نگرشى  بر  واژه های  آیات91-90 سوره  مائده  :

«خمر»: شراب انگور؛ و بدان دليل به آن «خمر» گفته مى‏شود كه با مست ساختن انسان، خرد او را مى‏پوشاند واو را به بى‏خردى مى‏كشاند.

«ميسر»: به قمار گفته مى‏شود. اين واژه از «يسر» كه به مفهوم آسانى است برگرفته شده و به دست چپ نيز بدان دليل «يسار» مى‏گويند كه با يارى به دست راست، كارها را آسان مى‏كند و براى آسان ساختن كارها، آن را به فال نيك گرفته‏اند.

«انصاب»: اين واژه جمع «نصب» به مفهوم «بتها» است و «بت» را بدان دليل «نصب» ناميده‏اند كه براى پرستش نصب شده است.

«ازلام»: جمع «زلم» به مفهوم تيرهايى است كه به منظور قمار به كار مى‏رفت.

«رجس»: به مفهوم پليد، بانگ بسيار بلند و چندش‏آور و به معناى هر پديده زشت آمده است.

«عدو»: راغب در كتاب مفردات خود گفته است ، «عدو» به معناى تجاوز ضد التيام است كه اگر نسبت به قلب غير ملتئم لحاظ شود گفته مى شود: «عداوه و معاداه» «دشمنى» و اگر نسبت به راه رفتن غير ملتئم رعايت شود گفته مى شود «عدو - دويدن»، و اگر نسبت به معاشرت غير ملتئم ملاحظه شود گفته مى شود «عدوان و عدو» و از آن باب است قول خداى تعالى كه مى فرمايد: «فيسبوا الله عدوا بغير علم» و اگر نسبت به اجزاء محل نشستن غير ملتئم ملاحظه شود گفته مى شود: «مكان ذو عدواء - محلى ناصاف» و «عدو» به معناى دشمنى را هم در مفرد و هم در جمع «عدو» مى گويند، هم مى گويند «رجل عدو» و «قوم عدو» و در قرآن است : «و يوم يحشر اعداء الله».

«بغض» و «بغضاء» ضد محبت است ،

« صد »: به معناى گردانيدن راه است بر كسى و يا چيزى

«انتها» : هم به معناى پذيرفتن نهى است و هم به معناى ضد ابتدا.

)) ده خصوصيت در اين آيات كه تشديد و تاءكيد حرمت شراب را مى رسانند

چون اين چند آيه كه آخرين آياتى است كه راجع به تحريم شراب نازل شده از چند جهت مشتمل بر تشديد و تاكيد است .

ترجمه تفسير الميزان جلد 6 صفحه : 174

يكى از جهت اينكه كلمه «انما» در آن بكار رفته . دوم از اينكه شراب را پليد و رجس خوانده ، سوم اينكه آنرا عمل شيطان ناميده ، چهارم از جهت اينكه مشتمل بر امر صريح است به اجتناب از آن ، پنجم از جهت اينكه فرموده است در آن اجتناب انتظار و توقع رستگارى هست ، ششم از اين جهت كه مشتمل است بر بيان مفاسدى كه بر آشاميدن شراب مترتب است ، هفتم از اينكه مى پرسد، آيا اين مقدار از بيان مرتكبين اين عمل را از عمل زشتشان باز مى دارد يا نه ؟ هشتم از اينكه بعد از آنهمه تاكيد آنان را به اطاعت خداو رسول امر نموده از مخالفتشان بر حذر مى دارد، نهم آنكه مى فرمايد خداوند از اينكه شما اطاعتش بكنيد يا نكنيد بى نياز است ، دهم اينكه در يك آيه بعد مى فرمايد: «ليس على الذين آمنوا و عملوا الصالحات ...» چون بنابر توضيحى كه بعدا خواهيم داد اين آيه نيز خالى از دلالت بر تشديد نيست .((

بدنبال احكامي كه در آيات پيش بيان كرد، اكنون مسلمانان را از كارهايي كه مردم جاهليت ميكردند، نهي كرده، مي‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ

درباره معناي «خمر و ميسر» در سوره بقره گفتگو كرده‌ايم. ابن عباس گويد:

- مقصود از خمر، همه مشروبات سكر آور (و الكلي) است. پيامبر گرامي اسلام فرمود: خمر از نه چيز است: عسل، انگور، مويز، خورما، گندم، ذرت، جو، نوعي از جو كه پوست ندارد. منظور از «ميسر» قمار است. قمار با چيزهاي بسياري انجام ميگيرد. ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‌7، ص: 166

وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ

درباره «انصاب و ازلام» در اول همين سوره (آيه 2) بحث كرده‌ايم بديهي است كه منظور از حرمت خمر و قمار و انصاب و ازلام. حرمت نوشيدن خمر و بازي قمار و پرستش بتها و برد و باخت با تيرهاست.

اين كارها پليد بوده، جنبه شيطاني دارند. اگرچه همه اينها مخلوق خدا هستند لكن چيزهايي هستند كه شيطان براي ايجاد فساد در ميان مردم از آنها استفاده مي‌كند. مردم را بباده نوشي واميدارد تا عقل از كفشان باز ستاند و بقمار واميدارد تا اخلاق زشت در ميان آنها رواج دهد و به بت پرستي وادار ميكند تا آنها را مشرك سازد و به برد و باخت با تيرها وا ميدارد كه خود نوعي از قمار است. حتي بازي كودكان با گردو، نيز قمار است. از اينجهت است كه خداوند اينها را از اعمال پليد شيطان معرفي كرده است.

 فَاجْتَنِبُوهُ

ضمير به «عمل شيطان» باز مي‌گردد. يعني از عمل شيطان اجتناب كنيد.

 لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (90)

تا رستگار شويد.

پيام آيه‏

آيه شريفه از چهار جهت بر حرمت شراب و قمار و بت‏پرستى و برد و باخت با تيرهاى قرعه، دلالت دارد:

1 - خدا همه اينها را «رجس» عنوان داده و روشن است كه «رجس» پليدى و ناپاكى است و هر پديده ناپاك و پليدى نيز حرام است.

2 - همه آنها را كارى شيطانى عنوان داده و روشن است كه كار شيطانى، زشت و سخت ناپسند است.

3 - به دورى جستن از همه آنها فرمان مى‏دهد و روشن است كه فرمان خدا را بايد با همه وجود به جان خريد و به انجام رسانيد و از آنها دورى جست.

4 - و رستگارى دنيا و آخرت را در دورى از آنها قرار داده است.

نكته ديگر اينكه در آيه شريفه، آفريدگار هستى، شراب را در رديف شرك و بت‏پرستى آورده تا بدين‏وسيله زشتى و شدّت حرمت آن را بهتر روشن سازد و از همين نكته دريافت مى‏گردد كه نه تنها خوردن شراب، كه خريد و فروش و ديگر امور مربوط به آن نيز حرام است.

از حضرت باقر عليه السلام آورده‏اند كه فرمود:

«مدمن الخمر كعابد الوثْن.»

كسى كه به خوردن شراب ادامه دهد و هماره به اين عمل شيطانى آلوده گردد، بسان كسى است كه در برابر بت سجده مى‏كند و آن را مى‏پرستد.

فولادوند: اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند. پس، از آنها دورى گزينيد، باشد كه رستگار شويد.

در ادامه سخن از تحريم شراب و قمار، به پرتوى از حكمت تحريم و لزوم دورى از آن پردخته و روشن مى‏شود كه اين تحريم و هشدار، تنها بخاطر تأمين خير و صلاح دنيوى و اخروى مردم است.

إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ

شيطان مى‏خواهد بوسيله شراب و قمار، در ميان شما دشمنى و كينه پديد آورد.

در اين مورد از «ابن عباس» آورده‏اند كه: آيه شريفه به داستان «سعد بن ابى وقّاص» و مردى از انصار اشاره دارد؛ چرا كه آن دو با هم، پيمان برادرى بسته بودند. به همين جهت مرد انصارى، «سعد» را به ميهمانى خويش فراخواند و بر سفره غذا، شراب نيز نهادند و به اندازه‏اى نوشيدند كه هر دو مست شدند و در اوج مستى و پستى، كار به فخرفروشى و آنگاه زد و خورد كشيد.

مرد انصارى قطعه استخوان شترى را برگرفت و آن را به گونه‏اى بر بينى دوست خود كوبيد كه بينى‏اش درهم شكست.

و آنگاه آفريدگار فرزانه اين آيه را بر قلب پاك پيامبر خرد و ايمان فرو فرستاد كه: هان اى مردم! شيطان مى‏خواهد شما را با وسوسه‏ها گمراه سازد و به خوردن شراب وادارد تا با خوردن آن خرد خويش را تباه سازيد و در اوج مستى به پستى سقوط كنيد و به كارهايى دست يازيد كه در حال طبيعى هرگز به انجام آنها روى نمى‏آوريد.

وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ (91)

شما را از ياد خدا باز مى‏دارد تا سپاس نعمت‏هاى او را نگذاريد.

پس آيا شما از شراب و قمار باز نمى‏ايستيد تا فرمان خدا را به جان بخريد و هشدارهاى او را ناديده نگيريد؟

لازم به يادآورى است كه آخرين جمله، گرچه بصورت پرسشى است، امّا معناى آن اين است كه انسان را به انجام دستورات خدا و دورى از محرمات او فرمان مى‏دهد.

و بدينسان، قرآن با نكوهش اين شيوه‏هاى جاهلى و عادتهاى زشت، روشن مى‏سازد كه هر گاه زشتىِ كارى براى مردم باايمان روشن شود و آنگاه از آنان سؤال گردد كه: آيا از اين كار باز خواهيد ايستاد؟ وظيفه آنان پاسخ مثبت و وانهادن آن كار است. چرا كه در حقيقت به آنان گفته مى‏شود: آيا پس از اينكه زشتى اين كارها برايتان روشن شد، باز هم به آن كارها دست مى‏يازيد؟

به هر حال، اين جمله و اين شيوه سخن براى هشدار و ترغيب انسان به وانهادن كار نادرست، شيوه‏اى كارسازتر و راهى درست‏تر و رساتر است و منظور اين است كه هشدار خدا را جدّى بگيريد و ديگر گرد شراب و قمار نرويد.

فولادوند: همانا شيطان مى‌خواهد با شراب و قمار، ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد. پس آيا شما دست برمى‌داريد؟

تفسیر نور:

عرب، به شعر و شراب، علاقه‏ى شديد داشت، به همين جهت تحريم شراب به صورت تدريجى انجام گرفت. در ابتدا آيه آمد كه از خرما و انگور مى‏توان هم رزق خوب تهيه كرد، هم شرابى مست كننده، در آيه‏اى ديگر به منافع قمار و شراب و بيشتر بودن گناه آن از منافعش اشاره كرد. بعداً آيه آمد كه در حال مستى نماز نخوانيد. سپس آيه‏ى فوق نازل شد كه آن را پليد و عملى شيطان دانسته و دستور اجتناب از آن را صادر كرد.

«خَمر»، به معناى پوشاندن با كلمه‏ى «خِمار» از يك ريشه است. به مقنعه‏ى زنان خِمار مى‏گويند، چون موى سر را مى‏پوشاند. شراب را هم خَمر مى‏گويند، چون عقل را مى‏پوشاند.

«مَيسر» از «يُسر»، به معناى آسانى است. چون در قمار، افراد بدون زحمت، پول به دست مى‏آورند، به آن مَيسر گويند.

كلمه «انصاب» جمع «نُصُب»، به معناى سنگ‏هايى بوده كه اطراف كعبه نصب كرده و روى آن قربانى مى‏كردند و به آنها تبرّك مى‏جستند. و يا مراد خود قربانى است كه روى سنگ‏ها ذبح مى‏كردند. در حديث مى‏خوانيم كه رسول خدا صلى الله عليه وآله در معناى انصاب فرمود: چيزى است كه مشركان براى بت‏ها قربانى مى‏كنند. «ما ذبحوه لآلهتهم»

«ازلام»، نوعى قرعه‏كشى و قمار با چوب بوده كه در جاهليّت رواج داشته است.

امام باقرعليه السلام درباره‏ى خمر فرمود: «كلّ مسكر... اذا اخمر فهو حرام»  هر چيزى كه انسان را مست كند، حرام است.

رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: قمار به هر وسيله‏اى باشد حتّى گردو، حرام است.

در حديث آمده است: «شارب الخمر كعابد الوثن»  شرابخوار، مثل بت‏پرست است.

در شراب، هر نوع همكارى در توليد، توزيع ومصرف آن حرام است. امام باقرعليه السلام از پيامبرصلى الله عليه وآله نقل مى‏كند كه آن حضرت ده گروه را كه به نحوى در شرابخوارى مؤثّرند، لعنت كرد: «غارسها و حارسها و عاصرها و شاربها و ساقيها و حاملها و المحمول اليه، بايعها و مشتريها و آكل ثمنها» <185> آنكه نهال انگور را مى‏كارد، آنكه به ثمر مى‏رساند، سازنده، نوشنده، ساقى، حمل كننده، دريافت كننده، فروشنده و خريدار و هر كس كه به نحوى از درآمد آن بهره‏مند مى‏شود، ملعون است.

1- ايمان، با شراب‏خوارى و قماربازى سازگارى ندارد. «يا ايّها الّذين آمنوا انّما الخمر و الميسر... فاجتنبوه...»

2- شراب و قمار، در رديف بت‏پرستى است. «الخمر والميسر والانصاب» (بنابر اينكه مراد از انصاب، بت‏ها باشد)

3- اسلام از پليدى‏ها نهى مى‏كند. «رجس... فاجتنبوه»

4- نه تنها شراب نخوريد، گرد آن هم نرويد. «فاجتنبوه»، به جاى آنكه بگويد: «لاتشربوا الخمر».

5 - لقمه‏ى حلال و دورى از حرام‏خوارى، در سعادت و رستگارى انسان مؤثّر است. «فاجتنبوه لعلّكم تفلحون»

با آن كه طبق آمارى كه ارائه مى‏شود، بسيارى از قتل‏ها، جرائم، تصادفات، طلاق‏ها، امراض روانى، كليوى و... ناشى از شراب است، امّا قرآن در اين آيه بيان فلسفه‏ى تحريم، روى دو نكته تأكيد دارد: يكى ضرر اجتماعى يعنى كينه و عداوت، و ديگرى ضرر معنوى يعنى غفلت از نماز و ياد خدا.

اين آيه برجسته‏ترين اثر شراب و قمار را بازداشتن از ياد خدا و نماز دانسته است، اكنون جاى اين سؤال است كه اگر كارهاى عادّى مثل تجارت، ورزش، تحصيل و مطالعه و امثال آن نيز ما را سرگرم كرده و از ياد خدا و نماز بازدارد، آيا مانند شراب و قمار است؟ آرى، هرچه ما را از خدا غافل كند، مانند شراب و قمار ناپسند است، گرچه اسلام به خاطر لطف و آسان گرفتن، آن را حرام نكرده باشد.

1- هر كس كه عامل كينه و عداوت در ميان مردم شود، مانند شيطان است. «انمّا يريد الشيطان...»

2- تحريكات شيطان دائمى است. «انّما يريد الشيطان» (فعل مضارع، رمز دوام و استمرار است.)

3- جامعه‏اى كه در آن عداوت باشد، شيطانى است. «انّما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوة...»

4- از الفت و وحدت پاسدارى كنيم و با هر چه آنها را از بين مى‏برد مبارزه كنيم. «انّما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوة»

5 - الفت و مهربانى بين اهل ايمان، مورد عنايت خاص خداوند است. «انّما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوة»

6- قمار و شراب، ابزار كار شيطان براى ايجاد كينه و دشمنى است. «انّما يريد الشيطان... فى الخمر و الميسر»

7- نماز برترين سمبل ياد خداست. (با اينكه نماز ذكر خداست، نام آن جداگانه آمده است) «عن ذكر اللَّه و عن الصلوة»

8 - بيان فلسفه‏ى احكام، يكى از عوامل تأثير كلام در ديگران است. «العداوة و البغضاء... فهل انتم منتهون»

9- با تمام عواملى كه باعث ايجاد كينه و دشمنى مى‏شود بايد مبارزه كرد. «يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوة و البغضاء... فهل انتم منتهون»

10- برخى از مسلمانان در صدر اسلام كه على رغم تحريم شراب و قمار، باز بدان مشغول بودند، مورد توبيخ خداوند قرار گرفتند. «فهل انتم منتهون»

الجدول:

[سورة المائدة (5) :

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصابُ وَالْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (90)

الإعراب:

(يأيها الذين آمنوا) مرّ إعرابها  ، (إنما) كافة ومكفوفة (الخمر) مبتدأ مرفوع (الواو) عاطفة في المواضع الثلاثة (الميسر، الأنصاب، الأزلام) أسماء معطوفة على الخمر مرفوعة مثله (رجس) خبر مرفوع (من عمل) جار ومجرور متعلق بنعت لرجس، (الشيطان) مضاف إليه مجرور (الفاء) عاطفة لربط المسبب بالسبب  ، (اجتنبوا) فعل أمر مبني على حذف النون ... والواو فاعل و (الهاء) ضمير مفعول ب  (لعلكم تفلحون) مثل لعلكم تشكرون

إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَالْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ (91)

الإعراب:

(إنما) مثل الأولى  ، (يريد) مضارع مرفوع (الشيطان) فاعل مرفوع (أن) حرف مصدري (يوقع) مضارع منصوب، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو (بين) ظرف مكان منصوب متعلق بمحذوف حال من العداوة و (كم) ضمير مضاف إليه (العداوة) مفعول به منصوب (الواو) عاطفة (البغضاء) معطوف على العداوة منصوب (في الخمر) جار ومجرور متعلق ب (يوقع) ، وفي لمعنى السببية (الواو) عاطفة (الميسر) معطوف على الخمر مجرور. (الواو) عاطفة (يصدّ) مضارع منصوب معطوف على (يوقع) ، و (كم) ضمير مفعول به، والفاعل هو (عن ذكر) جار ومجرور متعلق ب (يصدّكم) ، (الله) لفظ الجلالة مضاف إليه مجرور (الواو) عاطفة (عن الصلاة) مثل عن ذكر إعرابا وتعليقا (الفاء) رابطة لجواب شرط مقدر (هل) حرف استفهام فيه معنى الأمر (أنتم) ضمير منفصل مبني في محلّ رفع مبتدأ (منتهون) خبر مرفوع وعلامة الرفع الواو.