نگرشى بر واژه های آیات 80-81 سوره اعراف :
نگرشى بر واژه های آیات 80-81 سوره اعراف :
زنجيرهاى از دعوتهاى توحيدى(رسالت لوط و دعوت اصلاحگرانه او)
«لوط»: نام يكى از پيام آوران خداست و يك واژه عجمى است نه عربى، و مشتق نمىباشد.
«شهوت»: كارى كه براى انسان لذت بخش و دوست داشتنى است و در نهاد او ريشه دارد.
«اسراف»: گزافكارى و گذشتن از مرز به سوى گناه و تبهكارى.
((سرنوشت دردناك قوم لوط
در اين آيات ، قرآن ، صحنه عبرت انگيز ديگرى از سرگذشت پيامبران را بازگو مى كند و هدف آيات پيشين را تعقيب و تكميل مى نمايد، و آن سرگذشت پيامبر بزرگ خدا ((لوط)) و قوم او است .
اين ماجرا در چندين سوره قرآن از جمله سوره ((هود)) و ((حجر)) و ((شعراء)) و ((انبياء)) و ((نمل )) و ((عنكبوت )) آمده است .
در اينجا در ضمن پنج آيه ، به فشرده گفتگوهاى لوط و قومش اشاره شده است و چنين بر مى آيد كه در اين سوره اعراف تنها هدف اين بوده كه عصاره اى از درگيريهاى اين پيامبران و گفتگوهاى آنان با جمعيتهاى سركش ، منعكس گردد، ولى شرح كامل سرگذشت آنان به سوره هاى ديگر قرآن موكول شده است تفسير نمونه جلد 6 صفحه 244))
((ظاهر جمله اين است كه اين داستان عطف به داستان نوح است كه قبلا ذكر نموده و در ابتداى آن فرموده بود:
« و لقد ارسلنا نوحا»و بنابراين تقدير آيه مورد بحث نيز: « و لقد ارسلنا لوطا اذ قال لقومه »خواهد بود، اين آن چيزى است كه از ظاهر آيه استفاده مى شود، و ليكن معهود از اينگونه سياق هاى قرآنى اين است كه لفظ « اذكر به ياد آر« مقدر بوده و تقدير آيه : « اذكر لوطا الذى ارسلناه اذ قال لقومه »مى باشد.
وحدت سياق اقتضا داشت كه همچنانكه در داستان هود و صالح فرمود: « و الى عاد اخاهم هودا» و « و الى ثمود اخاهم صالحا» در اينجا نيز بفرمايد « و الى فلان اخاهم لوطا»و اگر در خصوص قوم لوط سياق را تغيير داده و بعد از ذكر داستان آن قوم مجددا به سياق قبلى برگشته و فرموده : « و الى مدين اخاهم شعيبا»براى اين بوده كه لوط از پيروان شريعت ابراهيم (عليه السلام ) بوده ، به خلاف هود و صالح كه از پيروان شريعت نوح (عليه السلام ) بودند، و در تفسير سوره « هود»خواهيم گفت كه لوط از بستگان ابراهيم (عليه السلام ) بوده ، و آن حضرت او را به سوى اهل سدوم و اقوام مجاور آنان فرستاد، تا آنان را كه مشرك و از بت پرستان بودند، به دين توحيد دعوت كند. ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 233))
قرآن پس از ترسيم رسالت صالح و كيفر ثموديان، اينك در اين آيات به رسالت و دعوت اصلاحگرانه لوط(290) و سرنوشت دردناك قوم تبهكار او پرداخته و مىفرمايد:
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِينَ (80)
و لوط آن پيامبر خدا را به ياد آور آنگاه كه به قوم خود گفت: شما با انحراف اخلاقى و همجنس گرايى خود، به گناهى بس زشت و ظالمانه دست مىيازيد؛ به گناهى كه پيش از شما كسى بدان دست نيازيده است.
به باور برخى از جمله «عمرو بن دينار» پيش از قوم لوط، كسى به اين گناه زشت دست نيازيده بود.
و «حسن» در مورد انحراف جنسى آنان مىگويد: آنان نخست با بيگانه و كسى كه برجامعه و شهر آنان وارد مىشد، اين جنايت را مرتكب مىشدند، اما اين زشت كردارى به تدريج گسترش يافت.
((« اتاتون الفاحشه » مراد از « فاحشه »عمل لواط است ، به دليل اينكه در آيه بعد مى فرمايد: « اتاتون الرجال شهوه ».
« ما سبقكم بها من احد من العالمين »- يعنى هيچ يك از امم و اقوام روى زمين مرتكب چنين گناهى نشدند. و اين جمله ، دلالت دارد بر اينكه تاريخ پيدايش اين عمل منتهى به همين قوم مى شود. ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 233))
((أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَۀَ اعمال زشت قوم لوط بسیار بوده در سوره عنکبوت میفرماید أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نادِیکُمُ الْمُنْکَرَ آیه (28 فولادوند: آيا شما با مردها درمىآميزيد و راه [توالد و تناسل] را قطع مىكنيد و در محافل [اُنس] خود پليدكارى مىكنيد؟»)، در مجمع از حضرت رضا علیه السّلام فرمود (تتضارطون فی مجالسهم من غیر حشمۀ و حیاء)
و در تفسیر قمی (یضرط بعضهم علی بعض) و در برهان از حضرت باقر علیه السّلام فرمود
(انّ حلّ الازار فی الصلاة و الحذف بالحصی و مضغ الکندر فی المجالس و علی ظهر الطریق من عمل قوم لوط)و در بعض اخبار قمار و ضرب آلات ساز و غیر اینها لکن افحش تمام این فواحش لواطه است که در بسیار از آیات ذکر شده که میفرماید ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ و منشأ اختراع این عمل شنیع در میان آنها گفتند شیطان بوده چون مرکز اینها در معبر قافله بوده و اینها بواسطه بخلی که داشتند ناراحت بودند از عبور قافله شیطان بصورت پیر مردي آمد و بآنها تعلیم داد که بیرون دروازه شهر بروید و هر مسافري که آمد او را این عمل را با او انجام دهید و اموالش را غارت کنید تا آنها مجبور شوند و راه عبور خود را تغییر دهند سپس خود شیطان بصورت جوان زیبایی بعنوان مسافرت آمد او را گرفتند و با او این عمل را انجام دادند دیدند لذت زیادي دارد کم کم میان آنها رواج پیدا کرد حتی در معابر و مجالس در حضور دیگران مرتکب میشدند و حیاء و حجاب بکلی برداشته شد چنانچه در زمان حاضر جوانهاي ما پسران و دختران بکلی حیاء از میان آنها برداشته شده و از هیچ عمل زشتی پروا ندارند و تمام انواع معاصی در میان آنها رواج بسزا پیدا کرده. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص: 37))
فولادوند: و لوط را [فرستاديم] هنگامى كه به قوم خود گفت: «آيا آن كار زشت[ى] را مرتكب مىشويد، كه هيچ كس از جهانيان در آن بر شما پيشى نگرفته است؟
و بر آنان باران نكوهش را باراند كه:
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ (81)
شما از روى شهوت به سراغ مردان مىرويد و از ازدواج بازنان كه خدا آن را مقرّر فرموده است خود دارى مىكنيد، اين كار شما نه تنها بر خلاف نظام خلقت است، بلكه مردمى تجاوزكار و بيداد پيشه و اسرافكاريد و با اين زشتكارى همه پليديها و تباهيها را درخود گردآوردهايد.
((حرمت و کبیره بودن آن از ضروریات دین اسلام است و اخبار در عقوبت آن بلکه کفر بخدا متواتر معنوي است و حدّ او قتل است نعوذ باللّه.
مسئلۀ- آیا این عمل با حلال خود چه صورت دارد جواب عمل مکروهی است ولی حرمت ندارد، از امام (ع) پرسیدند حضرت جواب فرمود بجواز و استدلال نمود بهمین آیه بکلمه مِنْ دُونِ النِّساءِ که با نساء مانعی ندارد و فقهاء استدلال کردند بر جواز بآیه شریفه نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّی شِئْتُمْ بقره آیه 223 ، که جمیع انحاء التذاذات را شامل میشود لذا اگر با اجنبیه این عمل را انجام داد احکام لواط بر او بار نمیشود بلکه احکام زنا دارد چنانچه اگر با حیوانات باشد تعزیر دارد نه حدّ لواط و نه حدّ زنا داردو آن حیوان اگر حلال گوشت است حرام میشود و باید اگر آن حیوان متعارف باشد مثل گاو و گوسفند و شتر اکل آنها بایدسوزانید بعد از ذبح و اگر مثل حمار و بغل و استر باشد که اکل آنها معمول نیست باید از آن شهر خارج نمود بشهر دیگر و بول وفضله آنها هم نجس میشود مثل محرم الاکلها. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص: 376))
((« اتيان الرجال « به قرينه كلمه « شهوه « و همچنين به قرينه « من دون النساء« كنايه است از عمل نامشروع با مردان ، و اين دو قرينه ، علاوه بر اينكه « اتيان الرجال « را معنا مى كند، اين معنا را نيز مى رساند كه قوم لوط عمل زناشويى با زنان را ترك گفته و به مردان اكتفاء مى كردند، و اين عمل را از آنجايى كه تجاوز و انحراف از قانون فطرت است ، « اسراف « ناميده و فرموده : « بل انتم قوم مسرفون ».
جمله مورد بحث جمله اى است استفهامى و تقدير آن « ءانكم » است ، از آنجايى كه عمل مزبور، فاحشه بى سابقه اى بوده از در تعجب و استبعاد مى پرسد: « آيا شما چنين كارى را مرتكب مى شويد؟» .ترجمه تفسير الميزان جلد 8 صفحه : 233))
فولادوند: شما از روى شهوت، به جاى زنان با مردان درمىآميزيد، آرى، شما گروهى تجاوزكاريد.»
تفسیر نور:
حضرت لوط، فاميل حضرت ابراهيم و تنها مردى بود كه به او ايمان آورد و با او هجرت كرد. «فآمن له لوط» <170> حضرت ابراهيم او را به منطقهاى كه در آن گناه و فحشا رواج داشت فرستاد. لذا بخش مهم كار حضرت لوط، مبارزه با فحشا و منكرات جنسى بود، كه بيشترين مشكل جامعه بود.
قوم حضرت لوط، با مهمانان خود عمل زشت لواط انجام را مىدادند تا مردم از مهمان شدن بترسند. به گفتهى قرآن، حضرت لوط عليه السلام ازدواج با دختران خود را به آنان پيشنهاد كرد، امّا آنان نپذيرفتند.
ازدواج، داراى خصوصيّات و آثارى است كه در لواط و زنا وجود ندارد، از جمله:
1- مودّت و رحمت و اُنس. 2- تشكيل نظام خانواده. 3- فرزند و بقاى نسل. 4- همخوانى با فطرت و انسانيّت.
متأسفانه امروزه نيز دنياى غرب، عمل زشت همجنسبازى را رسمى و در بعضى كشورها به آن جنبهى قانونى داده است.
قوم لوط، علاوه بر لواط، اهل قمار، هرزهگويى، توهين، مزاحمت براى عابرين و كشف عورت در انظار عمومى بودند. <171>
امام صادق عليه السلام در فلسفهى تحريم لواط فرمودند: لواط، علاقهى خانوادگى ميان زن و شوهر را كم، نسل و فرزند را منقطع و آميزش جنسى طبيعى را از بين مىبرد و فسادهاى بسيار زيادى را بدنبال دارد. <172>
در اسلام، كيفر همجنسبازى و لواط (چه فاعل چه مفعول)، اعدام است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: لعنت خدا بر مردانى كه خود را مانند زنان ساخته و در معرض مردان هوسباز قرار مىدهند. <173> امام صادق عليه السلام نيز فرمود: هنگام همجنسگرايى، عرش خدا به لرزه مىآيد و عامل اين كار در قيامت به صورت ناپاك محشور مىشود و مورد غضب خداوند قرار گرفته و جايگاهش دوزخ است. <174>
1- همجنسبازى و لواط، از گناهان كبيره و عملى بسيار زشت است. «الفاحشة»
2- بتپرستان، اگر بهانهى بتپرستى نياكان را داشتند، پيروان فحشا، اين بهانه را هم نداشته و ابتكار جنايت و گناه از خودشان بود. «ما سبقكم بها»
3- ابداعكنندگان اعمال زشت، مرتكب گناهى بزرگتر و مستحقّ ملامتى بيشتر مىباشند. «ما سبقكم بها من احد من العالمين»
4- كسى كه راه طبيعى و فطرى را كنار بگذارد، مسرف است. «مسرفون» ارضاى شهوت از غير راه طبيعى، اسراف است.
5 - لواط، تجاوز به حقوق زنان در جامعه است. «دون النساء بلانتم قوم مسرفون»
الجدول:
سورة الأعراف (7) :
وَلُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ (80)
الإعراب:
(الواو) استئنافية (لوطا) مفعول به لفعل محذوف تقديره اذكر ، (إذ) اسم ظرفي بدل من (لوطا) في محلّ نصب (قال) فعل ماض، والفاعل هو (لقوم) جار ومجرور متعلق ب (قال) ، و (الهاء) ضمير في محلّ جر مضاف إليه (الهمزة) للاستفهام الإنكاري التوبيخي (تأتون) مضارع مرفوع ... والواو فاعل (الفاحشة) مفعول به منصوب (ما) نافية (سبق) مثل قال و (كم) ضمير مفعول به (الباء) حرف جر و (ها) ضمير في محلّ جر متعلق بمحذوف حال من أحد أي متلبسا بها (من) حرف جر زائد (أحد) مجرور لفظا مرفوع محلا فاعل سبق (من العالمين) جار ومجرور متعلق بنعت لأحد.
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ (81)
الإعراب:
(إنّ) حرف مشبّه بالفعل- ناسخ- و (كم) ضمير في محلّ نصب اسم إنّ (اللام) المزحلقة للتوكيد (تأتون) مثل الأول (الرجال) مفعول به منصوب (شهوة) مفعول لأجله منصوب [3] ، (من دون) جارّ ومجرور في محلّ نصب حال من الرجال أي متجاوزين بفتح الواو، أو من الفاعل أي متجاوزين بكسر الواو (النساء) مضاف إليه مجرور (بل) حرف إضراب وابتداء (أنتم) ضمير منفصل مبني في محلّ رفع مبتدأ (قوم) خبر مرفوع (مسرفون) نعت لقوم مرفوع وعلامة الرفع الواو.