نگرشى بر واژه‏های آیات 267سوره بقره :

«ولاتيمّموا»: قصد نكنيد. مصدر اين واژه، «تيمّم» به‏معناى «قصد و آهنگ‏كردن» است.

«خبيث»: پليد و پست از هر پديده‏اى.

«تغمضوا»: چشم بپوشيد. واژه «اغماض» در معامله، به‏معناى پايين‏آوردن قيمت است به‏سبب عيبى كه در كالا است؛ و واژه «غموض» نيز به‏مفهوم «پوشيده و پنهان‏بودن» بكار رفته است.

شان نزول آیه

از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه اين آيه در باره جمعى نازل شد كه ثروتهايى از طريق رباخوارى در زمان جاهليت جمع‏آورى كرده بودند و از آن در راه خدا انفاق مى‏كردند، خداوند آنها را از اين كار نهى كرد. و دستور داد از اموال پاك و حلال در راه خدا انفاق كنند. در تفسير" مجمع البيان" پس از نقل اين حديث، از على (عليه السلام) نقل مى‏كند كه حضرت فرمود: اين آيه در باره كسانى نازل گرديد كه به هنگام انفاق خرماهاى خشك و كم گوشت و نامرغوب را با خرماى خوب مخلوط مى‏كردند و بعد انفاق مى‏نمودند. به آنها دستور داده شد كه از اين كار بپرهيزند. البته اين دو شان نزول هيچ گونه منافاتى با هم ندارند و ممكن است آيه در مورد هر دو دسته نازل شده باشد، كه يكى ناظر به پاكى معنوى و ديگرى ناظر به مرغوبيت مادى و ظاهرى است. و توجه به اين نکته لازم است كه طبق آيه 275 سوره بقره كسانى كه در زمان‏ جاهليت اموالى از طريق رباخوارى جمع‏آورى كرده بودند و پس از نزول آيه خود دارى از ادامه رباخوارى نمودند، اموال گذشته بر آنها حرام نبوده است، يعنى اين قانون شامل گذشته نمى‏شود، ولى مسلم است كه اين مال در عين حلال بودن با اموال ديگر فرق داشت و در حقيقت شبيه اموالى بود كه از طرق مكروه به دست بيايد!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ

267. هان اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از پاكيزه‏هاى آنچه بدست آورده‏ايد، و [ نيز ]از آنچه برايتان از زمين برآورده‏ايم، [ در راه خدا ]انفاق كنيد،

روشن است كه روى سخن اين آيه شريفه، مردم باايمان است و آنان را موظّف مى‏دارد كه از آنچه از راه تجارت و دادوستد حلال و عادلانه بدست مى‏آورند، در راه خدا انفاق كنند. امّا برخى معتقدند منظور اين است كه «از بهترين نعمتهايى كه از راه دادوستد و كسب و كار حلال بدست آورده‏ايد، در راه خدا انفاق كنيد»؛ بسان اين آيه شريفه كه مى‏فرمايد: «لَنْ‏تَنالُواالْبِرَّ حَتّى‏ تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ ...»(25) (به اوج نيكى و نيكوكارى نخواهيد رسيد، مگر آنكه از آنچه دوست مى‏داريد، در راه خدا انفاق كنيد).

از پيامبر گرامى آورده‏اند كه روزى وارد بازار شد و رو به تجّار و بازاريان فرمود:

«يا معشرالتّجّار انتم وْجّار اِلّا مَن اتقى و برّ و صدق...»(26)

هان اى گروه تاجران و بازاريان! شما گناهكار و نافرمان هستيد، مگر كسانى از شما كه پرواى خدا را پيشه سازند، نيكى كنند و انفاق نمايند.

همچنين از پيامبر گرامى آورده‏اند كه فرمود:

«اطيب ما اكل‏الرّجل من كسبه ...»(28)

پاكيزه‏ترين و مشروع‏ترين مصارف انسان آن است كه از راه كسب و كار حلال بدست آورده است.

«سعيدبن عمير» از آن گرانمايه پرسيد:

«اىّ كسب‏الرّجل اطيب؟ قال عمل‏الرّجل بيده و كلّ بيع مبرور.»(29)

چه كار و پيشه‏اى پاكيزه‏تر و عادلانه‏تر است؟ فرمود: كار مشروع و حلال و تجارت درست.

و نيز امير مؤمنان فرمود:

«من اتّجر بغير علمٍ ارتطم فى‏الرّبا.»(30)

هر كه بدون دانش و آگاهى به تجارت پردازد، به ربا و راههاى حرام درخواهد غلطيد.

در اينكه اين آيه شريفه مردم را به انفاق حقوقى فرمان مى‏دهد يا انفاق اخلاقى و مستحب، در ميانِ مفسّران بحث هست:

1. بباور بعضى، دستور آيه شريفه، درمورد پرداخت انفاق حقوقى يا زكات واجب است.

2. امّا بباور برخى ديگر اين آيه مباركه به انفاق اخلاقى و استحبابى فرمان مى‏دهد؛ چرا كه مقدار زكات و صدقات واجب، معلوم است؛ و چنانچه كمتر از آن باشد، قرضى است كه بايد بطور كامل پرداخت شود؛ افزون بر اين، اگر تمامى مالى كه زكات آن واجب است، از جنس نامرغوب باشد، مى‏توان زكات آن را از همان مال داد.

3. و پاره‏اى مى‏گويند: آيه شريفه هم به انفاق حقوقى و واجب فرمان مى‏دهد و هم به انفاق اخلاقى و مستجب.

بباور ما، اين ديدگاه بهتر است؛ و از آيه شريفه اين واقعيت نيز دريافت مى‏شود كه پاداش ِ انفاقِ مال حلالى كه از راه كسب و كار فراهم آمده باشد، از مال حلالى كه از غير راه كسب و كار باشد، بيشتر است؛ چرا كه مال نخست با زحمت بيشترى بدست آمده است.

وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُواْ الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِيهِ

و از آنچه از زمينى برايتان برآورده‏ايم، در راه خدا انفاق كنيد و بخشهاى نامرغوب و كم‏ارزشتان را كه خود جز با چشمپوشى آن را نمى‏ستانيد، درنظر نگيريد.

در تفسير جمله «ولستم بآخذيه الّا ان تغمضوا فيه»، دو نظر ارائه شده است:

1. برخى مى‏گويند: منظور اين است كه «چيزهايى را كه خود حاضر نمى‏شويد جز با گذشت و چشمپوشى از عيوب آنها، از بدهكارانتان بگيريد، صدقه ندهيد».

2. و برخى ديگر برآنند كه «چيزهايى را كه جز با كاستن از بهاى آنها، خودتان نمى‏پذيريد، صدقه ندهيد».

 وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ

و بدانيد كه خدا بى‏نياز و ستوده است.

پاره‏اى برآنند كه: قرارگرفتن واژه «حميد» در پايان آيه، به اين معناست كه نعمتهاى بيشمار و ارزشمندى كه خداوند به انسانها ارزانى داشته است، باعث مى‏شود كه مردم به ستايش آن بخشاينده بزرگ همّت گمارند. امّا برخى ديگر از مفسّران، واژه «حميد» را به‏مفهوم «حامد» گرفته و مى‏گويند منظور اين است كه: خدا بااينكه از شما مردم و انفاق شما بى‏نياز است، هم كارهاى شايسته شما را مى‏پذيرد و هم حق‏شناس است و شما را بر اعمال شايسته‏اى كه انجام مى‏دهيد، مى‏ستايد.

گفتنى است كه در اينجا، واژه «حميد» از «حليم» مناسب‏تر است؛ همانگونه كه در آيه پيشين، واژه «حليم» مناسب‏تر بود، چرا كه در اينجا پس از فرمان به انفاق از بهترين بخش دارايى و ثروت، مى‏فرمايد: خدا بااينكه بى‏نياز است، به‏دليل حق‏شناسى خود، انفاقگر باايمان را مى‏ستايد و به او پاداش مى‏دهد.

نور:

آيات قبل، شرايط انفاق كننده را مطرح كرد و اين آيه شرايط چيزهايى را بيان مى‏كند كه به محرومان انفاق مى‏شود.

امام باقر عليه السلام ذيل اين آيه فرمودند: بعضى از مسلمانان درآمدهاى حرامى مانند ربا داشتند كه صرف فقرا مى‏كردند، اين آيه آنان را نهى نمود.

1- هدف از انفاق، رهايى از بخل است، نه رهايى از اشياى بى‏ارزش و نامطلوب. «انفقوا من طيّبات ما كسبتم»

2- در انفاق، تفاوتى ميان پول نقد يا كالا نيست. «ما كسبتم... ما اخرجنا»

3- بخششِ بادآورده‏ها مهم نيست، بلكه بخشش از دست‏رنج، داراى ارزش است. «ما كسبتم»

4- در انفاق بايد كرامت محرومان محفوظ بماند. «ولا تيمّموا الخبيث»

5 - نه تنها از چيزهاى ناپاك و پست انفاق نكنيد، بلكه به فكر آن نيز نيفتيد. «ولاتيمّموا»

6- وجدان انسان، بهترين معيار براى شناخت پسنديده و ناپسند است. هر آنچه را مى‏پسندى كه به تو انفاق كنند، شايسته است كه انفاق كنى و اگر آنرا دوست نمى‏دارى، شايسته‏ى انفاق نيست. «لستم باخذيه الا ان تغمضوا»

7- هر فرد ثروتمندى احتمال فقير شدن خود را بدهد، شايد روزى دستِ دهنده شما، دستِ گيرنده شد. «آخذيه»

8 - گرفتن مال نامرغوب، نشانه رضايت فقرا نيست، بلكه نشانه‏ى استيصال آنان است. «تغمضوا» يعنى شما هم با اغماض وسختى ممكن است چيزى را بگيريد، ولى اين نشانه‏ى رضايت شما نيست.

9- اثر انفاق به خود شما بر مى‏گردد، وگرنه خداوند غنى و بى‏نياز است. «ان اللّه غنى حميد»

10- غناى الهى همراه با كمالات ومحبوبيّت است. «غنى حميد»

المیزان :

كلمه «تيمم» هم به معناى «قصد» است ، و هم معناى «اقدام عمدى»، و كلمه «خبيث» ضد كلمه «طيب» را معنا مى دهد، آن به معناى ناپاك ، و اين به معناى پاك است ، و كلمه «منه» متعلق به كلمه خبيث است ، و جمله : «تنفقون»، حالى است از فاعل «تيمموا»، و جمله : «لستم باخذيه» حالى است از فاعل «تنفقون» و عاملش همان فعل است ، و جمله : «ان تغمضوا فيه» به خاطر كلمه «ان» مبدل به مصدر مى شود، و لام بطوريكه گفته شده در تقدير است ، و تقدير كلام «الا لاغماضكم فيه» است ، ممكن هم هست حرف «باء» را در تقدير گرفت و گفت : تقدير كلام «الا بمصاحبه الاغماض» است .

تفسیر نمونه :

تفسیر اطيب البيان:

  الجدول:

[سورة البقرة (2) : آية 267]

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَلا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ (267)

الإعراب :

(يأيها الذين آمنوا) سبق إعرابها ، (أنفقوا) فعل أمر مبنيّ على حذف النون .. والواو فاعل (من طيّبات) جارّ ومجرور متعلّق بـ (أنفقوا) ، (ما) اسم موصول مبنيّ في محلّ جرّ مضاف إليه ، (كسب) فعل ماض مبنيّ على السكون .. و(تم) ضمير في محلّ رفع فاعل (الواو) عاطفة (من) حرف جرّ (ما) اسم موصول مبنيّ في محلّ جرّ متعلّق بـ (أنفقوا) ، وفي الكلام حذف مضاف أي : من طيّبات ما أخرجنا (أخرجنا) مثل كسبتم (اللام) حرف جرّ و(كم) ضمير في محلّ جرّ متعلّق بـ (أخرجنا) ، (من الأرض) جارّ ومجرور متعلّق بـ (أخرجنا) ، (الواو) عاطفة (لا) ناهية جازمة (تيمّموا) مضارع مجزوم وعلامة الجزم حذف النون والواو فاعل (الخبيث) مفعول به منصوب.

(من) حرف جرّ و(الهاء) ضمير في محلّ جرّ متعلّق بـ (تنفقون) وهو مضارع مرفوع .. والواو فاعل (الواو) استئنافيّة أو حاليّة (ليس) فعل ماض ناقص جامد و(تم) ضمير في محلّ رفع اسم ليس (الباء) حرف جرّ زائد (آخذي) مجرور لفظا منصوب محلا خبر ليس ، وعلامة الجرّ الياء وحذفت النون للإضافة و(الهاء) مضاف إليه (إلّا) أداة حصر (أن) حرف مصدريّ ونصب (تغمضوا) مضارع منصوب وعلامة النصب حذف النون والواو فاعل (فيه) مثل منه متعلّق بـ (تغمضوا) بتضمينه معنى تتساهلوا. (الواو) استئنافيّة (اعلموا) مثل أنفقوا (أنّ) حرف مشبّه بالفعل للتوكيد (اللّه) لفظ الجلالة اسم أنّ منصوب (غنيّ) خبر مرفوع (حميد) خبر ثان مرفوع.