وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ

203. و خدا را در روزهاى معيّنى [از روز يازده تا سيزده ذيحجّه، با انجام‏دادن عبادت خاصّى‏] ياد كنيد؛ پس هر كه شتاب ورزد [و اين آداب و اعمال خاصّ عبادى را] در دو روز [انجام دهد،] بر او گناهى نيست؛ و هركس تأخير كند [و اين كارهاى عبادى را در سه روز انجام دهد،] بر او [نيز ]گناهى نيست. اين [اختيار و انتخاب ]براى كسى است كه [از كارهاى ممنوع به‏هنگام احرام ]پرهيز كرده باشد. و پرواى خدا را پيشه سازيد و بدانيد كه شما [در روز رستاخيز] تنها به‏سوى او كوچ داده خواهيد شد.

شان نزول آیه

امام باقر (عليه السلام) فرمود: در ايام جاهليت هنگامى كه از مراسم حج فارغ مى‏شدند، در آنجا اجتماع مى‏كردند و افتخارات نياكان خود را بر مى‏شمردند و از ايام گذشته آنها و جود و بخشش فراوانشان ياد مى‏كردند. و افتخارات موهومى براى خود و نياکان خود برمى‏شمردند. اين آيات نازل شد و به آنها دستور داد كه به جاى اين كار (نادرست)، ذكر خدا گويند و از نعمتهاى بىدريغ خداوند و مواهب او ياد كنند و با همان شور و سوز مخصوصى كه در افتخار و مباهات به‏ پدران خود در جاهليت داشتند نعم الهى را ياد كنند بلكه بيشتر و برتر. چنانکه از ابن عباس نيز نقل شده كه اهل جاهليت بعد از مراسم حج، مجالسى تشكيل مى‏دادند براى تفاخر به پدران و شرح امتيازات آنها و يا در بازارهايى همچون بازار عكاظ، ذى المجاز، مجنه كه تنها جاى داد و ستد نبود، بلكه مركز ذكر افتخارات (موهوم) نياكان بود جمع مى‏شدند و به اين كار مى‏پرداختند.

نگرشى بر واژه‏ها:

«معدودات»: بيشتر درمورد عدد كم بكار مى‏رود؛ گرچه به هر عددى، كم باشد يا زياد، معدود يا شمارش‏شده مى‏گويند.

«تحشرون»: گردآورده مى‏شويد.

«واذكروااللّه فى ايّامٍ معدوداتٍ»

و خداى را در روزهايى چند [از روز يازده تا سيزده ذيحجّه، با انجام عبادتى خاصّ‏] ياد كنيد

1. بيشتر مفسّران مى‏گويند: منظور از «روزهايى چند»، سه روز بعد از عيد قربان است، يعنى از يازده تا سيزده ذيحجّه؛ و مقصود از «روزهاى معلوم»، دهه اوّل ذيحجّه است كه در روايات هم به آن اشاره رفته است.

2. امّا برخى نيز برآنند كه منظور از «روزهاى معلوم»، روزهاى يازده تا سيزده ذيحجّه، و مقصود از «روزهايى چند»، ده روز اوّل ماه ذيحجّه است.

ذكر خدا

ذكرى كه در آيه شريفه به آن اشاره رفته، اين است كه پس از هر نماز در اين سه روز، اين جملات را با اخلاق بخوانيم:

«اللّه‏اكبر؛ اللّه‏اكبر؛ لااله الّااللّه واللّه‏اكبر؛ اللّه‏اكبر؛ و للّه‏الحمد اللّه‏اكبر على ماهدانا؛ والحمد للّه على ما اولينا واللّه‏اكبر على مارزقنا من بهيمةالانعام.»

بنابراين، بعد از نماز عيد بايد اين دعا و ذكر را خواند؛ همچنين تا نماز بامدادى روز چهاردهم، در آخر هر نماز بايد خوانده شود.

گفتنى است كه اين برنامه، مختصّ كسانى است كه در «منى» باشند؛ امّا آنان كه در شهرها هستند، بايد ازپى نماز روز عيد قربان تا ده نماز، اين ذكر خاصّ را در پايان نماز خويش بخوانند.

آنچه درمورد خواندن تكبيرها و دعاى خاصّ آمد، ديدگاه پيروان مذهب اهل بيت، به‏نقل از امام صادق (ع)، است.

«فمن تعجّل فى يومين فلا اثم عليه و من تاخّر فلا اثم عليه لمن‏اتّقى»

پس هر كه شتاب ورزد و اين دعاها و ذكرهاى خاص را در دو روز انجام دهد، بر او گناهى نيست؛ و هركس در اين كار تأخير ورزد نيز گناهى نكرده است؛ و اين [اختيار] براى كسى است كه [از كارهاى ممنوع به‏هنگام احرام‏] پرهيز كرده باشد

اين جمله از آيه شريفه، بيانگر آن است كه گرچه بهتر است زائر خانه خدا تا روز سوّم پس از عيد قربان در «منى» باشد و در آنجا خداى را ياد كند و آداب حجّ را بجاآورد، امّا چنانچه به هر دليل نخواهد قبل از روز سوّم حركت كند، مى‏تواند، مشروط براينكه بعد از فرارسيدن ظهر روز دوّم و پيش از غروب حركت كند؛ درغيراينصورت نمى‏تواند و بايد روز سيزدهم حركت كند.

در تفسير «فلا اثم عليه»، دو نظر ارائه شده است:

1. بعضى گفته‏اند: از آنجا كه گناهان فرد به‏سبب اجراى شايسته حجّ مورد بخشايش قرار گرفته، پس بر او گناهى نيست.

2. و برخى مى‏گويند: منظور اين است كه زائر خانه خدا در شتاب و حركت روز دوّم يا ماندن براى روز سوّم آزاد است و هركدام را انتخاب كند، بر او گناهى نيست.

در تفسير «لمن‏اتّقى» نيز دو ديدگاه مطرح است:

1. به اعتقاد پيروان اهل بيت، «لمن‏اتّقى» به «فمن تعجّل» برمى‏گردد؛ و تفسير آيه اين است كه: «هركس زودتر حركت كند، بر او گناهى نيست، مشروط بر اينكه تا آخرين روز حركت مردم، از شكار بپرهيزد.

2. گروهى نيز با الهام از روايتى كه از ششمين امام نور(ع) نقل مى‏كنند، مى‏گويند: تفسير آيه اين است كه «هركه در اين دو روز از دنيا برود، گناهان او بخشوده مى‏شود؛ و اگر پس از آن زنده بود، چنانچه از گناهان و لغزشها بپرهيزد، همچنان مورد بخشايش قرار مى‏گيرد و گناهى بر او نيست.

«واتّقوااللّه واعلموا انّكم اليه تحشرون»

و پرواى خدا را پيشه سازيد و از گناهان دورى جوييد و بدانيد كه در روز رستاخيز، تنها به‏سوى او گرد آورده خواهيد شد؛ و او درمورد عملكرد شما، داورى نمونه است و پاداش و كيفر شما را خواهد داد.

تفسیر نور:

اين آيه مى‏فرمايد: كسى كه در خارج شدن از سرزمين مِنى‏ عجله كند و روز دوازدهم بعد از ظهر بيرون آمده و به مكّه رود، گناهى بر او نيست، چنانكه اگر كسى شب سيزدهم را نيز در مِنى‏ بماند، گناهى بر او نيست.

1- زمان در دعا اثر دارد. «فى أيّام معدودات»

2- خداوند در سايه لطف خود، راه را بر مردم تنگ نمى‏كند.«فمن‏تعجّل...ومن‏تأخّر»

3- اساس كار، تقوى است. «لمن اتّقى» به فرموده روايات مراد از «تقوى» در اينجا دورى كردن از محرّمات در حال احرام مى‏باشد.

4- تعجيل در خروج از سرزمين منى‏ در روز 12 ذى‏الحجة يا تأخير تا روز 13، بايد همراه تقوا باشد. «لمن اتّقى»

اگر عجله براى نشان دادن زرنگى يا هدف فاسدى باشد و يا اضافه ماندن در آن سرزمين جهت خودنمايى و شهرت باشد، عمل فاسد مى‏شود.

5 - كارِ مقدّس و سرزمينِ مقدّس به تنهايى كافى نيست، انسان نيز بايد مقدّس و با تقوا باشد. دوبار كلمه «تقوى» در كنار هم براى زائران خانه‏ى خدا آن هم در سرزمين منى‏، نشانه‏ى نفوذ شيطان در همه‏جاست.

6- ايمان به معاد، قوى‏ترين عامل تقواست. «واتّقوا اللَّه... انّكم اليه تحشرون»

تفسیر المیزان :

تفسیر نمونه :

الجدول:

[سورة البقرة (2) : آية 203]

وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (203)

الإعراب :

(الواو) استئنافيّة (اذكروا) فعل أمر مبنيّ على حذف النون .. والواو فاعل (اللّه) لفظ الجلالة مفعول به منصوب (في أيام) جارّ ومجرور متعلّق بـ (اذكروا) ، (معدودات) نعت لأيام مجرور مثله (الفاء) عاطفة (من) اسم شرط مبنيّ في محلّ رفع مبتدأ (تعجّل) فعل ماض مبنيّ على الفتح في محل جزم فعل الشرط ، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو (في يومين) جارّ ومجرور متعلّق بـ (تعجّل) ، وعلامة الجرّ الياء (الفاء) رابطة لجواب الشرط (لا) نافية للجنس (إثم) اسم لا مبنيّ على الفتح في محلّ نصب (على) حرف جرّ و(الهاء) ضمير في محلّ جرّ متعلّق بمحذوف خبر لا (الواو) عاطفة (من تأخّر فلا إثم عليه) مثل سابقتها تأخذ إعرابها مفردات وجملا (اللام) حرف جرّ (من) اسم موصول مبنيّ في محلّ جرّ متعلّق بمحذوف خبر ، والمبتدأ محذوف تقديره هو يعود إلى جواز التعجيل والتأخير (اتّقى) فعل ماض مبنيّ على الفتح المقدّر على الألف ، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو (الواو) عاطفة (اتّقوا) مثل اذكروا (اللّه) مفعول به منصوب (الواو) عاطفة (اعلموا) مثل اذكروا (أنّ) حرف مشبّه بالفعل للتوكيد و(كم) ضمير في محلّ نصب اسم أنّ (إلى) حرف جرّ و(الهاء) ضمير في محلّ جرّ متعلّق بـ (تحشرون) وهو مضارع مبنيّ للمجهول مرفوع .. والواو نائب فاعل.