نگرشى  بر  واژه های  آیات115-114سوره  مائده  :

«عيد»: نام چيزى است كه به هنگامه مشخصّ باز مى‏گردد و به مفهوم پندار و خيال و غم نيز به كار رفته است.

قرائت

اهل مدينه و شام و عاصم «منزّلها» به تشديد و ديگران بدون تشديد خوانده‌اند.

مؤيد قرائت بدون تشديد، فعل «انزل علينا مائدة» مي‌باشد و بهتر است كه جواب بر طبق سؤال باشد. وجه تشديد اين است كه «نزّل و انزل» بيك معني هستند.

اعراب

تَكُونُ لَنا: در محل نصب، صفت براي «مائدة» لنا: حال. يعني «تكون عيدا لنا» لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا: بدل از «لنا»

«نكات و دقائقى كه در دعاى عيسى (ع ) براىنزول مائده وجود دارد و حكايت مى كند از ادب عبوديت او در برابر خداوند سبحان

مسيح در اين خواهشى كه از خداى تعالى كرد خود را هم داخل آنها نمود و در ابتداى كلامش ندا را به لفظ عام ادا كرد و گفت : «ربنا : اى پروردگار ما»، با اينكه آنان به مسيح گفته بودند: آيا پروردگار تو قادر است ، زيرا منظورش اين بود كه ندا با دعا مطابقت كند. نكته اى كه در اين آيه است ، اين است كه اين دعا در ميان همه دعاها و تقاضاهايى كه در قرآن از انبيا حكايت شده داراى خصوصيتى است كه در هيچ يك از آنها نيست و آن افتتاح دعا است به نداى «اللهم ربنا» و ساير ادعيه انبيا افتتاحشان به نداى «رب» و يا «ربنا» است و اين خصوصيت نيست مگر براى دقت مورد و هول مطلع . البته در غير دعا يعنى در اقسام ستايشهائى كه از انبيا (عليهم السلام ) حكايت شده نظير اين افتتاح ديده مى شود، مانند «قل الحمد لله» و «قل اللهم مالك الملك» و«قل اللهم فاطر السموات و الارض».

مسيح (عليه السلام ) سپس عنوانى به مائده داده كه صلاحيت داشته باشد غرض او و اصحابش قرار گيرد، و آن اين بود كه او و امتش روز نزول مائده را عيد بگيرند، و اين ابتكار كار مسيح (عليه السلام ) بود، و در درخواست حواريين از مسيح چنين عنوانى وجود نداشت .ترجمه تفسير الميزان جلد 6 صفحه : 339

ديگر اينكه مسيح (عليه السلام ) با اينكه اين پيشنهاد، پيشنهاد حواريين بود بعنوان عموم «ما» مطلب را ادا نمود. و به همين تعبير زيبا مطلب را از صورت درخواست معجره با وجود معجزات بزرگ الهى در دسترس و پيش چشم همه بيرون آورد و طورى ادا كرد كه مرضى رضاى پروردگار و غير منافى با مقام عزت و كبريائى او باشد، چون عيد گرفتن داراى آثار حسنه اى است . از آن جمله وحدت كلمه است و تجديد حيات ملى و مسرت دلهاى مردم و اعلان دين در هربار كه فرا مى رسد. و از همين جهت گفت : «لاولنا و اخرنا» و معنى آن بنابر آنچه سياق دلالت دارد اين است كه ميخواهيم روز نزول مائده عيدى باشد براى نسل حاضر از امت و هم براى نسل آينده آن . چون اصولا لفظ «عيد» از ماده «عود» و به معناى برگشتن و تكرار شدن است ، و عيد، عيد نمى شود مگر اينكه براى هميشه و هر چند وقت يكبار تكرار شود. و اين عيد از مختصات قوم عيسى (عليه السلام ) است چنانكه خود اين معجزه هم همانطورى كه گفتيم بى سابقه و از خصايص ‍ مسيحيت است .

«و ايه منك» بعد از اينكه فائده اساسى نزول مائده را كه همان عيد بودن است كه خود خواهشى به جا و خالى از اشكال است ذكر نمود، دنبالش عرض كرد مى خواهيم اين مائده معجره اى باشد، كانه خواست اشاره كند به اينكه غرض اصلى ما اين نبود، بلكه همان عيد بودن روز نزول مائده بود، و اين يك فائده زائدى است كه قهرا بر آن غرض اصلى مترتب مى شود، نه اينكه غرض اصلى ما اين باشد تا مستحق سرزنش و يا سخط تو گرديم . و گرنه اگر غرض تنها ديدن معجره بود نتيجه اين درخواست نامطلوب مى شد زيرا آنچه را كه از مزاياى حسنه براى ديدن اين معجره فرض شود همه آنها در ساير معجزات روزمره عيسى ممكن الحصول بود.

«و ارزقنا و انت خير الرازقين» اين فائده ديگرى است كه مسيح آنرا به عنوان يكى ديگر از فوائدى كه بر غرض اصلى (عيد) مترتب ميشود برشمرده . در حاليكه حواريون همين را غرض اصلى خود دانسته و گفته بودند: «نريد ان ناكل منها» حتى اين را جلوتر از ساير اغراض خود ذكر كرده بودند. و ليكن مسيح (عليه السلام ) آنرا در ضمن فوائد غير مطلوب بالذات ، آنهم در آخر همه ذكر نمود، علاوه بر اين ، لفظ «اكل - خوردن» را هم برداشت و بجايش كلمه رزق را بكار برد، و بلا فاصله گفت : و تو بهترين روزى دهندگانى .

دليل اينكه گفتيم مسيح فائده مقصود بالذات حواريين (خوردن ) را به عنوان فائده مترتبه بر غرض اصلى ذكر كرد، اين است كه مسيح (عليه السلام ) غرض اول را كه همان عيد بودن است و او خودش از پيش ‍ خود آنرا اضافه كرد و براى خود و امتش درخواست نمود، و باين وسيله مساءله معجره بودن و روزى بودن مائده دو وصف خاصى شد كه در نظر بعضى فائده است و در نظر بعضى فائده نيست .ترجمه تفسير الميزان جلد 6 صفحه : 340»

واينك دعاى مسيح

در اين آيه شريفه سخن از دعاى آن پيامبر بزرگ خداست كه پس از تقاضاى حواريون رو به بارگاه خدا نمود و با همه وجود گفت:

قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ

بار خدايا! پروردگارا! از آسمان و از فراز سرمان «خوان آسمانى» بر ما فرود فرست.

تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا

تا براى آغاز و انجام ماعيدى باشد، و ما و همه آيندگان، روز فرود «خوان آسمانى» را عيد بگيريم.

در تفسير اين فراز از آيه شريفه دو نظر آمده است:

1 - به باور گروهى از جمله «جبايى» منظور اين است كه: آن روزى كه تو «مائده آسمانى» بر ما فروفرستى، ما آن روز را عيد مى‏گيريم و آيندگان نيز بسان ما آن روز را گرامى مى‏دارند و عيد اعلان مى‏كنند.

2 - امّا به باور برخى منظور اين است كه با برآمدن خواسته‏ما، از بركت و فزونبخشى خدا «خوان آسمانى» و نعمت گرانى روزى ما مى‏گردد و ما براى هميشه بدان مفتخر و ازآن بهره‏ور مى‏گرديم.

«ابن عباس» در اين مورد مى‏گويد: منظور اين است كه بار خدايا، اين خوان آسمانى را بر ما فرو فرست تا روز فرود آن براى ما و نسلهاى آينده عيد باشد.

وَآيَةً مِّنكَ

و نشانه‏اى از قدرت تو باشد. چرا كه اين خوان آسمانى نشانه‏اى است از سوى خدا كه دلها را براى ايمان نرم و انديشه‏ها را روشن وجانها را آماده مى‏سازد و مردم را به اعتراف به حق وادار مى‏سازد و در نتيجه بوسيله آن نشانه پرشكوه، مردم به يكتايى خدا و رسالت پيامبرت ايمان مى‏آورند.

وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (114)

و آن نعمت گران را روزى ما گردان كه تو بهترين روزى دهندگانى.

«جبايى» مى‏گويد: منظور اين است كه، سپاسگزارى از آن و ديگر نعمتهاى خودت را روزى ما ساز.

يك نكته ظريف‏

از آيه شريفه اين نكته دريافت مى‏گردد كه بندگان، گاه وسيله رسيدن روزى و يا وسيله روزى رسانى يكديگرند چرا كه در اين آيه مى‏فرمايد: و خدا بهترين روزى دهندگان است. اگر بندگان خدا به خواست و تدبير آن نظام بخش فرزانه هستى روزى رسان يكديگر نبودند اين جمله بى‏معنا بود همانگونه كه اگر گفته شود: خدا بهترين خدايان است، بى‏معنا خواهند بود.

فولادوند: عيسى پسر مريم گفت: «بار الها، پروردگارا، از آسمان، خوانى بر ما فرو فرست تا عيدى براى اول و آخر ما باشد و نشانه‌اى از جانب تو. و ما را روزى ده كه تو بهترين روزى‌دهندگانى.»

بر آمدن تقاضاى مسيح و فرود مائده آسمانى

در اين آيه شريفه به بر آمدن خواسته مسيح و فرود «خوان آسمانى» پرداخته و مى‏فرمايد:

قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَّا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ (115)

خدا در پاسخ خواسته مسيح فرمود: من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد، امّا اگر كسى از شما پس از آن كفران نعمت كند و به ناسپاسى به بارگاه خدا روى آورد او را به گونه‏اى كيفر خواهم كرد كه هيچ يك از مردم جهان را آن گونه كيفر نكرده باشم.

فولادوند: خدا فرمود: «من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد، و[لى‌] هر كس از شما پس از آن انكار ورزد، وى را [چنان‌] عذابى كنم كه هيچ يك از جهانيان را [آن چنان‌] عذاب نكرده باشم.»

در تفسير فراز آخر آيه نظراتى آمده است:

1 - به باور گروهى منظور از واژه «عالمين» جهانيان آن عصر و زمان است. آنان پس از فرود آن خوان آسمانى راه كفران و ناسپاسى در پيش گرفته و خدا آنان را به صورت خوك و ميمون در آورد.

اين ديدگاه از حضرت كاظم عليه السلام نيز روايت شده است.

2 - امّا به باور برخى منظور عذاب «استيصال» يا عذاب نابود سازنده و ريشه‏كن كننده است.

3 - و پاره‏اى بر آنند كه منظور نوعى از عذاب است كه جز آنان كسى بدان گرفتار نگرديد. آنان پس از فرود مائده آسمانى و كفران و ناسپاسى خويش در خور چنين كيفر دردناكى‏اند. چرا كه آنان پس از ديدن چنين معجزه‏اى كه براى بيدارى و هوشيارى انسان بسنده بود، باز هم به كفر و تباهى روى آوردند و در خور كيفرى گرديدند كه ويژه خود آن ناسپاسان باشد، درست همانگونه كه معجزه فرود مائده آسمانى نيز به آنان اختصاص داشت.

داستان فرود مائده آسمانى در مورد فرود مائده آسمانى، ديدگاه دانشمندان يكسان نيست:

1 - گروهى بر آنند كه اين خوان آسمانى فرود نيامد، چرا كه وقتى حواريّون از شرايط دريافت آن و چگونگى سپاس در برابر آن نعمت گران آگاهى يافتند، تقاضاى خويشتن را پس گرفتند و در نتيجه فرود نيامد.

2 - امّا ديدگاه درست اين است كه مائده آسمانى فرود آمد. چرا كه خدا از فرود آن خبر مى‏دهد و روشن است كه خداى جهان آفرين جز بر اساس حق و راستى خبر نمى‏دهد.

و روايات بسيارى نيز از پيامبر گرامى و يارانش و نيز نسل پس از ياران پيامبر رسيده است كه همه آنها بيانگر فرود مائده آسمانى به تقاضاى آنان و دعاى خالصانه مسيح است.

«كعب» در اين مورد آورده است كه:

«مائده آسمانى» در روز يكشنبه فرود آمد به همين دليل هم مسيحيان آن روز را مبارك و روز عيد اعلام داشتند.

چگونگى فرود آن‏

در مورد چگونگى فرود آن «خوان آسمانى» و نيز چيزهايى كه به همراه آن بود، نيز ديدگاهها گوناگون است؛ براى نمونه:

1 - «عمار ياسر» از پيامبر گرامى آورده است كه:

بر آن «خوان آسمانى» نان و گوشت بود؛ چرا كه آنان غذايى تقاضا نموده بودند كه جاودانه باشد و هماره از آن بهره‏ور گردند و طبيعى است كه چنين غذايى كاملترين و بهترين خواهد بود.

پيامبر گرامى در اين مورد فرمود:

تقاضاى آنان به دعاى مسيح پذيرفته شد و پيام آمد كه: هان، اى بندگان خدا ! تا آنگاه كه دست به خيانت نزده و چيزى از آن برنداريد و نهان نكنيد، اين خوان رنگين و بى‏دريغ گسترده است. اما اگر جز اين رفتار كنيد، دچار عذاب خواهيد شد. و شگفتا كه از فرود آن چيزى نگذشته بود كه آنان دست به خيانت و ناسپاسى زدند.

2 - «ابن عباس» در اين مورد مى‏گويد: مسيح عليه السلام‏به بنى‏اسرائيل فرمان داد كه به مدت يك ماه روزه بدارند و عبادت خدا نمايند، آنگاه هرچه مى‏خواهند از پروردگار خويش تقاضا كنند، كه به آنان ارزانى خواهد شد.

آنان دستور آن حضرت را به انجام رساندند و در پايان كار گفتند:

هان اى پيامبر خدا! اگر ما يك ماه براى يكى از بندگان خدا كار مى‏كرديم، ما را سير مى‏كرد و به ما لطف مى‏نمود، اينك ما سى روز است كه روزه داشته‏ايم، از خداى پر مهر بخواه تا بر ما مائده آسمانى فرو فرستد، در اين هنگام بود كه خوان آسمانى بوسيله فرشتگان فرود آورده شد. بر اين خوان رنگين هفت گرده نان و مقدارى ماهى بود كه همه از آن خوردند و سير شدند.

اين ديدگاه از حضرت باقر عليه السلام نيز روايت شده است.

3 - «عطا» آورده است كه:

هرگاه آن خوان وصف ناپذير آسمانى گسترده مى‏شد، همه نعمت‏ها جز گوشت در آن موج مى‏زد.

4 - «سعيد بن جبير» در اين مورد آورده است كه:

در آن خوان پر بركت آسمانى جز نان و گوشت همه چيز بود.

5 - «عطّاء» در اين رابطه آورده است كه: در آن سفره گسترده و پر نعمت جز ماهى و گوشت همه نعمتها موجود بود.

6 - «عطيه» آورده است كه: به تقاضاى آنان و دعاى پربركت حضرت مسيح عليه السلام از آسمان «خوانى» فرود آمد كه در آن يك ماهى وصف ناپذيرى بود و در آن ماهى، طعم و مزّه همه نعمتهاى خوردنى موجود بود.

7 - «عمّار» و «قتاده» آورده‏اند كه:

بر آن خوان رنگين يك نوع از ميوه‏هاى پر طراوت بهشت بود.

8 - و نيز «قتاده» آورده است كه:

آن مائده آسمانى هر بامداد و شامگاه فرود مى‏آمد و بسان همان ترنجبين و بلدرچين بود كه بر بنى‏اسرائيل فرود آمد.

9 - «يمان» در اين مورد مى‏گويد:

آن خوان آسمانى بر آنان فرود آمد و آنان هرگاه مى‏خواستند، از آن بهره‏ور مى‏شدند.

10 - «عطا بن ابى‏رباح» از «سلمان» آورده است كه:

به خداى سوگند كه مسيح، آن بنده برگزيده خدا نه كار نادرستى در زندگى انجام داده و نه يتيمى را از خود رانده بود. نه با صدا خنديده و نه مگسى را به ستم رانده بود و هرگز از او كار بيهوده‏اى سرنزده بود.

هنگامى كه بنى‏اسرائيل از آن حضرت تقاضاى «مائده آسمانى» كردند در حالى كه در اوج پارسايى و بندگى خدا و ياد او بود و لباس پشمينه‏اى برتن داشت با ديدگانى پر از اشك رو به بارگاه خدا نمود وگفت:

بار خدايا! بر ما مائده‏اى از آسمان فرو فرست تا از آن بهره‏ور گرديم و بندگى‏ات كنيم...

در اين هنگام بود كه سفره سرخ رنگى در ميان دو توده ابر در برابر چشمان مردم فرود آمد و در برابر آنها قرار گرفت. عيسى اشك شوق ريخت و گفت:

بارخدايا مرا از سپاسگزاران بارگاهت قرار ده!

پروردگارا، اين خوان آسمانى را مايه رحمت هماره براى ما قرار ده و آن را وسيله عذاب و كيفر ما نساز. يهود كه چشم بر آن دوخته بودند، بويى از آن به مشامشان مى‏رسيد كه هرگز چنان بوى عطر آگين و جانبخشى به جانشان نرسيده بود.

مسيح عليه السلام وضو ساخت و نماز ى طولانى خواند، آنگاه بر سفره نشست و گفت: بسم اللَّه خير الرازقين در آن سفره يك ماهى سرخ كرده و آماده‏اى بود كه ازآن روغن مى‏ريخت و در سمت سر آن ماهى، نمك قرار داشت و در سمت دم آن سركه، و در كنارش از هر سو جز «تره»، انواع سبزيهاى تازه و پر طراوت خودنمايى مى‏كرد.

پنج گرده نان تماشايى در كنار سفره بود كه بر روى يكى از آنها «زيتون» و بر روى ديگر انبوهى «عسل»، و بر سوّمى «روغن»، و بر چهارمى «پنير» و بر ديگرى گوشت و كباب بود.

«شمعون» گفت: هان اى پيامبر خدا اينها از خوراكيهاى دنياست يا نعمت‏هاى آخرت؟

مسيح فرمود: نه از اين است و نه از آن، بلكه نعمتى است كه خدا در پرتو خواست و قدرت خويش پديد آورده است. بنابراين از آنچه درخواست كرديد بهره‏ور شويد و سپاس آنها را گزاريد تا خدا شما را يارى نموده و از فزونبخشى خود بر نعمت‏هايش براى شما بندگان بيفزايد.

معجزه‏اى ديگر

«حواريون»، پس از فرود «مائده آسمانى» به آن حضرت گفتند: بسيار بجاست كه معجزه‏اى ديگر بر ما بنمايانى.

مسيح عليه السلام به آن ماهى كه بر سفره بود گفت:

هان اى ماهى! به خواست خدا و در پرتو قدرت آفريدگارت زنده شو!

در اين هنگام ماهى در برابر ديدگان بهت زده همه، به جنب و جوش آمد و زنده شد. آنان ترسيدند، كه مسيح عليه السلام به آنان گفت: پس چرا چيزهايى را مى‏خواهيد كه با بر آمدن خواسته‏هايتان ناراحت شويد؟ من از آن مى‏ترسم كه شما با اين بهانه جويى، سر انجام ناسپاسگزار گرديده و دچار عذاب شويد.

آنگاه به آن ماهى فرمان داد كه به شرايط پيش باز گردد و چنين شد.

سپس مسيح بر آن خوان آسمانى نشست، امّا بنى‏اسرائيل گفتند تا خودت از آن نخورى ما نخواهيم خورد.

مسيح فرمود: پناه بر خدا من از آن نخواهم خورد بايد كسى بخورد كه آن را تقاضا مى‏كرد. و آنان نخوردند.

مسيح عليه السلام بينوايان و محرومان و بيماران را فرا خواند و فرمود بخوريد كه براى شما گوارا و بر ناسپاسان بلاست.

و آنگاه يكهزار و سيصد نفر زن و مرد بينوا از آن خوردند و سير شدند. و شگفتا كه ماهى بسان همان لحظه‏اى بود كه تازه فرود آمده و گويى دست نخورده بود. و پس از آن در حالى كه ديدگان مردم آن سفره را بدرقه مى‏كرد، به آسمان بالا رفت.

از چيزهاى به ياد ماندنى اين بود كه هر بيمارى از آن مائده آسمانى بهره‏ور گرديد، شفا يافت و هر بينوايى خورد، بى‏نياز گرديد. و كسانى كه نخورده بودند سخت پشيمان شدند. و پس از آن بود كه به هنگام فرود آمدنِ مائده آسمانى، همه براى بهره‏ورى از آن هجوم مى‏آوردند و عيسى بناگزير براى آنان نوبت و صف قرار داد.

اين «خوان رنگين» به مدت چهل روز، تنها شب‏ها فرود مى‏آمد، امّا پس از آن، فرودش به صورت يك روز درميان گرديد. وخدا به مسيح وحى فرستاد كه آن را ويژه بينوايان ساز و نه ثروتمندان و قدرتمندان.

گروه توانگر، از اين دستور و برنامه، بر آشفته شدند و به افشاندن بذر ترديد درميان ديگران پرداختند.

در اين شرايط بود كه خداىِ پر مهر به مسيح وحى كرد كه: هان اى پيامبر من! به هنگام تقاضاى آنان و دعاى تو، من شرط كردم كه اگر كسى پس از فرود «مائده آسمانى» راه كفر و ناسپاسى پيش گيرد، او را به عذابى سخت و بى‏نظير گرفتار سازم، و اينان راه ناسپاسى در پيش گرفته‏اند.

«مسيح» گفت:

بارخدايا اينان بندگان تو هستند؛ اگر مى‏خواهى كيفرشان كن و اگر مى‏خواهى به لطف و مهرت آنان را مورد عفو و بخشايش‏ات قرار ده.

و سر انجام سيصد و سى‏دو تن از ناسپاس‏ترين آنان كه شب در خانه‏هاى خويش و در كنار زنان خود آرميده بودند، به كيفر فتنه‏انگيزى و ترديد افكنى و ناسپاسى مسخ شده و به صورت خوك در آمدند و پس از سه روز گردش در كوچه‏ها و خيابانها در برابر چشمان بهت زده واشكبار كسان و نزديكان خويش، سر انجام به هلاكت رسيدند.

در روايت رسيده از امامان اهل بيت در اين مورد آمده است كه:

آن خوان پر نعمت آسمانى هر روز به دعاى مسيح فرود مى‏آمد و آنان بر كنار آن گرد آمده و بهره‏ور مى‏شدند، و آنگاه به آسمان مى‏رفت.

پس از مدتى توانگران آنان بر آن شدند كه بينوايان را از كنار آن خوان آسمانى برانند و آن را به انحصار خود در آورند؛ و درست در آن شرايط بود كه خدا نعمت را از آنان سلب كرد و زورمندان و انحصارگران را به صورت بوزينه و خوكها در آورد تا عبرت روزگاران باشند.

تفسیر نور:

معمولاً دعاهاى قرآن با اسم «ربّ» آغاز مى‏شود، ولى در اين آيه با دو كلمه‏ى «الّلهم ربّنا» آمده است. شايد به خاطر اهميّت اين حادثه و پيامدهاى آن باشد.

1- توسّل به اولياى خداوند براى قضاى حوائج، جايز است. «قال الحواريّون يا عيسى.... قال عيسى ابن مريم اللّهم....»

2- براى پيامبران، مردم تاريخ و نسل‏ها مطرح‏اند. «لاوّلنا و آخرنا»

3- از نشانه‏هاى الهى، بايد براى هميشه درس گرفت. «و آية منك»

4- عيد وجشن مذهبى از نظر قرآن كار صحيحى است. «تكون لنا عيداً لاوّلنا و آخرنا» (ميلاد اولياى خدا وبعثت پيامبر، كمتر از نزول مائده آسمانى نيست)

5 - حضرت عيسى، در دعا به جاى مسأله‏ى خوردن، به الهى بودن مائده توجّه مى‏كند. «آيةً منك»

6- تعبيرات موهن ديگران را به صورت اصلاح شده نقل كنيم. (سؤال آنان چنين بود كه «هل يستطيع ربّك»؟ ولى در دعا حضرت عيسى عليه السلام قاطعانه و براى هدفى والاتر مائده خواست و آنچه را نشانه‏ى شك و وهن بود، حذف كرد).

7- در دعا، خدا را با ادب كامل و با صفت مناسب با خواسته، صدا بزنيم. ابتداى آيه «الّلهم ربّنا» و آخر آيه «خير الرّازقين»

8 - به درخواست‏هاى مادى جهت معنوى دهيم. (حواريّون اوّلين هدف خود را خوردن و سپس اطمينان داشتن «نأكل منها و تطمئن» بيان كردند، ولى حضرت عيسى ابتدا برجا گذاشتن نشانه سرور براى تاريخ «عيداً لاوّلنا و آخرنا» سپس نشانه قدرت خداوند «وآية منك»و در مرحله سوّم مسئله رزق را مطرح فرمود«وارزقنا و انت خير الرّازقين» و بدين گونه به همه فهماند كه مسائل معنوى و اجتماعى بر مسائل گروهى و اقتصادى مقدّم است.

9- به خدا توجّه كنيم و به سراغ ديگران نرويم. «و انت خير الرّازقين»

داستان نزول مائده به صورتى كه در قرآن آمده است، در انجيل نيامده است.  

بعضى گفته‏اند حواريّون با شنيدن تهديد الهى، تقاضاى خويش را پس گرفتند و مائده نازل نشد، ولى اين، بر خلاف ظاهر آيه و گفته‏ى روايات است. عبارت «انّى منزّلها» نزول حتمى است نه وعده‏ى نزول.   

در روايات آمده است: پس از نزول مائده، برخى كافر شده و به صورت خوك درآمدند.در بعضى روايات مى‏خوانيم كه آنچه نازل شد نان و گوشت بود.  

اگر براى ياران عيسى عليه السلام غذاى آسمانى نازل شد، طبق روايات، براى رسول خدا صلى الله عليه وآله هم ميوه بهشتى نازل گرديد كه منشأ پيدايش فاطمه‏ى زهرا عليها السلام شد.  

1- دعاى پيامبران مستجاب مى‏شود. «ربّنا انزل علينا... انّى منزّلها»

2- آنان كه به علم و يقين و شهود مى‏رسند، مسئوليّت سنگين‏ترى دارند و كيفر تخلّفشان هم سخت‏تر است. «فمن يكفر بعد منكم...» پس كسانى كه به مقام علم و شهود دست نيافته‏اند، از قهر خداوند دورترند.

3- عذاب خداوند، درجاتى دارد. «عذاباً لا اُعذبه احداً»

4- آن كه توقّع بيشترى دارد ومائده‏ى آسمانى مى‏خواهد، بايد تعهّد بيشترى هم داشته باشد. «مائدة من السماء... عذاباً لا اُعذبه احداً»

الجدول:

[سورة المائدة (5) :

آية 114]

قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَآخِرِنا وَآيَةً مِنْكَ وَارْزُقْنا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (114)

الإعراب:

(قال) فعل ماض (عيسى) فاعل مرفوع وعلامة الرفع الضمة المقدرة على الألف (ابن) نعت لعيسى مرفوع وعلامة الرفع الضمة المقدرة على الألف (ابن) نعت لعيسى مرفوع مثله أو بدل منه أوعطف بيان (مريم) مضاف إليه مجرور وعلامة الجر الفتحة (اللهم) منادى محذوف منه أداة النداء مبني على الضم في محل نصب ... والميم المشددة عوض من ياء النداء (ربّ) نعت للفظ الجلالة تبعه في النصب لأنه مضاف و (نا) ضمير مضاف إليه (أنزل) فعل أمر دعائي، والفاعل ضمير مستتر تقديره أنت (على) حرف جر و (نا) ضمير في محل جر متعلق (بأنزل) ، (مائدة) مفعول به منصوب (من السماء) جار ومجرور متعلق بفعل أنزل  ، (تكون) مضارع ناقص مرفوع واسمه ضمير مستتر تقديره هي (اللام) حرف جر و (نا) ضمير في محل جر متعلق بحال من (عيدا) وهو خبر الناقص منصوب (لأول) جار ومجرور بدل من (لنا) بإعادة الجار و (نا) مضاف إليه (الواو) عاطفة (آخرنا) معطوف على أولنا ويعرب مثله (الواو) عاطفة (آية) معطوف على (عيدا) منصوب (من) حرف جر و (الكاف) ضمير في محل جر متعلق بنعت لآية (الواو) عاطفة (ارزق) مثل أنزل و (نا) ضمير مفعول به (الواو) استئنافية (أنت) ضمير منفصل مبني في محلّ رفع مبتدأ (خير) خبر مرفوع (الرازقين) مضاف إليه مجرور وعلامة الجر الياء.

آية 115]

قالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ (115)

الإعراب:

(قال الله) مثل قال عيسى  ،، (إنّ) حرف مشبّه بالفعل و (الياء) ضمير في محلّ نصب اسم إنّ (منزّل) خبر مرفوع و (ها) ضمير مضاف إليه (على) حرف جرّ و (كم) ضمير في محلّ جرّ متعلّق باسم الفاعل منزّل (الفاء) عاطفة (من) اسم شرط جازم مبنيّ في محلّ رفع مبتدأ (يكفر) مضارع مجزوم فعل الشرط، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو (بعد) ظرف زمان مبنيّ على الضمّ في محلّ نصب متعلّق ب (يكفر) ، (منكم) مثل عليكم متعلّق بحال من فاعل يكفر (الفاء) رابطة لجواب الشرط (إنّي أعذّبه) مثل إنّي منزّلها (عذابا) مفعول مطلق نائب عن المصدر فهو اسم مصدر منصوب (لا) نافية (أعذّب) مضارع مرفوع- وكذلك الأول- و (الهاء) ضمير في محلّ نصب مفعول مطلق نائب عن المصدر فهو ضمير المصدر، والفاعل ضمير مستتر تقديره أنا (أحدا) مفعول به منصوب (من العالمين) جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف نعت ل (أحدا) ، وعلامة الجرّ الياء.