نگرشى بر واژه های آیات 90-91 سوره اعراف :
نگرشى بر واژه های آیات 90-91 سوره اعراف :
زنجيرهاى از دعوتهاى توحيدى(رسالت و دعوت توحيدى و انسانى شعيب)
در اين آيه شريفه دگرباره به ترسيم منطق كفرگرايان عصر شعيب پرداخته و مىفرمايد.
وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ (90)
سردمداران كفرگرا به ديگران گفتند: اگر دين و آيين خويشتن را واگذاريد و از دين شعيب پيروى كنيد و دستورات او را به كار بنديد، در آن صورت دچار زيانكارى و بدبختى خواهيد شد، بسان كسى كه هستى و سرمايه زندگى خويش را از دست بدهد و گرفتار دريغ و حسرت گردد.
((در اين جمله كفار، مؤ منين به شعيب و كسانى را كه بخواهند به او ايمان آورند تهديد مى كنند، و اين همان عمل زشتى است كه شعيب در جمله « و لا تقعدوا بكل صراط توعدون و تصدون عن سبيل الله « آنان را از ارتكاب آن نهى فرموده بود، و اگر در اينجا از همه اقسام كارشكنى هاى آنان خصوص اين گفتارشان را اسم مى برد در حقيقت براى اين است كه زمينه را براى جمله « الذين كذبوا شعيبا كانوا هم الخاسرين « فراهم نمايد.
البته احتمال هم دارد كه اتباع در اين جمله به معناى ظاهرى و عرفى كلمه كه همان پيروى آدمى است ، بوده باشد، و كفار بعد از اين گفت و شنودها اطمينان پيدا كرده باشند كه گروندگان به آن حضرت به زودى دنبال وى راه افتاده ، از سرزمين خود مهاجرت مى كنند لذا گفته اند: « اگر بدنبال شعيب به راه بيفتيد بطور يقين زيانكار خواهيد بود« تا به اين وسيله شعيب را در مهاجرتش تنها بگذارند،
و به خيال خود از مزاحمتش آسوده گشته و افراد قوم خود را هم از دست نداده باشند، چون كفار تنها با شعيب دشمن بودند و دشمنى آنان با گروندگان به او به خاطر او بود، وگرنه با خود گروندگان هيچ گونه عداوتى نداشتند.
به هر تقدير آيه مورد بحث چه به معناى اول باشد و چه به معناى دوم ، و خلاصه مقصود از متابعت چه به معناى گرويدن به او باشد و چه به معناى مهاجرت با او، به هر حال به منزله توطئه و زمينه چينى براى جمله « الذين كذبوا شعيبا كانوا هم الخاسرين « است . ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 243))
فولادوند: و سران قومش كه كافر بودند گفتند: «اگر از شعيب پيروى كنيد، در اين صورت قطعاً زيانكاريد.»
در ادامه سخن در اين مورد به كيفر دردناك آنان اشاره مىكند و مىفرمايد:
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ
در تفسير اين فراز سه نظر آمده است:
1 - به باور «كلبى» منظور اين است كه: پس قوم گمراه شعيب را زلزلهاى سخت فراگرفت.
2 - امّا به باور مفسّران از جمله «ابن عباس» چنان گرما و حرارتى آنان را فراگرفت كه به خانهها و سايه پناه بردند، امّا نه سايهها بر ايشان سود بخش بود و نه آبها، و از شدت حرارت پخته شدند و سوختند. در آن شرايط سخت خدا توده ابرى فرستاد كه همراهش نسيم ملايم و جانبخشى مىوزيد؛ آنان همگى به سايه آن ابر سياه پناه بردند كه به ناگاه شعلهاى از آتش سوزان و سركش از آن ابر جدا شد و آنان را بسان انبوه ملخى كه بسوزند و برزمين ريزند و خاكستر گردند، نابود ساخت. آرى، اين را عذاب «يوم الظّله» خواندهاند.
3 - از حضرت صادق عليه السلام در اين مورد آوردهاندكه: منظور اين است كه خروشى سهمگين به گوش آنان رسيد و همگى نابود شدند.
و پارهاى بر اين باورند كه شعيب بردو جامعه و قوم برانگيخته شد كه يكى از آنان به خاطر ستم و گناه به وسيله زمين لرزه نابود شد و ديگرى به وسيله ابر.
فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ (91)
و همه آنان در خانههايشان به خاك هلاك افتادند.
((كلمه « اصبحوا« به معناى « صاروا« (گرديدند، شدند) و يا به معناى « صبح كردند« است ، و معناى آيه ، در آيه مشابه آن در داستان صالح گذشت . ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 244))
فولادوند: پس زمينلرزه آنان را فرو گرفت، و در خانههايشان از پا درآمدند.
تفسیر نور:
شايد از اينكه در اين آيه كلمهى «رَجفة»، در آيهى 94 سورهى هود كلمهى «صيحة» و در آيهى 189 سوره شعراء، عبارت «عذاب يوم الظُلّة» بكار رفته، استفاده شود كه زلزله همراه با صيحه و ابر تيره بوده است. ممكن است مراد از «رجفه» همان اضطراب و لرزش اندام باشد كه از ترس حاصل مىشود، نه زمين لرزه.
چنانكه در آيه 78 گذشت، «جاثم» به كسى گفته مىشود كه بهرو بر زمين افتاده و يا به زانو افتاده و توان برخاستن نداشته باشد.
1- طبقهى اشراف، غالباً مخالف پيامبران بودهاند. «و قال الملأ»
2- يكى از شيوههاى كفّار براى بازداشتن مردم از پيروى انبيا، (هنگامى كه ببينند آنان از ايمانشان دست برنمىدارند،) تهديد مادّى و اقتصادى است. «انّكم اذاً لخاسرون» آرى، محروميّت از درآمدهايى كه از طريق كمفروشى به دست مىآيد، از ديد كافران خسارت است.
3- كيفرهاى الهى، اغلب در شب نازل مىشود. «فأصبحوا» شب داراى راز و رمزى است، الطاف الهى و وحى نيز در شب نازل شده است.
الجدول:
سورة الأعراف (7) :
وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ (90)
الإعراب:
(قال الملأ ... من قومه) مرّ إعراب نظيرها ، (اللام) موطّئة للقسم (إن) حرف شرط جازم (اتّبعتم) فعل ماض مبنيّ على السكون في محلّ جزم فعل الشرط. و (تم) ضمير فاعل (شعيبا) مفعول به منصوب (إنّ) حرف مشبه بالفعل- ناسخ- و (كم) ضمير في محلّ نصب اسم إنّ (إذا) حرف جواب لا عمل له ، (اللام) لام القسم التي تفيد ربط الجواب بالقسم ، (خاسرون) خبر إنّ مرفوع وعلامة الرفع الواو.
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ (91)
الإعراب:
(الفاء) عاطفة (أخذت) فعل ماض.. و (التاء) للتأنيث و (هم) ضمير مفعول به (الرجفة) فاعل مرفوع (الفاء) مثل الأولى (أصبحوا) فعل ماض ناقص- ناسخ- مبنيّ على الضمّ.. والواو ضمير في محلّ رفع اسم أصبح (في دار) جارّ ومجرور متعلّق بجاثمين وهو خبر أصبح منصوب وعلامة النصب الياء.