نگرشىبرواژههایآیات133-130سورهآلعمران  :

در آيه پيش، آفريدگار هستى خاطرنشان ساخت كه كيفر گناهكاران و كفرگرايان و يا آمرزش بندگان تنها به‏دست اوست، نه ديگرى؛ و اينك در اين آيه شريفه، يكى از كارهاى ناپسندى را كه انسان را درخور عذاب مى‏سازد، ترسيم مى‏كند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً

هان اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ربا را با افزوده‏هاى چندين برابر نخوريد!

درست است كه هرگونه مصرف و تصرّف پول ربوى حرام است، امّا قرآن كريم بدان دليل به ناروابودن ربا، روى خوردن آن انگشت نهاده كه در بيشتر موارد، بهره ورى از ثروت و پول را به خوردن آن تعبير مى‏كنند. مفهوم ربا نيز اين است كه انسان پول يا كالايى چون برنج يا گندم را به ديگرى قرض دهد و آنگاه پس از مدّتى، افزون بر اصل سرمايه، بهره و سود آن را هم از همان كالا باز ستاند.

در تفسير عبارت «اضعافاً مضاعفةً»، دو نظر ارائه شده است:

1. بعضى معتقدند منظور اين است كه وقتى وام گيرنده در موعد مقرّر وام خود را پرداخت نكرد، به‏اندازه مدّت دير كرد، بطور مرتّب دو يا چند برابر سود از او گرفته شود و همواره بر مقدار سرمايه افزون شود.

2. و برخى در تفسير آن گفته‏اند كه « نبايد با بهره‏كشى ظالمانه و گرفتن ربا، مرتب بر ثروت خود بيفزاييد و آن را چندبرابر سازيد » ؛ كه با اين بيان، ربا به هر نوع بهره‏كشى ناروا و حرام‏خوارگى اطلاق مى‏شود.

اشاره‏اى بر دليل تحريم ربا و رباخوارگى

مفسّران در علّت تحريم ربا، دلايلى ذكر كرده‏اند كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

1. برخى برآنند كه: دادوستد و معامله عادلانه، از نيازهاى ضرورى زندگى اجتماعى است؛ امّا ربا و رباخوارگى را نمى‏توان معامله و دادوستد منصفانه و گره‏گشا شمرد و به‏سبب همين تفاوت بسيار اساسى آن با معاملات عادلانه، تحريم شده است.

2. و برخى براين عقيده‏اند كه: وانهادن رباخوارگى درحقيقت انسان را از ظلم و بيداد رهايى مى‏بخشد و به فراخناى عدالت سوق مى‏دهد.

3. به همان ميزان كه قرض‏الحسنه و دادن وام نيكو، احياگر ارزشهاى اخلاقى همچون بخشش، دگردوستى، مهر به مردم و گذشت است، رباخوارگى اين ارزشها را ازبين مى‏برد؛ به همين دليل، خداوند قرض‏الحسنه را لازم و ربا را تحريم فرموده است. اين بيان از امام صادق نيز روايت شده است.

چرا تكرار؟

ربا و رباخوارگى در سوره بقره نيز تحريم شده است و آفريدگار هستى در آنجا همگان را از آلوده‏شدن به آن هشدار داد؛ پس، علّت تكرار آن در اين آيه شريفه براى چيست؟

دو پاسخ‏

1. پروردگار جهان در سوره بقره از ناپسندبودن و حرمت ربا خبر داد و در اين آيه مباركه، با صراحتى بسيار، همگان را از ارتكاب آن نهى مى‏كند و رباخواران را از افكنده‏شدن در آتش شعله‏ور دوزخ هشدار مى‏دهد.

2. در سوره بقره، ربا در كل تحريم شده؛ و در اين آيه شريفه، نوع خاصّى از اين بهره‏كشى ظالمانه - يعنى دريافت چندين و چند برابر وام - حرام اعلام شده است.

وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

130. [هان‏] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! ربا را با افزوده‏هاى چند برابر [ به‏بهانه دير كرد در پرداخت وام، نگيريد و ] نخوريد؛ و پرواى خدا را پيشه سازيد؛ باشد كه رستگار شويد.

ر ادامه سخن در اين مورد مى‏افزايد:

وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ

و از آتشى سوزان كه براى كفر گرايان آماده شده است، بترسيد و از كارهاى ناپسندى كه انسان را به دوزخ خواهد افكند، دورى گزينيد.

در آيه شريفه، آتش به كفرگرايان اختصاص داده شده، چرا كه بيشتر دوزخيان، از آنان هستند و دوزخ در اصل براى آنان مهيّا شده است، نه براى ايمان‏آوردگان، همچنانكه بهشت در اصل براى مردم باايمان آماده شده است. امّا گاه از مؤمنان گناهكار نيز به دوزخ افكنده مى‏شوند

131. و از آتشى [ بسيار شعله‏ور] كه براى كفر گرايان آماده شده است ، بترسيد [ و از اين شيوه ظالمانه دست برداريد] .

و مى‏فرمايد:

وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

132. و از خدا و پيامبر [او] فرمان بريد؛ باشد كه مورد مهر [و بخشايش خدا] قرار گيريد.

مقصود آيه شريفه اين است كه همه مقرّرات خدا را كه براى پيامبرش فرو فرستاده، رعايت كنيد و سيره و سنّت و شريعت پيامبر را گرامى بداريد تا بخشايش خداوند شامل حالتان شود و از عذاب پروردگار نجات يابيد. از اين آيه مباركه بر مى‏آيد كه فرمانبردارى از پيامبر، همان فرمانبردارى از خداست و هدف از تكرار اطاعت خدا و پيامبر اين است كه رهنمودهاى پيامبر را به آهنگ و نيّت اطاعت خدا بكار بنديد؛ همچنين نشانگر آن است كه پيامبر، بزرگمردى خداساخته و مصون از لغزش و اشتباه و آفتها است و اطاعت او درست بسان اطاعت از آفريدگار هستى است.

وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ

133. و به‏سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه فراخناى آن [ به گستردگى‏] آسمانها و زمين است [ و] براى پرواپيشگان آماده شده‏است، بشتابيد.

آيه شريفه بيانگر اين نكته است كه هان اى مردم باايمان! در انجام‏دادن كارهايى كه باعث آمرزش شما مى‏شود، از يكديگر سبقت بگيريد. حال اين اعمال چيست، ديدگاهها متفاوت است:

1. از «ابن عبّاس» است كه به اسلام و ايمان گرايش يابيد؛

2. از اميرمؤمنان نقل كرده‏اند كه به اجراى تكاليف دينى خويش و مقرّرات خدا بشتابيد.

3. پاره‏اى گفته‏اند: به هجرت به‏سوى خدا و پيامبر دست زنيد.

4. دسته‏اى ديگر معتقدند: در بجاآوردن نماز شايسته و تكبير نخستين آن، از هم پيشى گيريد.

5. به‏اعتقاد گروهى از مفسّران، در اجراى فرمانهاى خدا شتاب كنيد.

6. و جمعى آن را «شتاب در بجاآوردن نمازهاى چندگانه» تفسير كرده‏اند.

7. به عقيده بعضى، منظور اين است كه به‏سوى جهاد حركت كنيد.

8. و به‏نظر برخى ديگر، در توبه‏كردن و بازگشت به بارگاه خدا از يكديگر سبقت گيريد.

در تفسير جمله «و جنّةٍ عرضهاالسّماوات والأرض» نيز ديدگاه‏ها متفاوت است:

1. پاره‏اى گفته‏اند: منظور اين است كه «به‏سوى بهشتى بشتابيد كه فراخناى آن به‏گستردگى تمامى آسمانها و زمينهاى هفتگانه است». و بدان دليل به عرض بهشت اشاره شده است كه مردم باايمان با اطّلاع از عرض آن، گستردگى و طول آن را دريابند.

2. پاره‏اى ديگر معتقدند كه بها و ارزش بهشت، به‏اندازه آسمانها و زمين است. به عبارت ديگر، «عرض» را به بها معنا كرده‏اند؛ چنانكه گاه مى‏گوييم «عرضت هذا المتاع للبيع» و منظورمان نشان‏دادن قدر و منزلت و شكوه و ارزش كالا است.

3. و برخى نيز برآنند كه منظور گستردگى و فراخناى بهشت است؛ چرا كه در فرهنگ عرب، هرگاه بخواهند شكوه و وسعت زمين يا شهر و كشورى را نشان دهند، واژه «عرض» را درمورد آن بكار مى‏برند و اين مطلب هم در اشعار و هم در ادبيات عرب‏نمونه‏هاى بسيار دارد، ازجمله «امرؤالقيس» - شاعر مشهور عرب - گفته است: «بلاد عريضه و ارض عريضه» كه منظورش، وصف شهرهاى بزرگ و سرزمينهاى خرّم و پرطراوت است.

دوزخ كجاست؟

اگر براستى بهشت به گستردگى آسمانها و زمين و به عبارت روشنتر به وسعت جهان هستى است، پس دوزخ كجاست!

روايت كرده‏اند كه پيامبر در پاسخ به اين پرسش فرمود: سبحان‏اللّه! آيا وقتى شب از راه مى‏رسد، مى‏پرسيد روز كجاست؟

البته رسول اكرم پرسش آنان را با پرسش تفكّربرانگيز ديگرى پاسخ داد؛ امّا اين پرسش را مى‏توان بدينصورت تفسير كرد كه «هان اى بندگان خدا! براى آفريدگارى كه مى‏تواند شب تيره و تار را هرگاه كه اراده فرمود، ببرد و روز روشن را جايگزين آن سازد، آسان است كه دوزخ را در هر جا كه اراده فرمود، پديدآورد و حاضر سازد».

«اعدّت للمتّقين»

اين جمله تصريح مى‏كند كه بهشت براى پرواپيشگان آماده شده است؛ حال آنكه مى‏دانيم گناهكارانى كه توبه كنند و مهر و بخشايش خدا شامل حالشان شود، و نيز كودكان و ديوانگان هم، با ارزانى‏شدن خرد به آنان، وارد بهشت مى‏شوند. پس مفهوم اين جمله آن است كه بهشت پرطراوت و زيبا در اصل براى پرهيزگاران آماده شده است و ديگران بعد از آنان وارد بهشت مى‏شوند.

پاره‏اى نيز معتقدند كه اگر به‏خاطر پرواپيشگان نبود، آفريدگار هستى بهشت را نمى‏آفريد؛ و اين درست بسان آن است كه فردى سفره‏اى پر نعمت و رنگين براى شخصيت گرانقدرى بگستراند و در كنار آن، ديگران نيز بهره‏مند شوند. در اينجا روشن است كه هدف اصلى، احترام گذاردن به آن شخصيت گرانمايه بوده است ؛ و برخوردارى ديگران درواقع به‏بركت و احترام او است.

از آيه شريفه چنين برمى‏آيد كه بهشت هم اكنون موجود است. چرا كه آماده، به اين مفهوم است كه هم‏اكنون آفريده شده است.

نور:

اين آيه همراه با هشت آيه‏ى بعد، در ميان آيات جنگ اُحد قرار گرفته است. شايد اين امر به اين جهت باشد كه مسائل اخلاقى و اقتصادى، در يك نظام دفاعى مؤثّر است. جامعه‏اى كه افرادش اهل اخلاص و ايثار، و سبقت در كارهاى خير، و اطاعت از رهبر باشند، در جنگ هم موفّق خواهند بود، ولى جامعه‏ى پول پرست و بخيل و نافرمان و مصرّ بر ارتكاب گناه، يقيناً شكست خواهد خورد.

آيات تحريم ربا، در چند مرحله و به صورت تدريجى نازل شده است. گام اوّل، انتقاد از رباخوارى يهود بود: «و اخذهم الرّبا وقد نهوا عنه» گام دوّم اين آيه است كه منع از رباى چندين برابر مى‏كند و در گام سوّم، اسلام حتّى يك درهم ربا را تحريم و به منزله‏ى جنگ با خدا معرّفى كرده است.

1- ايمان، زير بناى عمل به دستورات است. «يا ايّها الّذين آمنوا لاتاكلوا الرّبا»

2- قبل از تحريم ربا، نمونه‏هاى زشت وبرجسته آن تحريم شد. «اضعافاً مضاعفة»

3- رعايت تقوى در مسائل اقتصادى بشدّت لازم است. «لا تأكلوا الربا... اتقوا اللّه»

4- رستگارى با رباخوارى بدست نمى‏آيد، بلكه با تقوا حاصل مى‏شود. «لا تأكلوا الربا... واتّقوا اللّه لعلكم تفلحون»

5 - رباخوار، نه در دنيا رستگار است، (به خاطر تشديد اختلافات طبقاتى كه منجر به تفرقه و كينه‏ى محرومان و انفجار آنها مى‏شود) و نه در آخرت. (به خاطر گرفتارى به قهر خداوند). «لا تأكلوا الربا... لعلّكم تفلحون»

1- رباخوارى يك نوع كفر است. «لا تأكلوا الربا... اعدّت للكافرين»

2- مسلمان رباخوار، همان عذابى را مى‏بيند كه براى كافر فراهم شده است. «اعدّت للكافرين»

3- دوزخ، براى كافران فراهم شده و اگر مسلمانانى گرفتار آن شوند، بخاطر تشابه عملى آنان با كفّار است. «اعدّت للكافرين»

4- دوزخ هم اكنون موجود است. «اعدّت للكافرين» همانگونه كه بهشت براى نيكوكاران آماده است. «و أزلفت الجنّة للمتّقين»

دليل شكست مسلمانان در جنگ اُحد، نافرمانى از دستور رسول اكرم صلى الله عليه وآله بود. زيرا آن حضرت فرموده بود كه منطقه حفاظتى واقع در ميان درّه‏هاى كوه احد را رها نكنند، ولى دسته محافظان بخاطر طمع ورزى و جمع آورى غنائم جنگى بر خلاف دستور، منطقه را رها كردند و دشمن از همان منطقه به مسلمانان ضربه زد.

1- دستورات و فرامينِ حكومتى پيامبر صلى الله عليه وآله، همچون فرمان خدا واجب الاطاعة است. «واطيعوا اللّه و الرسول»

2- رباخوارى، عصيان وطغيان در برابر خدا و رسول است. «لاتاكلوا الربا... واطيعوا اللّه و الرسول»

3- كسى كه بخاطر اطاعت از فرمان خدا و رسول، دست از رباخوارى بر دارد و به مردم رحم كند، مورد رحمت قرار خواهد گرفت. «اطيعوا... تُرحمون»

4- پيروى از خدا و رسول، رمز نجات از دوزخ است. «اتّقوا النار... واطيعوا اللّه و الرسول»

5 - نتيجه‏ى پيروى از خدا و رسول، به خود انسان برمى گردد، نه به خدا و رسول. «لعلّكم تُرحمون»

6- اطاعت از خدا، بى‏پاداش نيست، بلكه وسيله و بستر دريافت رحمت اوست. «اطيعوا... لعلكم تُرحمون»

گروهى از دانشمندان اسلامى، عقيده دارند كه بهشت و دوزخ هم اكنون وجود دارند و يكى از دلايل آنان همين آيات «اُعدّت للمتّقين» يا «اُعدّت للكافرين» است.

آمرزش گناه، كار الهى است و مراد از سرعت به سوى مغفرت، سرعت به سوى كارى است كه مغفرت را بدنبال داشته باشد.

در اين آيه، كلمه‏ى «عَرض» به معناى وسعت است، نه كلمه‏اى در برابر طول.

حضرت على عليه السلام در تفسير اين آيه فرمودند: «سارِعُوا الى اداء الفَرائِض» به انجام تكاليف الهى سرعت كنيد.

1- سرعت در كار خير، ارزش آن را بالا مى‏برد. «سارعوا»

2- اوّل بخشيده شدن، سپس بهشت رفتن. «مغفرة... جنّة»

3- آمرزش گناه مردم، از شئون ربوبيّت الهى است. «مغفرة من ربّكم»

4- سرعت در توبه، لازم است. «سارعوا الى مغفرة»

5 - لازمه‏ى سرعت به سوى بهشت متّقين، قرار گرفتن در زمره‏ى متّقين است. «جنّة... اُعدّت للمتقين»

المیزان :

تفسیرنمونه :

آيات گذشته - چنانكه دانستيم - درباره غزوه احد و حوادث مربوط به آن ، و درسهاى گوناگونى است كه مسلمانان از آن حادثه فرا گرفتند، ولى اين سه آيه و شش آيه بعد از آن محتوى يك سلسله برنامه هاى اقتصادى ، اجتماعى و تربيتى است .

در نخستين آيه روى سخن را به مؤ منان كرده و مى فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! ربا (و سود پول ) را چند برابر نخوريد».(يا ايها الذين آمنوا لا تاءكلوا الربوا اضعافا مضافة ).

مى دانيم روش قرآن در مبارزه با انحرافات ريشه دار اجتماعى اين است كه تدريجا زمينه سازى مى كند، و افكار عموم را تدريجا به مفاسد آنها آشنا مى سازد، و آنگاه كه آمادگى براى پذيرفتن تحريم نهائى حاصل شد قانون را به صورت صريح

اعلام مى كند (مخصوصا در مواردى كه آلودگى به گناه زياد و وسيع باشد).

و نيز مى دانيم : عرب ، در زمان جاهليت آلودگى شديدى به رباخوارى داشت و مخصوصا محيط مكه محيط رباخواران بود، و سرچشمه بسيارى از بدبختيهاى اجتماعى آنها نيز همين كار زشت و ظالمانه بود، به همين دليل قرآن براى ريشه كن ساختن رباخوارى حكم تحريم را در چهار مرحله بيان كرده است :

1 - در آيه 39 سوره روم نخست درباره (ربا) به يك پند اخلاقى قناعت شده آنجا كه مى فرمايد: «و ما آتيتم من ربا ليربو فى اموال الناس فلا يربو عند الله و ما آتيتم من زكوة تريدون وجه الله فاولئك هم المضعفون ؛ آنچه به عنوان ربا مى پردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد، نزد خدا فزونى نخواهد يافت ، و آنچه را به عنوان زكات مى پردازيد و تنها رضاى خدا را مى طلبد (مايه بركت است و) كسانى كه چنين كنند داراى پاداش مضاعفند».

و بدين طريق اعلام مى كند كه تنها از ديدگاه افراد كوته بين است كه ثروت رباخواران از راه سود گرفتن افزايش مى يابد، اما در پيشگاه خدا چيزى بر آنها افزوده نمى شود بلكه زكات و انفاق در راه خدا است كه ثروتها را افزايش مى دهد.

2 - در سوره نساء آيه 161 ضمن انتقاد از عادات و رسوم غلط يهود به عادت زشت رباخوارى آنها اشاره كرده و مى فرمايد: «و اخذهم الربا و قد نهوا عنه ؛ يكى ديگر از عادات بد آنها اين بود كه ربا مى خوردند با اينكه از آن نهى شده بودند».

3 - در سوره بقره آيات 275 تا 279 هر گونه رباخوارى به شدت ممنوع اعلام شده و در حكم جنگ با خدا ذكر گرديده است .

4 - و بالاخره در آيه مورد بحث چنانكه ضمن تفسير آن خواهيم گفت ، حكم تحريم ربا صريحا ذكر شده ، اما تنها به يك نوع از انواع ربا و نوع شديد و فاحش آن اشاره شده است .

در اين آيه اشاره به تحريم رباى فاحش شده و با تعبير «اضعافا مضاعفة»

بيان گرديده است . منظور از رباى فاحش اين است كه سرمايه به شكل تصاعدى در مسير ربا سير كند يعنى سود در مرحله نخستين با اصل سرمايه ضميمه شود و مجموعا مورد ربا قرار گيرند، و به همين ترتيب در هر مرحله ، سود به اضافه سرمايه ، سرمايه جديدى را تشكيل دهد، و به اين ترتيب در مدت كمى از راه تراكم سود مجموع بدهى بدهكار به چندين برابر اصل بدهى افزايش يابد و به كلى از زندگى ساقط گردد.

بطورى كه از روايات و تواريخ استفاده مى شود در زمان جاهليت معمول بود كه اگر بدهكار در راءس مدت نمى توانست بدهى خود را بپردازد از طلبكار تقاضا مى كرد كه مجموع سود و اصل بدهى را به شكل سرمايه جديدى به او قرض بدهد و سود آن را بگيرد! در عصر ما نيز در ميان رباخواران اين رباخوارى بسيار ظالمانه فراوان است .

در پايان آيه مى فرمايد: «اگر مى خواهيد رستگار شويد بايد تقوا را پيشه كنيد و از اين گناه بپرهيزيد»(و اتقوا الله لعلكم تفلحون ).

در آيه بعد مجددا روى حكم تقوا را تاءكيد كرده ، مى گويد: «و از آتشى بپرهيزيد كه در انتظار كافران آماده شده است»، (و اتقوا النار التى اعدت للكافرين ).

از تعبير «كافران» استفاده مى شود كه اصولا رباخوارى با روح ايمان سازگار نيست و رباخواران از آتشى كه در انتظار كافران است سهمى دارند!

و نيز استفاده مى شود كه آتش دوزخ اصولا براى كافران آماده شده و گناهكاران و عاصيان به همان مقدار كه شباهت و هماهنگى با كافران دارند سهمى از آن خواهند داشت .

تهديد آيه سابق با تشويقى كه در اين آيه براى مطيعان و فرمانبرداران ذكر شده تكميل مى گردد و مى فرمايد: «فرمان خدا و پيامبر را اطاعت كنيد و رباخوارى را ترك گوئيد تا مشمول رحمت الهى شويد».(و اطيعوا الله و الرسول لعلكم ترحمون ).

به دنبال آيات گذشته كه بدكاران را تهديد به مجازات آتش و نيكوكاران را تشويق به رحمت الهى مى كرد، در اين آيه كوشش و تلاش نيكوكاران را تشبيه به يك مسابقه معنوى كرده كه هدف نهائى آن آمرزش الهى بر يكديگر سبقت بگيريد»(و سارعوا الى مغفرة من ربكم )

«سارعوا» از «مسارعت» به معنى كوشش و تلاش دو يا چند نفر براى پيشى گرفتن از يكديگر در رسيدن به يك هدف است ، و در كارهاى نيك ، قابل ستايش ، و در كارهاى بد، نكوهيده است .

در حقيقت قرآن در اينجا از يك نكته روانى استفاده كرده كه انسان براى انجام دادن يك كار اگر تنها باشد معمولا كار را بدون سرعت و به طور عادى انجام مى دهد، ولى اگر جنبه مسابقه به خود بگيرد، آنهم مسابقه اى كه جايزه باارزشى براى آن تعيين شده ، تمام نيرو و انرژى خود را به كار مى گيرد و با سرعت هر چه بيشتر به سوى هدف پيش مى تازد.

و اگر مى بينيم هدف اين مسابقه در درجه اول مغفرت قرار داده شده براى اين است كه رسيدن به هر مقام معنوى بدون آمرزش و شستشوى از گناه ممكن  نيست ، نخست بايد خود را از گناه شست و سپس به مقام قرب پروردگار گام نهاد!.

دومين هدف اين مسابقه معنوى بهشت قرار داده شده ، بهشتى كه وسعت آن ، پهنه آسمانها و زمين است (و جنة عرضها السموات و الارض ).

بايد توجه داشت كه مراد از «عرض» در آيه فوق اصطلاح هندسى آن كه در مقابل طول است ، نيست ، بلكه به معنى لغوى كه وسعت است ، مى باشد.

در آيه 21 سوره حديد همين تعبير با تفاوت مختصرى ديده مى شود: «سابقوا الى مغفرة من ربكم و جنة عرضها كعرض السماء و الارض ؛ به پيش تازيد براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است».

در اين آيه به جاى «مسارعت» صريحا كلمه «مسابقه» ذكر شده و «سماء» به صورت مفرد با الف و لام جنس آمده كه در اينجا معنى عموم مى دهد، و از «كاف تشبيه» استفاده شده است . به اين معنى كه در آيه مورد بحث صريحا مى گويد: «وسعت بهشت همان وسعت آسمانها و زمين است» ولى در آيه سوره حديد مى گويد: «وسعت آن مانند وسعت آسمان و زمين مى باشد»، و هر دو تعبير يك معنى را مى رساند.

در پايان آيه تصريح مى كند كه : «اين بهشت ، با آن عظمت ، براى پرهيزگاران آماده شده است»(اعدت للمتقين ).

اكنون اين سؤ ال پيش مى آيد كه :

اولا: آيا بهشت و دوزخ هم اكنون آفريده شده و وجود خارجى دارند يا بعدا در پرتو اعمال مردم ايجاد مى شوند؟

ثانيا: اگر آنها آفريده شده اند جاى آنها كجا است ، (با توجه به اينكه قرآن مى گويد وسعت بهشت به اندازه آسمانها و زمين است ).

آيا بهشت و دوزخ الان موجودند؟

اكثر دانشمندان اسلامى معتقدند كه اين دو هم اكنون وجود خارجى دارند و ظواهر آيات قرآن نيز اين نظر را تاءييد مى كند، به عنوان نمونه :

1 - در آيه مورد بحث و در آيات فراوان ديگرى تعبير به «اعدت» (مهيا شده ) يا تعبيرات ديگرى از همين ماده ، گاهى در مورد بهشت و گاهى درباره دوزخ ، آمده است .

از اين آيات استفاده مى شود كه بهشت و دوزخ هم اكنون آماده شده اند اگر چه بر اثر اعمال نيك و بد انسانها توسعه مى يابند (دقت كنيد).

2 - در آيات مربوط به معراج در آيه 13 تا 15 سوره «و النجم» مى خوانيم : «و لقد رآه نزلة اخرى عند سدرة المنتهى عندها جنة الماوى ؛ بار ديگر پيامبر جبرئيل را نزد (سدرة المنتهى ) در آنجا كه بهشت جاويدان قرار داشت مشاهده كرد» - اين تعبير گواه ديگرى بر وجود فعلى بهشت است .

3 - در سوره تكاثر آيه 5 و 6 و 7 مى فرمايد: «كلا لو تعلمون علم اليقين لترون الجحيم ثم لترونها عين اليقين ؛ اگر علم اليقين داشتيد دوزخ را مشاهده مى كرديد سپس به عين اليقين آن را مى ديديد».

در روايات مربوط به معراج و روايات ديگر نيز نشانه هاى روشنى بر اين مساءله ديده مى شود.

بهشت و دوزخ در كجا هستند؟

به دنبال بحث فوق اين بحث پيش مى آيد كه اگر اين دو هم اكنون موجودند در كجا هستند؟

پاسخ اين سؤ ال را از دو راه مى توان داد:

نخست اينكه : بهشت و دوزخ در باطن و درون اين جهانند. ما اين آسمان و زمين و كرات مختلف را با چشم خود مى بينيم اما عوالمى كه در درون اين جهان قرار دارند نمى بينيم و اگر ديد و درك ديگرى داشتيم هم اكنون مى توانستيم آنها را ببينيم ، در اين عالم موجودات بسيارى هستند كه امواج آنها با چشم ما قابل درك نيستند، آيه «كلا لو تعلمون علم اليقين لترون الجحيم ؛ كه در بالا اشاره شد نيز گواه اين حقيقت است .

از پاره اى از احاديث نيز استفاده مى شود كه بعضى از مردان خدا درك و ديدى در اين جهان داشتند كه ، بهشت و دوزخ را نيز با چشم حقيقت بين خود مى ديدند.

ديگر اينكه : عالم آخرت و بهشت و دوزخ ، محيط بر اين عالم است ، و به اصطلاح اين جهان در شكم و درون آن جهان قرار گرفته ، درست همانند عالم جنين كه در درون عالم دنيا است ، زيرا مى دانيم عالم جنين براى خود عالم مستقلى است ، اما جداى از اين عالمى كه در آن هستيم نيست ، بلكه در درون آن واقع شده است ، عالم دنيا نيز نسبت به عالم آخرت ، همين حال را دارد، يعنى در درون آن قرار گرفته است .

و اگر مى بينيم قرآن مى گويد: وسعت بهشت به اندازه وسعت آسمانها و زمين است به خاطر آن است كه انسان چيزى وسيعتر از آسمان و زمين نمى شناسد تا مقياس سنجش قرار داده شود، لذا قرآن براى اينكه وسعت و عظمت بهشت را ترسيم كند آن را به پهنه آسمانها و زمين تشبيه كرده است ، و چاره اى غير از اين نبوده ، همانطور كه اگر كودكى كه در شكم مادر قرار دارد عقل مى داشت و مى خواستيم با او سخن بگوئيم بايد با منطقى صحبت كنيم كه براى او در آن محيط قابل درك باشد.

از آنچه گفتيم پاسخ اين سؤ ال نيز روشن شد كه اگر وسعت بهشت به اندازه زمين و آسمانها است پس دوزخ كجا است ؟

زيرا طبق پاسخ اول ، دوزخ نيز در درون همين جهان قرار گرفته و وجود آن در درون اين جهان منافاتى با وجود بهشت در درون آن ندارد (همانطور كه در مثال امواج فرستنده صوتى ذكر شد)

و اما طبق پاسخ دوم كه بهشت و دوزخ محيط بر اين جهان باشند جواب باز هم روشنتر است زيرا دوزخ مى تواند محيط بر اين جهان باشد و بهشت محيط بر آن ، و از آن هم وسيعتر.

تفسیراطيبالبيان:

  الجدول:

[سورة آل عمران (3) : آية 130]

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (130)

الإعراب:

(يا) أداة نداء (أيّها) منادى نكرة مقصودة مبنيّ على الضمّ في محلّ نصب ... وها التنبيه (الذين) اسم موصول مبنيّ في محلّ نصب نعت لأي- على المحلّ- أو بدل منه (آمنوا) فعل ماض مبنيّ على الضمّ ... والواو فاعل (لا) ناهية جازمة (تأكلوا) مضارع مجزوم وعلامة الجزم حذف النون ... والواو فاعل (الرّبا) مفعول به منصوب وعلامة النصب الفتحة المقدّرة على الألف (أضعافا) مصدر في موضع الحال منصوبة (مضاعفة) نعت لأضعاف منصوب مثله (الواو) عاطفة (اتّقوا) أمر وفاعله (الله) لفظ الجلالة مفعول به منصوب (لعلّ) حرف مشبّه بالفعل للترجّي و (كم) ضمير اسم لعلّ (تفلحون) مضارع مرفوع.. والواو فاعل.

[سورة آل عمران (3) : الآيات 131 الى 133]

وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ (131)

(الواو) عاطفة (اتّقوا النار) مثل اتّقوا الله في الآية السابقة (الّتى) اسم موصول مبنيّ في محلّ نصب نعت للنار (أعدّت) فعل ماض مبنيّ للمجهول ... والتاء للتأنيث، ونائب الفاعل ضمير مستتر تقديره هي (للكافرين) جار ومجرور متعلّق ب (أعدّت) وعلامة الجرّ الياء.

وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (132)

(الواو) عاطفة (أطيعوا الله) مثل اتّقوا الله «1» ، (الواو) عاطفة (الرّسول) معطوفة على لفظ الجلالة منصوب مثله (لعلّكم ترحمون) مثل لعلّكم تفلحون «2» ، والفعل مبنيّ للمجهول ... والواو نائب فاعل.

وَسارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ (133)

الإعراب:

(الواو) عاطفة (سارعوا) فعل أمر مبنيّ على حذف النون.. والواو فاعل (إلى مغفرة) جارّ ومجرور متعلّق ب (سارعوا) ، (من ربّ) جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف نعت لمغفرة و (كم) ضمير مضاف إليه (الواو) عاطفة (جنّة) معطوف على مغفرة مجرور مثله (عرض) مبتدأ مرفوع و (ها) ضمير مضاف إليه (السّموات) خبر مرفوع على حذف مضاف أي سعة السموات أو عرض السموات (الواو) عاطفة (الأرض) معطوف على السموات مرفوع مثله (أعدّت للمتّقين) مثل أعدّت للكافرين.