبايد دل خوش كرد، زيرا اگر اين نعمتها براى مؤمنين باشد، مايهى بركت است، و اگر براى كفّار باشد، ناپايدار و وسيلهى قهر الهى است.
امام صادق عليه السلام فرمودند: گاهى بندهاى از خداوند حاجت و تقاضايى دارد و خداوند دعايش را مستجاب مىكند و مقرّر مىشود تا مدّتى ديگر برآورده شود. امّا پس از آن، بنده گناهى را انجام مىدهد كه موجب برآورده نشدن حاجتش مىشود. <187>
از مصاديق بارز اين آيه، دوران ظهور حضرت مهدى (عجّلاللّهتعالىفرجه) است كه به گفتهى روايات، در آن زمان بركات از آسمان و زمين سرازير مىشود. <188>
1- ايمان آوردن و متّقى شدن جامعه، كار بسيار سختى است. «لو... آمنوا واتّقوا» («لَو»، نشانهى كار بسيار سخت و نشدنى است)
2- براى دريافت الطاف و بركات اجتماعى خداوند، ايمان و تقواى فردى كافى نيست، بايد اكثريّت جامعه اهل ايمان و تقوا باشند. <189> «أهل القرى آمنوا واتّقوا»
3- ايمان به تنهايى كافى نيست، بلكه تقوا لازم است. «آمنوا واتّقوا»
4- سرمايهگذارى روى فرهنگ ومعنويّت جامعه، بازده اقتصادى هم دارد. «آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات»
5 - وعدههاى الهى را جدّى بگيريم. با ايمان و تقوا، نزول بركات حتمى است. (حرف لام در «لفتحنا»)
6- بستن و گشايش، در اختيار خداست، «لفتحنا» امّا بازتابى از عملكرد ماست.
7- اديان آسمانى، خواستار بهبود وضع اقتصادى مردمند. «لفتحنا عليهم»
8 - انسان بهطور غريزى بهدريافت بركات وخيرات علاقمند است وانبيا از همين تمايلات طبيعى براى اهداف خود استفاده مىكردند. «لفتحنا عليهم بركات»
9- آنچه از بركات دريافت مىكنيم، گوشهاى از بركات الهى است. «بركات» (كلمهى «بركات» بدون الف و لام است، لذا شامل تمام بركتها نمىشود)
10- زمين و آسمان، سرچشمهى بركاتاند. «بركات من السماء و الارض»
11- نقش آسمان در بركترسانى، بر نقش زمين مقدّم است. «بركات من السماء و الارض» (تقدّم آسمان بر زمين)
12- ايمان و تقوا سبب نزول بركات مىشود، ولى هر نعمت و رفاهى معلول ايمان و تقوا نيست. «آمنوا واتّقوا... بركات»
13- عامل محروميّتها و مشكلات، عملكرد خود ماست. «بما كانوا يكسبون»
14- لجاجت و پافشارى بر گناه، سبب قهر و عذاب الهى است. «فاخذناهم بما كانوا يكسبون»
1- براى احساس مسئوليّت، احتمال خطر كافى است. «أفَأمِن...»
2- به نظام آرام موجود مغرور نشويم و هرگز خود را مصون ندانيم. «أفَأمِن اهل القُرى...» آرى، عذابها مخصوص اقوام پيشين نيست، قانون الهى شامل همهى اقوام در هر زمانى مىشود.
3- اگر خداوند اراده كند، مىتواند قهر خويش را در زمانى نازل كند كه هيچ راه چارهاى نباشد و شبانه همه را نابود كند. «بياتاً و هم نائمون»
الجدول:
سورة الأعراف (7) :
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (96)
الإعراب:
(الواو) عاطفة (لو) حرف شرط غير جازم (أنّ) حرف مشبّه بالفعل- ناسخ- (أهل) اسم أنّ منصوب (القرى) مضاف إليه مجرور وعلامة الجرّ الكسرة المقدّرة (آمنوا) مثل قالوا (الواو) عاطفة (اتّقوا) مثل عفوا.
(اللام) واقعة في جواب لو (فتحنا) مثل أرسلنا (على) حرف جرّ و (هم) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (فتحنا) بتضمينه معنى صببنا (بركات) مفعول به منصوب وعلامة النصب الكسرة (من السماء) جارّ ومجرور متعلّق بنعت لبركات (الواو) عاطفة (الأرض) معطوفة على السماء مجرور (الواو) عاطفة (لكن) حرف للاستدراك (كذّبوا) مثل قالوا (الفاء) - عاطفة سببيّة (أخذنا) مثل الأول و (هم) ضمير مفعول به (الباء) حرف جرّ للسببيّة(ما) حرف مصدريّ (كانوا) فعل ماض ناقص واسمه (يكسبون) مثل يضرّعون.
أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ (97)
الإعراب:
(الهمزة) للاستفهام الإنكاريّ (أمن) فعل ماض (أهل) فاعل مرفوع (القرى) مضاف إليه مجرور (أن) حرف مصدريّ ونصب (يأتي) مضارع منصوب و (هم) ضمير مفعول به (بأس) فاعل مرفوع و (نا) ضمير مضاف إليه (بياتا) ظرف زمان منصوب متعلّق ب (يأتي) ، (الواو) واو الحال (هم) ضمير منفصل مبنيّ في محلّ رفع مبتدأ (نائمون) خبر مرفوع وعلامة الرفع الواو.