نگرشىبرواژههایآیات 167-169سورهنساء :
فرجام سياه بيدادگران
قرآن، در اين آيه مباركه از فرجام سياه كفرگرايان و ظالمان پرده برمىدارد و مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صدُّوا عَن سبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضلُّوا ضلَلا بَعِيداً(167)
بىگمان كسانى كه كفر ورزيدند، و ديگران را از توحيد و تقوا و راه و رسمى كه تو مردم را به آن دعوت مىكنى باز داشتند، از راه راست انحراف جسته و در گمراهى دور و درازى درافتادهاند؛ آنان با اين بدانديشى و زشتكردارى خويش، از وسيله نجات كه اين دين آسمانى و بر حق است و خدا آن را براى بندگانش پسنديده، وتو را براى هدايت مردم به سوى آنان فرستاده است محروم گرديده، و اين گنجِ معنوىِ پر بها را از كف دادهاند.
((بعد از آنكه خداى تعالى حجت بالغه در رسالت پيامبرش و در نزول كتاب او از ناحيه خود را ذكر كرد و بعد از آنكه فرمود: اين كتاب از سنخ وحيى است كه به انبياى قبل از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) وحى مى شده و اينكه اين كتاب مقرون به شهادت او و شهادت ملائكه اوست ، هر چند كه او براى شهادت كافى است ، اينك در اين آيه ضلالت كسانى را كه به اين حجت بالغه كفر بورزند و ا ز آن اعراض كنند، هر كس كه باشند، چه يهود و چه نصارا، محقق و تثبيت نموده است .
و در اين آيه شريفه به جاى آنكه بفرمايد: « ان الذين كفروا و صدوا عن كتاب الله » فرموده : « و صدوا عن سبيل الله » و با اينكه گفتار در نزول كتاب از ناحيه خدابود و اين خود يك كوتاه گوئى لطيفى است و كانه فرموده : « كسانى كه كفر ورزيدند و از پيشرفت اين كتاب و اين وحيى كه كتاب متضمن آن است جلوگيرى مى كنند، به راه خدا كفر ورزيده و از آن جلوگيرى كرده اند و كسانى كه كفر بورزند و از راه خدا جلوگيرى كنند چنين و چنان مى شوند. ترجمه تفسير الميزان جلد 5 صفحه : 233))
167 - بىترديد كسانى كه كفر ورزيدند و از راه خدا روى گرداندند، در بيراههاى دور و دراز گم شدهاند.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيهْدِيَهُمْ طرِيقاً(168)
بىترديد آنان كه رسالت آسمانى محمد صلى الله عليه وآله را انكار نموده و با نسبتِ دروغ دادن به او و پيام آسمانىاش در مورد او ستم كردند و با آگاهى به درستى دعوت او، به آن حضرت و دين و آيين آسمانى او كفر ورزيدند، و به انگيزه حسادتورزى و بيدادگرى و برترى طلبى و زيادهخواهى، مقام والاى او را ناديده گرفتند؛ آرى اينان هرگز مورد آمرزش قرار نخواهند گرفت و از عفو او بهرهمند نخواهند شد،
((در اينجا براى بار دوم ضلالت كفار، و سرانجام شوم آنان را تثبيت نموده ، در حقيقت تحقيق و تثبيت قبلى را كه مضمون آيه قبلى بود تاكيد مى كند و بر اين اساس مراد از ظلم در اينجا نيز همان صد و جلوگيرى از راه خدا است و مطلب روشن است .
و ممكن است آيه شريفه در مقام تعليل آيه قبل باشد و بيان كند كه چرا ضلالت آنان ضلالت بعيدى است و معناى آيه روشن است .ترجمه تفسير الميزان جلد 5 صفحه : 233))
168 - كسانى كه كفر ورزيدند و ستم كردند، خدا چنين نيست كه آنان را بيامرزد و نه [چنين است كه] آنان را به راهى بنمايد،
إِلا طرِيقَ جَهَنَّمَ خَلِدِينَ فِيهَا أَبَداً
و هرگز خدا آنان را به راه بهشت راه نخواهد نمود؛ بلكه به كيفر كفر و بيدادشان، آنان را به سوى آتشهاى شعلهور دوزخ خواهد كشاند و در آن جا هماره ماندگار خواهند بود.
يادآورى اين نكته لازم است كه منظور از هدايت خدا در اين آيه شريفه، هدايت جهانشمول خدا نيست كه همه مىتوانند از آن بهرهور گردند، بلكه منظور، هدايت و الطاف ويژه او، و ارزانى داشتن توفيق راهيابى و انجام عمل شايسته براى رسيدن به بهشت است.
وَ كانَ ذَلِك عَلى اللَّهِ يَسِيراً(169)
و اين كار هماره بر خدا آسان است؛ چراكه قدرتى نيست كه مانع خواست خدا گردد.
169 - مگر راه دوزخ كه هماره در آن ماندگار خواهند بود؛ و اين [كار ]بر خدا آسان است.
تفسیر نور:
مراد از «ضلال بعيد» گمراهى مضاعف كافران است. كفر، يك گمراهى است و مانع شدن از ايمان ديگران، گمراهى دگر. كفر يك انحراف است و خود را بر حقّ دانستن، انحرافى بالاتر. كفر، ظلم به خويش است و مانع راه ديگران شدن، ظلم به تاريخ و نسل بشر.
شايد مراد از «ظلم» در آيهى 168، همان مانع شدن از هدايت ديگران باشد. زيرا چه ظلمى بالاتر از ظلم فكرى و فرهنگى و اعتقادى؟
سختترين عذابها و بدترين تعبيرات، براى كافرانى بيان شده كه با انواع تبليغات، تهمتها و تهديدات، مانع رسيدن پيام حقّ به گوش حقّجويانند. (عدم مغفرت، عدم هدايت، دوزخى شدن و جهنّم ابدى)
1- باز دارندگان مردم از هدايت، خود در گمراهى سختى هستند. «ضلّوا ضلالا بعيدا»
2- كفر و ظلم، در كنار همند و نتيجهى آنها، محروميّت از آمرزش و هدايت الهى است. «كفروا و ظلموا... لا ليهديهم»
3- كيفر كافرانِ ظالم كه مانع هدايت مردمند، دوزخ ابدى است. «جهنّم خالدين فيها»
الجدول:
[سورة النساء (4) :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعِيداً (167)
الإعراب:
(إنّ) حرف مشبّه بالفعل (الذين) اسم موصول مبني في محلّ نصب اسم إنّ (كفروا) فعل ماض مبني على الضم.. والواو فاعل (الواو) عاطفة (صدّوا) مثل كفروا (عن سبيل) جارّ ومجرور متعلّق ب (صدّوا) ، (الله) لفظ الجلالة مضاف إليه مجرور (قد) حرف تحقيق (ضلّوا) مثل كفروا (ضلالا) مفعول مطلق منصوب (بعيدا) نعت منصوب.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً (168)
الإعراب:
(إنّ الذين كفروا وظلموا) مثل نظيرتها المتقدّمة [1] ، (لم) حرف نفي وجزم (يكن) مضارع ناقص مجزوم وحرك بالكسر لالتقاء الساكنين (الله) لفظ الجلالة اسم يكن مرفوع (اللام) لام الجحود (يغفر) مضارع منصوب بأن مضمرة بعد لام الجحود (اللام) حرف جرّ و (هم) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (يغفر) . (الواو) عاطفة (لا) نافية مؤكّدة للنفي (ليهدي) مثل ليغفر و (هم) ضمير مفعول به (طريقا) مفعول به منصوب.
إِلاَّ طَرِيقَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أَبَداً وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً (169)
(إلّا) أداة استثناء (طريق) مستثنى بإلّا منصوب على الاستثناء المتّصل (جهنّم) مضاف إليه مجرور وعلامة الجرّ الفتحة لامتناعه من الصرف (خالدين) حال مقدّرة من مفعول يهديهم منصوبة وعلامة النصب الياء (في) حرف جرّ و (ها) ضمير في محلّ جرّ متعلّق ب (خالدين) ، (أبدا) ظرف زمان منصوب متعلّق بخالدين (الواو) استئنافيّة (كان) فعل ماض ناقص (ذلك) اسم إشارة مبني في محلّ رفع اسم كان.. و (اللام) للبعد والكاف للخطاب (على الله) جارّ ومجرور متعلّق ب (يسيرا) وهو خبر كان منصوب.